پرایوتِ دتری
ولی مامان..
یادته بچه بودم میگفتم چرا آنقدر بی حوصله ای پاشو یه کاری کن خب چته به چه دلیلی یادته وقتی بهت زنگ میزدن میگفتی حوصله صحبت ندارم غر میزدم میگفتم چرا برا بقیه ارزش قائل نمیشی...؟
الان خودم از تو بدتر شدم الان خودم حال و حوصلهی یه کلمه حرف زدن با خانوادم و ندارم :)
پرایوتِ دتری
موندم مدرسه رو اون حرومزاده های رو مخ و چطور قراره تحمل کنم.
تو این نه سال یه بار هم برا دعوا دفتر نرفتم ولی اگه حضوری شه امسال از اون سال هاس که خفه نشن هر روز باید دفتر باشم
اصلا دیگه حوصله نادیده گرفتن ندارم هر کی زر زد یکی میزنم تو دهنش تا دفع بعد قبل زر زدن کمی فکر کنه با مغز ناقصش.
از یهجایی غمگین نمینویسی، با هیچکس راجعبه غمت صحبت نمیکنی، خیلی بیشتر میخندی ، به خودت میرسی و مشغول پیشرفتت میشی؛ دقیقا از همونجا از همیشه ناراحتتری