شکلاتفروشی جنگلی امیلی࣫͝
- تو که توی همهچیز دستی بر آتش داری؛ دستت نمیسوزه؟ =)
- اگه فردوسی نبود، من و تو الان با هم عربی صحبت میکردیم.
شکلاتفروشی جنگلی امیلی࣫͝
-
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یک نفر در آب دارد میسپارد جان
یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید
آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید
آن زمان که تنگ میبندید
بر کمرهاتان کمربند
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد میکند بیهوده جان قربان!