از همین الان از همسر ایندم معذرت میخوام ؛
مطمئنم توی موقعیت های زیادی قراره صداش بزنم داداش.
اشکهایش در استکانِ کمر باریک میچکید. این روزها داشت به نوشیدن چایِ شور عادت میکرد!
پرایوتِ دتری
بابا رضای من .. : )
اینکه همه رو داری میطلبی جز من خیلی داره اذیتم میکنه اصلا حواست هست ؟.
خیلی خسته شدم دیگه نمیدونم چطور التماست کنم نه میتونم بیخیال شم نه میطلبی فقط هی هر روز دلتنگ تر میشم.
ما به جرم ِساده لوحي این چنین تنهآ شدیم ،
مردمان ِاین زمانه با دو رنگی خوشترند.