ای خدای پر زورِ من:))
مگه پلنمون با امام رضا همین نبود که هی بخونم تو مبین که خاکم از خستگیها و شکستگیها ( استعاره از نداشتن پول و رها نشدن از کار ) تو بخواه تا به سویت ز هوا سبکتر آیم و بعد جادویی طلبیده شم ؟ امشب میخوام بگم پلن مهمم دیدن زمستون و برف حرمته ، آدمیزاد همیشه همینه انتظار چیزهای نیومده رو میکشه ، پس ای خدای پر زور به امید دیدار زمستان مشهددددد:*)) 🏹
دوست داشتنم رو از روی شونههات برداشتم
و حالا میبینم که حال هردومون چقدر بهتره:)
چهارشنبه مامانجون بهم گفت : بیا بریم ، تو که همیشه
یک چمدون آماده داری ، دوسه روز بیا باهامون و بعد خودت
برگرد ، باباجون دلش برای اینکه با تو بره حرم تنگ شده:)
پنجشنبه ریحون گفت : ما داریم کمکم راه میافتیم و
من قول میدم که امامرضا رو هرطور شده راضی کنم تا
همین روزها یهویی دعوتت کنه:)
جمعه فاء از ماه حرم برام ویدیو گرفت و گفت :
امامرضا کمبود یک حلماء رو در حرم خود احساس نمیکنید ؟
بعد با خنده گفت : اصلاً برای امامرضا و ملائکه تو حرم عجیبه
تو این مدت نیومدی مشهد ، پاشو بیا ، پاشوو بیا دیگه ...
شنبه نیومده اما من میخوام بگم :
باز هم دربدر شب شدم ای نـور سـلام
باز هم زائرتـان نيستم از دور سـلام
با زبانی كه به ذكرت شده مأمور سـلام
به سليمان برسد از طرف مور سـلام
كاش سمت حرمت باز شود پنجرهها
باز از دوريت افتاده به كارم گـرهها
ننوشتهسـت گنهكار نيايد به حـرم
پس بياييد اگر خوب و اگر بد به حـرم
برسد خواهش اين ناله ممتـد به حرم
زود ما را برسانيد به مشهـد به حـرم
صدای تلویزیون از پایین میاد ، صدای سخنرانی سیدحسن نصراللّٰهست ، همون جملهی طلایی [ نحن لانهزم ، عندما ننتصر ننتصر و عندما نستشهد ننتصر ] . دلم میخواست که قرابتی بیش از این باهاش داشتم تا تو گوشیم سیوش میکردم : امام کارِ روانی:))
ظهر وقتی داشتم از پلههای مهدا میاومدم پایین
با خودم زمزمه کردم : سلامتی هرکاری که من رو
بیغم نشون میده:))))
دعای صبح یکشنبه :
خدایا خودت ما رو از خر شیطون بیار پایین
و سوار اسب خودت کن ؛ البته نعوذباللّٰه چه
قیاس چرت و نامعقولی ولی بازم خدایا 🤲🏻