عزیزِ من ، از امیدوار شدن میترسم.
حقیقت این است که؛
از امیدواریهايم بیش از نا امیدی ها رنج کشیدم.
پرایوتِ دتری
رنجی که به کلام نیاید، در بدن ساکن میشود.
چقدر از این سکونتای تو بدنم خستم :))