eitaa logo
سقوط.
136 دنبال‌کننده
80 عکس
11 ویدیو
2 فایل
آیا آنان که بی‌پروا میگویند و آتش میزنند نجات پیدا خواهند کرد؟ ناشناسمون: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1jfunqq&btn=Talk تلگرام گاهی: https://t.me/Falling_X
مشاهده در ایتا
دانلود
ای وای
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝗎𝖿𝗈.
فوروارد کنید و جوین باشید تا من: ⋆ به یکی از کارت های تاروتم تشبیه‌تون کنم ⋆ براتون ازش بگم ⋆ و در آخر یه جمله از زبان کارتتون براتون بنویسم Limit | tag
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میدونید. یه خوابی دیدم چند وقت پیش شاید ازش یه طرح زدم که ببینید.
خب بزارید براتون شرح‌ش بدم
همه چیز از اون کلاس لعنتی شروع میشه. همون کلاس نهم=) من (طبق معمول) رفتم توی کلاس چون هیچکسی نبود اونجا و واقعا، میخواستم بشینم و به تخته‌ای که آخرین مطالب ریاضی روش نوشته شده زل بزنم و ... من، نشستم روی صندلی خودم (که میز اول باشه) ولی به محض اینکه نشستم، نمیتونستم پاشم. یعنی dude ولی الکی هم نبود. هفت‌تا، دقیقتا هفت تا دختر، با موهای مشکی و صورت واقعا سفید (بدون رنگ، فقط سفید) که چهارتاشون روی صندلی‌های دیگه نشسته بودن و سه تای دیگه ایستاده بودن. یکیشون روبروی من بود. و این دخترها دهن نداشتن. ولی بینی و چشم داشتن ولی چشمهاشون.. نمیدونم چطور بگم. خالی بود. بدون مردمک بدون عنبیه ولی اونجا بودن. با پیراهن‌های ساده‌ی سفید. اونی که جلوم بود، موهای تقریبا بلند و صافی داشت و فقط سرش رو به سمت من گرفته بود. و سمت راستم، مرگ. یعنی واقعا مرگ.
و مرگ چه شکلی بود؟
نیمی از صورتش، انسان بود ولی باقی بدنش، یعنی باقی صورت و گردنش فقط اسکلت مشخص بود. یعنی نه گوشت، نه ماهیچه هیچی. فقط اسکلت. و پوستش، بی‌روحِ بی‌روح بوده. بی رنگ و تقریباااا خاکستری
با لباس‌های کهنه و پوسیده طوری که من، توی خواب میتونستم اون بوی پوسیدگی تابوت رو حس کنم. یعنی انگار واقعا کنارم بوده=) و واقعا، میتونم بگم بوی خاکستر میداد. خاکستر بدن یعنی دیدین خارج ینفرو میسوزونن و خاکسترشو فلان؟ دقیقا همون بو
با یه پارچه نسبتا ظریف، ولی همجنس با لباس خودش، روی سرش موهای بلندی داشت و مشکی و چشمهاش.. باورتون میشه بگم رنگو یادم نمیاد؟