5.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💌 #کــلامشهـــید
« آدم ها دو دسته اند
غیرتی، قیمتی
غیرتی ها با خدا معامله کردند
و قیمتی ها با بنده خدا.»
🌷 شهید عبدالحسین برونسی
📌 هدیه به روح مطهر شهید #صلوات
#مثل_شهیدان_زندگی_کنیم
┈ •~❅❥🌷🕊🌷❥❅~•┈
@Gharargah_mehshekan
هدایت شده از قرارگاه فرهنگی مه شکن
🍃 یکی از دوستان شهید حسین خرازی ماجرای ازدواج او را چنین بیان میکند: «او تصمیم به ازدواج گرفته بود و برای عمل به این سنت نبوی از مادر من مدد جست. حسین به مزاح به مادرم گفته بود: من فقط پنجاه هزار تومان پول دارم و میخواهم با همین پول خانه و ماشین بخرم و زن هم بگیرم. بالاخره با تلاش مادرم، او که ایام زندگیاش را دائما در جبهه سپری کرده بود، بانویی پارسا را به همسری برگزید.
🍃 مراسم عقد آنها در حضور رهبر کبیر انقلاب رحمهالله برگزار شد. لباس دامادی او پیراهن سبز سپاه بود.
🍃 دوستانش به میمنت آن شب فرخنده، یک قبضه تیربار گرینوف به وی هدیه دادند و روی آن نوشتند جنگ را فراموش نکنی. فردا صبح حسین تیربار را به پادگان بازگرداند و با تکیه بر وجود شیرزنی که شریک زندگیاش شده بود به جبهه بازگشت.
🌹شهیدحاج حسین خرازی 🌹
❤️ #مثل_شهیدان_زندگی_کنیم
┈ ••~ ❅❥🌷🕊🌷❥❅~••┈
@Gharargah_mehshekan
6.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 نماز را در هر شرایطی بخوانیم📿
🔺 همانطور که شهدا در جنگ میخواندند.
❤️ #مثل_شهیدان_زندگی_کنیم
•┈•••✾•🌷💠🌷•✾•••┈•
@Gharargah_mehshekan
✳️ همت بر جانها حکومت میکند
🔻 هر وقت #شهید_همت به ذهن من میآید، دلم مملو از غصه میشود. او فرمانده لشکر پایتخت بود. اما در خیبر آنقدر رزمندگان لشکرش شهید و مجروح شدند که به گردان رسید. گردان را از طلائیه به جزیره مجنون جنوبی منتقل کرد و تبدیل به دسته شد. والله تبدیل به دسته شد یعنی قریب به ۴۰ نفر. همت با دسته ماند. او درباره نحوه شهادت شهید همت میگوید: در ترک موتور -نه در بنز ضدگلوله و در فضای ویژه- همت در ترک موتور ناشناس در ضلع وسطی جزیره مجنون شهید شد و بیش از دو ساعت کسی نمیدانست آنکه افتاده همت است. برادرها طاقت این است…امتحان این است… و اینگونه است که او امروز بر جانها حکومت میکند.
📌 بخشی از سخنرانی سردار #شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
❤️ #مثل_شهیدان_زندگی_کنیم
پ.ن: ۱۷ اسفند سالروز شهادت سردار محمد ابراهیم همت است.
┈ •~❅❥🌷🕊🌷❥❅~•┈
@Gharargah_mehshekan
از شخصـے پرسیدند :
تا بهشت چقدر راه است؟
گفت : یڪ قدم
گفتند : چطور؟!
گفت : مثل #شهیدان یڪ پایتان را ڪہ
روے نفس بگذارید
پاے دیگرتان در بهشت است..:)🌿'
⚠️ #هواےنفس
❤️ #مثل_شهیدان_زندگی_کنیم
@Gharargah_mehshekan
🔔 ساعت انشا بود
و چنین گفت معلم با ما:
«بچه ها گوش کنید،
نظر ما این است
شهدا خورشیدند»
مرتضی گفت: شهید
چون شقایق سرخ است
دانش آموزی گفت:
«چون چراغی است
که در خانه ما میسوزد.»
و کسی دیگر گفت:
«شهید، داستانی است که پر از حادثه و زیبایی.»
مصطفی گفت: «شهید
مثل یک نمرهی بیست
داخل دفتر قلب من و تو می ماند.»
آن ها رفتند تا... 🕊
ما چگونه ماندن را بیاموزیم...✨
❤️ #مثل_شهیدان_زندگی_کنیم
┈ •~❅❥🥀🕊🥀❥❅~•┈
@Gharargah_mehshekan
✳️ درد مردم و درد دین آدم را میکُشد
🔻 - امان از این ترکشها؛ چه دردها که به جان حاجی نمیانداختند! مدام دردش را میخورد. یادم هست بعضی وقتها قرآن که میخواست بخواند، گردنبند طبی میبست. دائم بدنش را به هم فشار میداد تا شاید دردش کم شود. میخواستیم تنش را ماساژ بدهیم، نمیگذاشت. میگفت: «این درد مال من است. عادت میکنم.» میگفتم: «خوب، حاجی چرا این را همیشه نمیبندی به گردنت؟ دردت را کمتر میکندها!» میگفت: «من ببندم نیرو چه میگوید؟ نمیگوید حاج قاسم چهاش شده؟»
🔸 ناراحتیام را که دید، خندید و گفت: «این دردها یادگاری رفقای شهیدم است. اینها نباشد یادم میرود کی هستم. با این دردها یاد شهدا میافتم؛ یاد حسین یوسف الهی؛ یاد احمد کاظمی. اونها نمیدادند بدنشان را کسی ماساژ بدهد.» بعد مکثی کرد و گفت: «این درد خیلی مهم نیست؛ درد مردم و درد دین آدم را میکُشد.»
🎙 راوی: حجت الاسلام محمد کاظمی کیاسری
📚 از کتاب «سرباز قاسم سلیمانی»
📖 صفحات ۴۹۳ و ۴۹۴
✍️ #مصطفی_رحیمی
❤️ #مثل_شهیدان_زندگی_کنیم
┈ •~❅❥🌷🕊🌷❥❅~•┈
@Gharargah_mehshekan
✳️ این کار برای حاج قاسم مثل نماز واجب بود!
🔻 حجت الاسلام اصغر عسگری امام جمعۀ رفسنجان که در سوریه با حاج قاسم سلیمانی همراه بوده است میگوید: پدر حاج قاسم بیش از ۸۰ سال سن داشت و حتی برای نشستن روی زمین هم با مشکل مواجه بود. حاجی دست ایشان را میگرفت و چند بالش در اطراف بستر قرار میداد تا مبادا سر و صورت ایشان به جایی بخورد. سردار وقتی در مناطق عملیاتی سوریه یا دیگر کشورها حضور داشت، بهعلت مسائل امنیتی میبایست روزانه سیمکارت تلفن همراهش را عوض میکرد. با وجود این و بهرغم همۀ سختیها حاجی هر روز با پدر و مادرش تماس تلفنی میگرفت و جویای احوال آنها میشد. سردار همانطور که مقید به برپا کردن نماز واجب بود، به تماس تلفنی روزانه با پدر و مادر و عرض ادب و احترام به آنها هم پابند بود و امکان نداشت روزی سپری شود و حاج قاسم با آنها تماس نگیرد.
📚 از کتاب «سرباز قاسم سلیمانی»
🌹 #حاج_قاسم
✍️ #مصطفی_رحیمی
❤️ #مثل_شهیدان_زندگی_کنیم.
┈ •~❅❥🌷🕊🌷❥❅~•┈
@Gharargah_mehshekan
✳️ دختر دولت و رحمت میآورد!
🔻 بچهٔ دختر را خیلی دوست داشت. میگفت: دختر دولت و رحمت برای خانه میآورد. موقع وضع حمل، من قزوین بودم و او دزفول. تلفنی مژدهٔ تولد اولین بچهمان را به او دادم. وقتی فهمیده بود بچه دختر است، پای تلفن سجدهٔ شکر کرده بود. وقتی آمد، بیمارستان بودم. یک کاغذنوشته بالای سر «سلما» گذاشت که «لطفاً مرا نبوسید!» خودش هم آنقدر دیوانهاش بود که دلش نمیآمد ببوسدش.
📚 از کتاب «آسمان؛ بابایی به روایت هسر شهید»
📖 ص ۲۶
❤️ #شهید_عباس_بابایی
❤️ #مثل_شهیدان_زندگی_کنیم
┈ •~❅❥🌷🕊🌷❥❅~•┈
@Gharargah_mehshekan
✳️ درست نبود لباسم را مرتب کنم!
🔻 بعد از نماز میخواستم حسین آقا را ببینم و دربارهٔ موقعیت منطقه و یک سری مسائل مربوط به اطلاعات و عملیات با هم صحبت کنیم. دنبالش فرستادم و داخل ستاد لشکر منتظرش ماندم. او در حالی که اورکتش را روی شانههایش انداخته بود وارد شد. معلوم بود که از نماز میآید و فرصت اینکه سر و وضعش را مرتب کند پیدا نکرده. در حالی که به او لبخند زدم، نگاه معنیداری به او انداختم. سریع از نگاهم همه چیز را فهمید و قبل از اینکه حرفی بزنم، گفت: وقتی در همین وضعیت مقابل خدای خودم ایستادم و نماز خواندم، درست نبود در مقابل بندهٔ او به سر و وضعم برسم!
📚 از کتاب #حسین_پسر_غلامحسین؛
🔺 خاطراتی از #شهید_محمدحسین_یوسف_الهی
👤 راوی: سردار شهید حاج #قاسم_سلیمانی
❤️ #مثل_شهیدان_زندگی_کنیم
📘 #کتاب_خوب_بخوانیم
┈ •~❅❥🌷🕊🌷❥❅~•┈
@Gharargah_mehshekan
هدایت شده از قرارگاه فرهنگی مه شکن
✳️ عزاداری فرمانده با پای برهنه در بین سربازان
🔻 از ساختمان عملیات که بیرون آمدیم، راننده منتظر بود، اما عباس به او گفت ما پیاده میآییم؛ شما بقیه بچهها را برسانید. دنبالش راه افتادم. جلوتر که رفتیم صدای جمعیت عزاداری شنیده میشد. عباس گفت برویم به دستهی عزاداری برسیم. به خودم آمدم و دیدم عباس کنارم نیست. پشت سر من نشسته بود روی زمین. داشت بند پوتینهایش را گره میزد و بعد آن را آویزان گردنش کرد. عباس وسط جمعیت رفت و شروع کرد به نوحهخواندن و سینهزدن. جمعیت هم سینهزنان و زنجیرزنان راه افتاد به سمت مسجد پایگاه. تا آن روز فرمانده پایگاهی را ندیده بودم که اینطور عزاداری کند. پای برهنه بین سربازان و پرسنل؛ بدون اینکه کسی او را بشناسد.
👤 راوی: یکی از نزدیکان سرلشکر خلبان #شهید_عباس_بابایی
📚 برگرفته از کتاب «شور حسینی چهها میکند»
📖 صص ۸۵-۸۴
❤️ #مثل_شهیدان_زندگی_کنیم
پ.ن: سرلشکر خلبان عباس بابایی در ۱۵ مرداد ۱۳۶۶ به فیض شهادت نائل گردید.
@Gharargah_mehshekan
هدایت شده از قرارگاه فرهنگی مه شکن
796.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫شرح بی نهایت
💓 هر چه از دوست رسد نیکوست
🌹 « ما انجام تکلیف الهی را میخواهیم...
ما هم شهادت از خدا میخواهیم هم پیروزی...»
🌷 #شهید_زین_الدین
❤️ #مثل_شهیدان_زندگی_کنیم
┄┅┄┅ ❥🌷🕊🌷❥ ┅┄┅┄
@Gharargah_mehshekan