زن ها را از رقصیدن منع کردند، از آواز خواندن، از عاشقی کردن، از بوسیدن، از خندیدن. زن ها در پیله های خود فرو رفتند و از تنهایی بسیار شاعر شدند! و در شعر هایشان وحشیانه رقصیدند، آواز خواندند، عشق ورزیدند بوسیدند. اما خنده نه! فقط گریستند..
احتیاج دارم بگذره؛ خیلی بگذره،
برسه اونجایی که دارم برای اون اتفاق اشک شوق میریزم.
985.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تنها چیزی که میتونم باهاش حال کنم تویی.
در آخرین نامهام برایش نوشتم:
هرچه گشتم، خودم را در زندگیات پیدا نکردم؛
پس رفتم..
پرایوتِ دتری
بچه هاتونو تربیت کنید ما خسته ایم.
ما خسته ایم.
ی دفعه دیدین از بی اهمیتی شما، ما دست به کار شدیم با پشت دست زدیم تو دهنشون
هدایت شده از ᴘʀɪᴠᴀᴛᴇ ᴛʜᴏᴜɢʜᴛs