باشه ولی هنوزم خریدن خوراکیای مورد علاقم میتونه کمی ، فقط کمی آرومم کنه .
فراریِمسلحبهقلم
متأسفانه از آدمای ناامید بدم میاد .
شاید بخاطر اینه که خواستم یه روش جدید تو زندگی به جز ناامید بودنو امتحان کنم ..
شایدم همیشه حالم بد باشه یا بیشتر اوقات ؛ اما از جاهایی که قلبم شکسته دوباره رشد میکنم و این روند ادامه داره .
دلم برا وقتایی که کرمِ کتاب بودم تنگ شده ، گم که میشدم از لا به لای کتابام پیدا میشدم .
هیچوقت از یادآوری خاطراتم انقدر بغضی نشده بودم ؛ الان رسما میتونم تا صبح گریه کنم ..
من تورو سپردم دست کسایی که نمیشناسم ؛ کاش خوب ازت مراقبت کنن ، عزیزِ دورم ..
آقا ما هروقت به زبان خودمون مسلط شدیم اونوقت عربی و انگلیسی عم بندازین تو یقهمون