من لذت اشپزیم به خوب بودن حالمه وقتی حالم خوبه تمرکز دارم به غذایی که میخوام درست کنم توجه میکنم با عشق علاقه روش کار میکنم وقت میزارم و یه شاهکار خلق میکنم ولی وقتی حالم بده تهش همین میشه گوشت قلقلی ها به کف ماهیتابه میچسبه و .. :(
دلم میخواد برم تو یه اتاق هیچکس و هیچی نباشه یه یخچال بزرگ باشه پر از شیرینی خامه ای آنقدر بخورم همو جا از قند زیاد بمیرم :/
مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد
و گر پنهان کنم ؛ ترسم که مغز استخوان سوزد !
تو عزیز دل هزار نفر میشوی ،
اما عزیز دل عزیزت نیستی
و این غمانگیز است . . : ))