من فکر میکنم دلتنگی ـ دست کم برای من ـ احساسی نیست که لحظهای از دست بره یا رفع شه و ول کنه ؛ بلکه دلتنگی در من زندگی میکنه . من دلتنگ نمیشم ! دلتنگ میمونم ، احتمالاً همهی عمر ..
برمبنای یک آیین شخصی و بلافاصله پس از خداحافظی با محمد ، درحالیکه قدمهام رو عقبعقبی برمیدارم ؛ هربار این جمله رو با خودم تکرار میکنم : همهی لحظههایی که با تو بهراحتی سپری شدن ، قراره یک روز به یکی از بهترین خاطرات زندگیمون تبدیل شن:))
دیالوگنگار ؛
ـ اصلاً تا حالا از جملهی آخیش
دلتنگیم برطرف شد استفاده کردی ؟
ـ از اینکه یواشکی پیگیر همدیگه باشیم بدم میاد
ـ تو پاییز یک اسپانسر قهوه چیه که ما نداریم:(
ـ برای اینکه باهاش نرفتی حرم این همه گریه کردی ؟ ..
ـ خاله به چشمات رژلب زدی که قرمز شدن ؟
ـ کاش صدکیلو به میخوردم وصدکیلو زیبا میشدم:)