eitaa logo
"قَلَم‌دُخت"
978 دنبال‌کننده
409 عکس
116 ویدیو
4 فایل
• اینجا برای چیه؟ برای نوشتن، روایت کردن و صبر! • دانشجو-معلم علوم‌ اجتماعی‌ام دل‌ سپرده به دوربین، بچه‌ها و کلمات • یک جنگ‌زده‌ی تمام عیار •پیرزن پرحاشیه‌ی حداقل ۶۵ ساله • بچه‌ بودم دوست‌ داشتم "آدم" شم
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ چشم بد دور از آن سلسله‌ی زلفِ دراز که ز هر حلقه‌ی او عالَم دیگر پیداست! -صائبِ‌تبریزی- +فر موی‌ و‌ پر‌ی‌‌ناز🥺🍃 ‌
‌ اون شنبه‌ای که منتظرش بودم بالاخره رسید✨ ‌
‌ چند وقتیه پافشاری روی یه موضوع، عمیقا ذهنمو درگیر کرده و خیلی دوست دارم توی این کانال اجراییش بکنم. از اون کارا بود که هی موکول میشد به شنبه‌ی هفته‌ی دیگه😂 ولی خب این شنبه باید بشه همون شنبه‌ی موعود... ‌
‌‌ جای خالی یه نفر، این روزا مخصوصا بعد از شبای قدر خیلی بیشتر از همیشه به چشمم میاد. انقدر که احساس میکنم کمبود حرف زدن با اون داره منو دچار چالش میکنه! یه وقتایی لازم میبینم یسری چیزا رو براش تعریف کنم. مثلا با هیجان بگم ببین امروز اینطوری شد، یا با گریه تعریف کنم کی امروز اذیتم کرد... یا از غم و غصه‌هام بگم و اون دلداریم بده و از شادیام براش حرف بزنم و اون بهم دلگرم بشه (: ‌
"قَلَم‌دُخت"
‌‌ جای خالی یه نفر، این روزا مخصوصا بعد از شبای قدر خیلی بیشتر از همیشه به چشمم میاد. انقدر که احساس
‌ +اونیو میگم که همیشه احوال پرسم هست ولی من هر وقت کارش داشته باشم یادش میافتم🚶🏻‍♀️ ‌
"قَلَم‌دُخت"
‌ اون شنبه‌ای که منتظرش بودم بالاخره رسید✨ ‌
این شنبه‌، شنبه‌ی قراره💛 بیایین با هم یه قرار دلی بذاریم(: آقا روزی فقط یک دقیقه از هزار و چهارصد و چهل دقیقه‌ی‌ شبانه روزمون رو برای صحبت کردن با اونی که جاش خالیه وقت بذاریم! بدون محدودیت از هر دری بگیم... از اتفاقای روزمره، چیزایی که حالمون رو خوب کرد، چیزایی که حالمونو بد کرد! کارایی که در روز انجام دادیم یا هر چیز دیگه‌ای! با اعتقاد به اینکه اون می‌شنوه و جوابمون رو با توجه میده...🌻 🌙 ‌‌
. از این به بعد هر روز به امام زمان سلام میدیم و چون میدونیم جواب سلام واجبه با این عنوان: «قرار با ماه🌙» هشتگ میذاریم. آخه این یه قرار دو طرفست! شما هم بخونید هم خودتون قرار خصوصی بذارید✨ .
سلام صاحبِ باران‌های ریز و خوش‌صدای بهار🌧️ ممنون از نشانه‌های عجیب و غریبتان که مُهر تاییدند بر تمام تردیدهای آدمی! لابه‌لای شلوغی ذهنی‌ام برای محتوای قرار، وسط کلاس کسل کننده‌ی نظریه‌ها، یک دفعه‌ دست کرد توی کیف مشکی‌اش و یک بسته گذاشت میان دست‌هایم؛ رویش را خواندم: +«هدیه متبرک» آستان‌قدس‌رضوی در ادامه‌اش گفت: +سوغاتی مشهد حقیقتا دلم رفت و احسنت گفتم به انتخابتان... من دیوانه‌ی نشانه‌ها هستم! این نبات تبرکی نشانه است و مُهرِ مِهرِ شما بر سر گدای خانه‌زادتان... این نشانه یعنی شما حواستان هست که میان دل آشوب من چه می‌گذرد و چه رزقی طلب میکنم که این تحفه‌ی رضوی می‌افتد توی دامنم! این توجه روزم را ساخت... ممنون که هستید و حواستان هست🤍 -به عنوان اولین قرار، غافلگیری بود- 🌙 ‌‌
. احسان عبدی‌پور وسطِ تعریف کردن داستانش یهو گفت: +خو لحظه‌ی شُکلاتش ای جاست!🍫 لحظه‌ی شکلات... شیرینی محض و یه لبخند از بچگی! عمیقا آرزو می‌کنم توی داستانِ زندگیتون پر از لحظه‌ی شکلات و آبنبات باشه(((:🍬 .