پرایوتِ دتری
صبح که راننده تاکسی رید تو اعصابم بعد رسیدیم مدرسه دیدم اون حرومزاده ها امدن .. الان هم که نیکا نیام
و همچنین شنیدن خبر فوت معلمم..
تنها چیزایی که وقتی مدرسه حضوریه دوست دارم دیدن فرشته مهربونم و بابمه و دور شدن از گوشی همین..
شاید حرفهایی که زدی رو فراموش کنم اما احساسی که با زدن اون حرفا بهم منتقل کردی هیچوقت از قلبم پاک نمیشه.
خواب عزیز؛ متاسفم که وقتی بچه بودم ازت بدم میومد میخوام بدونی که الان عمیقا عاشقتم.