اگر هنوز میتونی توی روضه فقط برای مصائب اهل بیت بسوزی و گریه کنی قدرش رو بدون! خالص بودن عزاداری خیلی سخته...
"قَلَمدُخت"
گلزار شهدای قم | ۴:۴۵ صبح روز عاشورا
به عادت سحرهای این روزها، نشسته بودیم بالای مزار شهیدهایمان. ساعت ۴ و نیم صبح که تازه آفتاب آمده بود لب بوم و «مکن ای صبح طلوعهای دیشب» غمزده خورشید را نظارهگر بودند، صدای دسته و سینهزنی پیچید توی سرمان. صدا بیشتر و بیشتر میشد و من حتی فکرش را هم نمیکردم که آن وقت صبح این جمعیت را یکجا ببینم!
مامان گفت بلند شویم برویم توی دسته؛ برکت اول صبحمان میشود. من اما گفتم لازم نیست! دسته خودش دارد میآید سمت ما!
و همزمان توی دلم گفتم محمدحسین، عجب تو خوش روزی هستی پسر جان. نکند دلت برای علم چرخاندنِ عاشورا تنگ شده که این وقت صبح هیئت میآوری بالای سر خودت...
وقتی علم دارهایشان جلودار شدند و جمعیتِ کفنپوشِ پابرهنه رسیدند بالای سر مزارها، فقط یک ذکر داشتند. البته صبح عاشورا همان یکی هم کافی بود برای به آتش کشیدن جگرهایمان. آنها با ذکرشان از عمق وجود، پسر فاطمه را بدرقه میکردند: فیامانالله! ابیعبدالله...💔
فیامانالله...mp3
زمان:
حجم:
1.3M
-وَصَوتِهمْمَحزونْ-
خیلی غم داشت صداشون...
فیامانالله آقاجون...
فیامانالله💔
اینو برام فرستاده میگه:
زینب دوتا از آدمهای مورد علاقت باهمم (:
من واقعا مردم برای اون بدو بدوی بامزه حاجمحمود. مخصوصا اونجا که دفترچه و عینکو انداخت و زانو زد جلوی آقا...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا