eitaa logo
Frozentears🩸🥀
197 دنبال‌کننده
67 عکس
14 ویدیو
5 فایل
اشک های یخ زده 🩸🍷 <عضو جمعیت نویسندگان> 📝𝟭𝟮𝟳 "شروع‌ مون 1405/3/8"
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز 2‌4‌ Se‌ptember روز جهاني ِ پرنسس ‌هآست . این پیاموفورکن چنل/ پرایوت کسی که مثل پرنسسآ خوشگلُ مهربونه😭✨ >>
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Frozentears🩸🥀
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𓆩♡𓆪 𝑨𝒅 𝑻𝒂𝒃 𝑶𝒍𝒈𝒂 | 𝑰𝒏𝒇𝒐 𓆩♡𓆪
💥 ادمین تبادلات میشم !⁉️ 🔥 شروع تبادلات گسترده با | ادتب اُلگا✔️ 📊 آمارت +800 باشه ❌ بنرها حین تبادل حذف نشن جهت ثبت: @olga08🫴🏻 📋 اینفو و شرایط: https://eitaa.com/joinchat/2489583221C11398fb838 💬 گپ مخصوص ریپ‌ها: https://eitaa.com/joinchat/82380411C3aff771de1 🚀 تبادلات گسترده‌ست؛ برای ثبت بنر زودتر اقدام کن!
هدایت شده از ad_tb_olga تایم،پنج شنبه
هدایت شده از تایم،چهارشنبه،ad_tb_olga
چَنـل یه دختـرنظـامی ؟ ! 💀💘 . ⌞ https://eitaa.com/joinchat/1708262028C184c0cf4c7 ⌝ بـه صرف ِیه کلـاش ، بـرای ِدفــاع از وطَـن ✨ .
هدایت شده از تایم،چهارشنبه،ad_tb_olga
- برادر شما تو جان‌فدا ثبت‌نام کردید ؟! + من جان‌فدای شمام خواهر 💀💕 .. [ https://eitaa.com/joinchat/1708262028C184c0cf4c7 ]
هدایت شده از تایم،چهارشنبه،ad_tb_olga
وارد اتاق شدم.. شهرزاد رو تخت نشسته بود و مبینا با ذوق از عروسکش حرف می‌زد.. _خاله ببین. این دختر منه.. اسمش هم نیلوفره.. با ورود من، شهرزاد نگاهی بهم کرد و لبخند زد.. منم لبخند زدم و گفتم: خوبی؟ مبینا که اذیت نکرد؟ با مهربونی جواب داد: نه بابا. ماشاالله دختر خوب و آرومیه.. طرف دیگه‌ی تخت نشستم و گفتم: پس هنوز اون روی شیطونش رو برات به نمایش نذاشته! مبینا که همچنان داشت از عروسکش صحبت می‌کرد و باهاش حرف می‌زد، گفت: خاله؟ این دختر منه.. دختر تو کی به دنیا میاد؟ آخه وقتی من از داداش وحید پرسیدم، گفت باید به تو بگم.. چشمام رو گرد کردم و شهرزاد از خجالت، خندید و نگاهش رو به دستش دوخت.. متعجب گفتم: وحید کی اینا رو به تو گفت؟ _چند روز پیش ازش پرسیدم. گفت باید به خاله بگم که زودتر دختر بیارن.. شهرزاد سکوت کرد و اجازه داد تا من به کنجکاوی مبینا جواب بدم.. _حالا شاید بچشون دختر نباشه.. مبینا عروسکش رو در بغل گرفت و گفت: نه دیگه. من به خدا میگم که بهشون دختر بده.. چشمام رو تو کاسه چرخوندم و گفتم: امان از دست این وحید! https://eitaa.com/joinchat/2597848206C40a3f95098 بنر کاملاً واقعی! ادامه‌ی رمان جذابمون رو از دست نده😂💓
هدایت شده از تایم،چهارشنبه،ad_tb_olga