۴۰ شب گذشت
و من فکر میکنم چه سری بین این اتفاقاست؟ که ما هم روز اول جنگ با اولین اصابت شهید دادیم و ۱۲ روز بعد، دقیقا روز آتش بس، اونها رو به خاک سپردیم...
و حالا هم روز اول جنگ، آقا شما رو از ما گرفتن و روز چهلم شما آتش بس شد!
ما درد آشناییم آقا. مطیع و خموش
سید رضا نریمانینماهنگ امام شهید 320.mp3
زمان:
حجم:
15.4M
چقدر این سبکِ خاطرهانگیز با مناسبتِ جدیدش همخونی داشت.
+رسیدی کربلا زیارتت قبول آقا...
تو گلزار راه میرم و زیر بنرا رو میخونم. میخوام ببینم از طرف چه کساییه. یکیش چشممو میگیره: از طرف کلاس تجربی و دوستان. سرم درد میکنه. میرم جلوتر. یکی از بنرا مفصله. مکث میکنم. میخکوب میشم: از طرف دبیرستان نمونه دولتی ایزدی
"قَلَمدُخت"
تو گلزار راه میرم و زیر بنرا رو میخونم. میخوام ببینم از طرف چه کساییه. یکیش چشممو میگیره: از طرف کل
آقا سید محمد؛ فکر کنم از اون بچهها بودی که وقتی تو جمع خانوادگی حرف از تو میشد صورت مامانت گل مینداخت و با ذوق از نمرهها و درسات حرف میزد. یا وقتی از بابات میپرسیدن آقازاده چی میخونه؟ سرشو با افتخار بالا میگرفت و میگفت: تجربی! اونم یکی از بهترین مدرسههای نمونه دولتی. بهش افتخار میکنم که آزمونشو قبول شد!
شهادتت مبارک رفیقِ جدید محمدحسین... همیشه غصه میخوردم داداشم تو گلزار تنهاست. الان خیالم راحته که کنارشی. هم تو.. هم محمدصادقِ ۷ ساله... هم محمدپارسا... هم امیرحسین... هم محمدجواد... هم علیاکبر.. هم معین... هم... پسربچههای گلزار شهدا کی انقدر زیاد شدن؟
"قَلَمدُخت"
شهادتت مبارک رفیقِ جدید محمدحسین... همیشه غصه میخوردم داداشم تو گلزار تنهاست. الان خیالم راحته که کن
محل شهادت
شهید نوجوان سیدمحمدحسینیمقدم
📍مقتلالشهدای محلات