یکچی میگم و برقهارو خاموش میکنم !!
آدمها رو بلاتکلیف نگذارید ، باهاشون حرف
بزنید و از دلایلتون برای رفتن بگید ؛ لطفاً
نگذارید روزی هزاران بار از خودشون ایراد
بگیرند تابهجوابی که تو ذهن شماست برسند
برخی از خانوادههایمذهبیایرانی هم
بزرگترین منتقد زندگیکردن با توجه به
دیگران هستند ! اما هنوز تو ساده ترین
کارها یهو میگن : وا ، پس عرف جامعه
چی ، میخوای بگن دختر فلانی اینجور
شد ! پس کِی میگن بیا همونجوری که
واقعاً دوست داریم زندگی کنیم:))
دلم نمیخواد دوست داشتن هایم
شبیه دوست داشتن های امروزی
باشد ! دلم میخواد مثل قدیمیها
عکست رو بگذارم تو کیف پولم و
هربارکه باز میکنم ، هرجا که هستم
به عکست لبخند بزنم ! دلم میخواد
برایت صبوری کنم و برای شناختت
وقت بگذارم و آمادهی هرنوع قرار
عجلهای و یهویی با تو باشم:)))
در حالیکه نسیمِ ساعت ۲۳:۵۴ دقیقه
بازوهام رو نوازش میده و روی موهام
بوسه میزنه ، از تراس بهماه نگاه میکنم
و بهش میگم : به کنجِعزلت پناه میبرم
اما دراعماق وجودم میدانمکه میخواهم
یک نفر مرا پیدا کند : ))
راستی ؛ از اون کارهایی که باعث میشه
چشمات برق بزنن ، خونِ قلبت رقیق شه
وروحت بهپرواز دربیاد بیشتر انجامبده:)
امشب برداشته بهم میگه :
غمهات رو کجای دلم بگذارم
منم بهم برخورد نوشتم براش
خودم رو بگذار تو دلت نمیخواد
کاریت به غمهای من باشه:)))