اینکه بغل کنندهی خوبی هستم باعث میشه دوستهام به دیدار حضوریم بیشتر علاقه داشته باشن:)))
گاهی از میزان خودابرازگریام در قرین متعجب میشم و با خودم فکر میکنم من با چه جرئتی تمام زار و زندگیم رو کلمه کردم و اینجا نوشتم:))؟ ..
امروز صبح تو کتابخونهی مهدا کتاب غررالحکم رو پیدا کردم و حاصل تورق کوتاهم این جمله از امیرالمؤمنین بود : روزیِ تو بیشتر از تو ، تو را میجوید . در جستجوی آن آرام باش . شب شده و من هنوز به این جمله فکر میکنم ؛ اینکه باید تلاش کنم اما آروم باشم ، اینکه اگر تلاش کردم و نشد به زور روزیم نمیشه ! اینکه این روزی صرفاً پول نیست ، بلکه گاهی علمه ، گاهی رفیقه ، گاهی خانواده است ، گاهی معشوقه و گاهی حتیٰ روزی آدم احساساتی مثل صبر و انتظار و غم و شادیه:))))))
امروز تو مهدا یکی از محترمترین بوسههای عمرم رو تجربه کردم .
شقیقهای رو صمیمانه بوسیدم و ناگهان روی دستم بوسیده شد:)))
روزی که خواهرزادهام یادگرفت اسمم رو بگه فکر کردم دیگه چیزی نمیتونه اینقدر خوشحالم کنه تا اینکه امروز یادگرفت اسم خودش رو بگه و حالا مطمئنم که هیچچیزی جز حرف زدن قندک ، قند تو دلم آب نمیکنه:))))))))