- غیـرتُالله .
-
میانشامپسدادندسرهارابهمادرها
صدایزینبآمدآنچهبخشیدمنمیخواهم؛
هدایت شده از -اکبـَرپرست.
بین خولی و شمر دعوا بود ..
دید دست جماعتی نامرد ؛
تکه های لباس پیدا بود :)
لبه ی تیغ ها که پائین رفت . .
ساقه ی نیزه ها به بالا بود
داد زد حرام زاده نزن ! .