"قَلَمدُخت"
• من اگر بخوام یه چیزی به حضرتابوتراب بگم: •
•
اون اسم پر اقتدار عــلــی رو بالا سر شعر دیدم و دوباره ذوق کردم(:
روضهی این شبها فقط اسم شماست آقاجان!
روضه خون فقط میگه عــلــی و مجلسشو گرم میکنه...
•
•
این داستان:
کدوهای دانشگاه🎃
فکر کنم پیش خودشون گفتن از اینا که چیزی درنمیاد حدالقل چند تا کدو بکاریم بخوریم😂
•
•
به قول حاج آقا طباخیان، دوستدار واقعی اونیه که اگه چند وقت معشوقشو نبینه، زندگیش بهم بریزه از غمِ دوری!
یعنی یه روزایی که حالت خوب نیست و داغونی، اگه خانواده ازت پرسیدن چیشده؟ چرا انقد بهم ریختهای؟
پریشون و حیرون بگی:
مشهدم تأخیر افتاده...
من دلم تنگه برا امام رضا💔
به خدا من اگر یه مشهد برم درست میشم...
•
"قَلَمدُخت"
• به قول حاج آقا طباخیان، دوستدار واقعی اونیه که اگه چند وقت معشوقشو نبینه، زندگیش بهم بریزه از غمِ
•
همین کفایتِ ما شد که بشنویم صدا
صدای پای هوایی که دورِ مرقد توست...
نگو چه قانع و کم انتظار شد از ما
که هرچه بر سرم آمد، از آنِ دوری توست...
چه گفتهای تو به این قلبِ سرد و مجروحم؟
که اوجِ هرچه بخواهد، نفس کشیدن توست...
سَری که گرم شد از دوریت، زِ یادش رفت
تمامِ هستیاش از چایخانهی توست...!
[پ.ن: متنهای آبی رو لمس کنید
و التماس دعا!]
#اشعاراغیار
#نظمِدوری
•
"قَلَمدُخت"
آخرشم دعوام شد باهاش😔😂
چتو پاک کردم بی تربیتو🚶🏻
+امروز هم ترسیدم، هم خندیدم!
سرعت فوق نورش تو جواب دادن...
تو هر کاری کردن!
آینده از آنِ هوش مصنوعی...🙃
"قَلَمدُخت"
شما جـانِ منید بانو . . .
.
یه بار وسط صحبتهای غیرِ روزمرّه با مامان، خیلی یهویی و بدون مقدمه گفتن:
+چقدر شما سختتونه واقعا! ما هر وقت
دلمون میگرفت یا ذهنمون خسته بود، میرفتیم حرم سبک میشدیم...
واقعا چقدر ما طفلکی هستیم🥲
چقدر دلمون یه پناهگاه میخواد!
یه حرم امن همیشگی...
یه ملجاء!
#ملجَئُنا🫀
.