"قَلَمدُخت"
امروز توفیق داشتیم با خادمیارهای امام رضا مهمون خونهی شهیدان رسولی شدیم.
شهادت خوبه خانوادگی باشه...
۲ خانوادهی چهار نفره
۶ شهید و ۲ بازمانده!
این جنایت مربوط به حملهی هوایی رژیم
صهیونیستی به محلهی هنرستان قمه.
هنوز قفلم از حجم غمشون.
خدایا تو این امتحانای رگباریای که ازم میگیری وسطش یه فرجهای چیزی هم بذار یه پیشمطالعه داشته باشم قربونت برم🙏🏻
هدایت شده از رسانهی «گذری در شهر»
34.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#چهرشنبه_های_امام_رضایی
💠 سلطان قلبم ...
🕊یاد حرم هواییم میکنه ...
تماشا کنید مداحی احساسی شهید محمدحسین خاکی احمد آبادی در وصف آقا امام رضا علیه السلام
شهید محمدحسین خاکی به همراه پدر بزرگوارشان شهید محمد خاکی در جنگ تحمیلی 12 روزه به شهادت رسیدند
#سنگر_خیابان
#جنگ_تحمیلی_سوم
#گنجینه
#شهادت
📞 09137742844
🌐 www.ganjine-420.ir
📲 @Ganjinemedia
https://t.me/gozaridarshahr
https://eitaa.com/gozardarshahr
"قَلَمدُخت"
#چهرشنبه_های_امام_رضایی 💠 سلطان قلبم ... 🕊یاد حرم هواییم میکنه ... تماشا کنید مداحی احساسی شهید مح
دیده بودین این مداحی محمدحسین رو؟
هر وقت میشنوم نابود میشم. چقدر موقع فیلمبرداریش مسخره بازی درآوردیم چقدر خندیدیم. از بس صداش گرفته بود به خاطر سرماخوردگی همش خندش میگرفت. جالبه مقام اول هم گرفت با همین مداحی💔
هدایت شده از '؏ــاشقِکربلآء'
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
" آخرین کار فرهنگی "
📆 ۲۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴
+ صدای ِشهید ابوالفضل نیازمند را می شنوید:
#علمدارِما ؛
"قَلَمدُخت"
" آخرین کار فرهنگی " 📆 ۲۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ + صدای ِشهید ابوالفضل نیازمند را می شنوید: #علمدارِما ؛
اون روزی انقدر دلم تنگ شده بود هی عکس مزارشون رو نگاه میکردم و گریم بند نمیومد...
اوایل که حاج آقا اومده بودن شهرک ما بهشون میگفتیم شهید زنده. همیشه هم آخر سخنرانی، انتهای روایتگری حتی گاهی بعد از نماز دعای شهادت میکردن.
یه بار دفترشون جلسه بود همینطور مشغول حرف زدن بودیم یه دفعه مطهره (دختر کوچیکشون) اومد تو با ذووووق پرید بغل حاج آقا. انقدر رابطهی حاج آقا با بچههاشون صمیمی بود که من باورم نمیشد ایشون با این همه مشغله چطور انقدر برای بچهها وقت میذارن... اون روز تو دلم گفتم اگر حاجآقا شهید بشن پس مطهره کوچولو و فاطمه و علی چی؟ خانومشون چی؟
صبح ۲۳ خرداد جواب سوالمو گرفتم:
شهادت خانوادگی...
آقای خبرنگارِ لبنانی میگفت:
من نمیدونم جنگ توی تهران چطور
بود ولی اگر خبری توی جنوب لبنان
بپیچه که قراره جنگ اتفاق بیافته،
مردم اولین کاری که میکنن خونه
تکونیه!
خونه رو تمیز میکنن، یخچال و مواد
غذایی رو تکمیل میکنن، در خونه رو
قفل میکنن و کلید رو با یک نامه
میذارن پشت در: همه چیز آمادست.
رزمندهی عزیز با خیال راحت استفاده
کن!✨️
#روایتنامنظم