ما واقعی نیستیم اما اینا رو بهت یاد میدیم:)
Farya’s Book Nook
به امید دل بستم
نویسنده: #لنکالی
مترجم: پگاه فرهنگ مهر
کسی که عاشقش شده بودم، اولین پسری که به دلم نشسته بود، گفت تصمیم گرفته «خودکشی» کنه! میگفت این تصمیم رو گرفته چون از مریض بودن خسته شده.. نمیتونستم این واقعیت که، «افرادی رو که سالها میشناختم و حالا داشتم یکی یکی از دستشون دادم» رو نادیده بگیرم… مرگ همیشه در کمین ما بود سالها گذشت، بزرگتر شدیم دونه دونه از دست دادن دوستهام و مردنشون رو به چشم میدیدم، تظاهر به خوشبختی هر روز سختتر میشدتا وقتی که تصمیم میگیرن از اون بیمارستان فرار کنن و حداقل بقیهی زندگیشون رو شاد زندگی کنن..
Farya’s Book Nook