ای خدای پر زورِ من:)
ما آدمها همیشه دنبال اینیم که کسی بهمون بگه : میشه و واقعاً هم بشه ! ما همیشه دنبال اون لحظهای هستیم که سری به نشانهی اطمینان برامون تکون داده شه و خدایا ، به من بگو کی بهتر از تو برای این اطمینان ؟
ای خدای پر زورِ من:)
رحم کن به آدمی که تنها سرمایهی زندگیش امید
به تو و تنها سلاح زندگیش دعا و گریه است ..
انگار آدمیام که موقع گذشتن از مسیری ، از خودم چیزهایی به نشانه میگذارم ؛ گلی ، عطری ، رنگی ، ردپایی و .. و وقتی اطرافیانم مدام چیزهای مختلفی برام میفرستن و تأکید میکنن که یاد من افتادن ، این باور دوچندان میشه . من باور دارم شناسنامهی آدمها اون دفترچهی کم برگِ کوچک قهوهای رنگ نیست ! شناسنامهی ما تمام صداها ، کلمات ، کتابها ، تصاویر ، عطرها ، معاشرتها و معشوقه و همهی اون چیزیست که دیگران ، ما رو با اونها میشناسند . امشب وقتی یادداشتم رو به آیینهی اتاق میچسبوندم و از ناز ، از مامان ناز و از خونهشون خداحافظی میکردم به یادم فکر کردم ؛ به نشونههام ، به این شناسنامهی غیرکاغذی ..