پریکوچکغمگین
When I look back at old memories, I find myself wanting to go back to that time even more.
وقتی که به عکسای دوران کودکیم نگاه میکنم یه دختری رو میبینم که با لبخندی واقعی تر از هرچیزی به لنز دوربین خیره شده و با خودش میگه که " سری عکسمو بگیرم و تا بتونم زودتر برم خونه تا کارتونم رو نگاه کنم " ، چهره بیآرایش و زیبای دختری رو میبینم که انقدر ورجه ورجه میکرد تا مامان و باباش از دستش عاصی میشدن، وقتی به گوشش میخورد که مهمون میخواد بیاد خونشون یا برن مهمونی از خوشحالی پرواز میکرد.
ولی اون دختر در آخر به چه کسی تبدیل شد؟ هیچکس به معنای واقعی کلمه " هیچکس "
شد یه دختری که وقتی مامانش ازش میخواد عکس بگیره دستش رو میزاره رو صورتش و میگه که " عکس نگیر "، دیگه بدون آرایش کردن نمیتونه بیرون بره، انقدر از صبح تا شب تو اتاقش میمونه که مامان و باباش وقتی میبیننش بگن چه عجب بالاخره ما تورو دیدیم، وقتی مهمون میاد خونشون با هزارتا بدعنقی کردن میره تو اتاقش و صدای آهنگو تا ته زیاد میکنه.
و در آخر این همه چرند گفتن خواستم فقط به دل پاک و بیریای اون دختر کوچولو یک کلمه بگم " متاسفم " .
هدایت شده از خورشید در دستان ماه.
Challenge 𖦹
این پیام رو از اینجا هدایت کنید توی دیلی/چنلتون و داخل «خورشید در دستان ماه» (همون مخفیگاه شارلوت سابق) عضو باشید. تعدادی از علایقتون رو به همراه آهنگ/خواننده مورد علاقتون بگید
تا من یه Stopify lyric بر اساس انتخابتون +مودبوردی مثل عکس سمت چپ براتون بسازم + و یک تیکه شعر از فردریکو گارسیو لورکا هم بهتون بدم.
( اگه چنل ندارید آیدی تون رو ارسال کنید.🦖)
Tag :¹ |Tag :²
پریکوچکغمگین
کتاب، فیلم، بارون، دفترچه خاطرات، برچسبای ژورنال، آل استار، کاسیو، چایی اسکیتبرد، خوانندههای موردعلاقم زیادن ولی صرفا یکیشون اولیویا رودریگو