پرایوتِ دتری
تولدت مبارک عزیزترینم! بیست و یک سال پیش، تو نهتنها از یک مسیر بنبست عبور کردی، بلکه مسیر رو برای
از صمیم قلبم بهت افتخار میکنم♥️🫂 : )
امیدوارم زندگی ،
گاهی تو را
از قوی بودن معاف کند ؛
و فقط اجازه دهد
خوشحال باشی : ))
گفت: آدمی را دارید که وقتی از زندگی خسته شدید، شما را دوباره به زندگی برگرداند؟
«من از تو برایشان گفتم.»
پرایوتِ دتری
مامانم : چرا هنوز از این صابون ها میبری مدرسه مگه نیاز میشه؟ من : آره بابا به شدت نیازه💅🏻🎀.. پ.ن ب
مدیر ژون تو حالا هر چقدر میخوای کیف بگرد🎀.
پرایوتِ دتری
مامانم : چرا هنوز از این صابون ها میبری مدرسه مگه نیاز میشه؟ من : آره بابا به شدت نیازه💅🏻🎀.. پ.ن ب
راستی ناخن هامو کوتاه کردم و الان اصن دلم نمیخوام حتی چشم به دستام بیافته 🚮.
پرایوتِ دتری
مامانم : چرا هنوز از این صابون ها میبری مدرسه مگه نیاز میشه؟ من : آره بابا به شدت نیازه💅🏻🎀.. پ.ن ب
چون عکس تار افتاد شاید متوجه نشید داستان چیه البته دخترا صدرصد متوجه میشن ولی خو تو سر جا صابونی رژ جا ساز شده 🎀😔😂.