eitaa logo
- قرین -
1.1هزار دنبال‌کننده
550 عکس
13 ویدیو
7 فایل
•· در زبان عربی ¹² لایه دوستی وجود دارد ! •· قرین دوازدهمین لایه است ؛ در معنایِ جدایی ناپذیر 🏹 ‌ ‌ ‌ * راویِ قصه‌ها و عکس‌های تار * راویِ غم‌‌های خویش هستم:)🩸 ‌ ء من ؟ آبیِ غم رنگم:)🐋 https://daigo.ir/secret/41991789252
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر شعر بودم غزل کوچه‌ی فریدون مشیری بودم ء.
این روزها تو زندگیم چیزهایی به چشمم میاد که نمی‌تونم ازشون حرف بزنم . تفاوت‌هایی که تو ذهنم پررنگ و پررنگ‌تر میشن و من فقط در مقابلشون پلک می‌زنم ! چیزهایی شبیه حسرت یا شاید آه طولانی . چیزهایی که تلاش می‌کنم بغضم رو درگیر نکنه که البته گاهی هم درگیر می‌کنه ..
مغز ، هرچیزی که به صورت مکرر تکرار شه رو نادیده میگیره ! مهم نیست دقیقاً چی باشه از آهنگ تو آسانسور تا تعداد پله‌های طی شده‌ی هر روز تا آدم‌هایی که هر روز مثل روز اول دوستمون دارن . روزمرگی اصلاً قشنگ نیست ؛ چون فوق‌العاده‌ترین اتفاقات زندگی‌ رو طوری جلوه میده که انگار پیش‌ پا افتاده ترینه ! برای فرار از این دزد در کمین بیایید از چیزهای ساده شروع کنیم مثل توجه به آهنگی که تو آسانسور برامون پخش میشه یا شمارش پله‌هایی که در طول روز طی می‌کنیم و سرآخر به سراغ آدم‌ها برویم:)))
‌دست‌های لاغر و سردم رو بین دست‌های گرمش گرفت و گفت : باهام حرف نمی‌زنی ؟ به دست‌هامون نگاه کردم ، به چشم‌های منتظرش و زمزمه کردم : که فرصتی برای رنج دادنم بهت بدم ؟ ..
گل‌های کاغذی ء.
نازک دلیم و حادثه در جستجوی ما:)))
ای خدای پر زور من:) نه بلدیم درست دل ببندیم و نه درست دل بکنیم ! یادمان بده ..
جزئیات زندگی امضای حضور افرادن ! مثلاً خط نور خورشید روی فرش‌ها امضای مامانه ؛ یعنی هست و پرده‌ها رو کنار زده یا صدای در و وجود کفش‌های مردونه کنار کفش‌های زنونه‌ امضای آقاجونه که بازهم به خونه برگشته و من این امضای حضور رو بی‌نهایت دوست دارم:))))
گاهی احساس می‌کنم باید یک‌کاری کنم ، اما نمی‌دونم چه‌کار . گاهی دلم می‌خواد با کسی حرف بزنم ، اما نمی‌دونم چه‌کسی ! گاهی هم قصد دارم که برم ، اما نمی‌دونم کجا:)))
مثل یک راز ناشناخته بودم که وقت کمی برای شناختنم وجود داشت ! ..