"قَلَمدُخت"
خوش به حالِ شاعرهای فاطمیه... که انقدر خوب میتونن اوج احساسشون رو تبدیل به کلمه کنن و گَردِ غم بپاشن
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•
امان از شاعرها...!
همان راویهای گریانِ همیشه در صحنه
من این شعر رو خیلی شنیده بودم ولی
نمیدونستم اولین بار شاعر این شعر رو
پیش حضرت آقا خوندن...
+ما عشق را پشتِ در این خانه دیدیم
زهرا در آتش بود، حیدر داشت میسوخت😭
•
"قَلَمدُخت"
• من اگر بخوام یه چیزی به حضرتابوتراب بگم: •
•
اون اسم پر اقتدار عــلــی رو بالا سر شعر دیدم و دوباره ذوق کردم(:
روضهی این شبها فقط اسم شماست آقاجان!
روضه خون فقط میگه عــلــی و مجلسشو گرم میکنه...
•
•
این داستان:
کدوهای دانشگاه🎃
فکر کنم پیش خودشون گفتن از اینا که چیزی درنمیاد حدالقل چند تا کدو بکاریم بخوریم😂
•
•
به قول حاج آقا طباخیان، دوستدار واقعی اونیه که اگه چند وقت معشوقشو نبینه، زندگیش بهم بریزه از غمِ دوری!
یعنی یه روزایی که حالت خوب نیست و داغونی، اگه خانواده ازت پرسیدن چیشده؟ چرا انقد بهم ریختهای؟
پریشون و حیرون بگی:
مشهدم تأخیر افتاده...
من دلم تنگه برا امام رضا💔
به خدا من اگر یه مشهد برم درست میشم...
•
"قَلَمدُخت"
• به قول حاج آقا طباخیان، دوستدار واقعی اونیه که اگه چند وقت معشوقشو نبینه، زندگیش بهم بریزه از غمِ
•
همین کفایتِ ما شد که بشنویم صدا
صدای پای هوایی که دورِ مرقد توست...
نگو چه قانع و کم انتظار شد از ما
که هرچه بر سرم آمد، از آنِ دوری توست...
چه گفتهای تو به این قلبِ سرد و مجروحم؟
که اوجِ هرچه بخواهد، نفس کشیدن توست...
سَری که گرم شد از دوریت، زِ یادش رفت
تمامِ هستیاش از چایخانهی توست...!
[پ.ن: متنهای آبی رو لمس کنید
و التماس دعا!]
#اشعاراغیار
#نظمِدوری
•
"قَلَمدُخت"
آخرشم دعوام شد باهاش😔😂
چتو پاک کردم بی تربیتو🚶🏻
+امروز هم ترسیدم، هم خندیدم!
سرعت فوق نورش تو جواب دادن...
تو هر کاری کردن!
آینده از آنِ هوش مصنوعی...🙃