▪️خطبه امام حسن علیه السلام در صبح شهادت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه
رَوَى أَبُو مِخْنَفٍ لُوطُ بْنُ يَحْيَى قَالَ حَدَّثَنِي أَشْعَثُ بْنُ سَوَّارٍ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ السَّبِيعِيِّ وَ غَيْرِهِ قَالُوا: خَطَبَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع صَبِيحَةَ اللَّيْلَةِ الَّتِي قُبِضَ فِيهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ: لَقَدْ قُبِضَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ رَجُلٌ لَمْ يَسْبِقْهُ الْأَوَّلُونَ بِعَمَلٍ وَ لَا يُدْرِكُهُ الْآخِرُونَ بِعَمَلٍ لَقَدْ كَانَ يُجَاهِدُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ فَيَقِيهِ بِنَفْسِهِ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُوَجِّهُهُ بِرَايَتِهِ فَيَكْنُفُهُ جَبْرَئِيلُ عَنْ يَمِينِهِ وَ مِيكَائِيلُ عَنْ يَسَارِهِ فَلَا يَرْجِعُ حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ وَ لَقَدْ تُوُفِّيَ ع فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي عُرِجَ فِيهَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ع وَ فِيهَا قُبِضَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ وَصِيُّ مُوسَى وَ مَا خَلَّفَ صَفْرَاءَ وَ لَا بَيْضَاءَ إِلَّا سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَضَلَتْ مِنْ عَطَائِهِ أَرَادَ أَنْ يَبْتَاعَ بِهَا خَادِماً لِأَهْلِهِ ثُمَّ خَنَقَتْهُ الْعَبْرَةُ فَبَكَى وَ بَكَى النَّاسُ مَعَهُ. ثُمَّ قَالَ أَنَا ابْنُ الْبَشِيرِ أَنَا ابْنُ النَّذِيرِ أَنَا ابْنُ الدَّاعِي إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ أَنَا ابْنُ السِّرَاجِ الْمُنِيرِ أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ افْتَرَضَ اللَّهُ حُبَّهُمْ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً فَالْحَسَنَةُ مَوَدَّتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.
صبح شهادت امیرالمؤمنین ع امام حسن بن علی ع خطبه خواند و پس از حمد و ثناء و صلوات فرمود:
«دیشب مردی از دنیا رفت که گذشتگان با هیچ کاری بر او پیشی نگرفتند و آیندگان نیز با هیچ عملی به او نخواهند رسید. همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله جهاد میکرد و او را به جان خویش، حفظ می نمود. رسول خدا صلی الله علیه و آله او را با پرچم خویش روانه می ساخت؛ پس جبرئیل او را از راست در بر می گرفت و میکائیل از چپ. باز نمی گشت تا خداوند به دست او فتح کند. در شبی از دنیا رفت که عیسی بن مریم به آسمان رفت و یوشع بن نون وصی موسی در گذشت. هیچ دینار و درهمی باقی نگذاشت مگر هفتصد درهم که از سهمش از بیت المالش آمده بود و می خواست با آن خادمی برای خانوادهاش بخرد.»
سپس بسیار گریست و مردم نیز با او گریستند. سپس فرمود:
«منم پسر بشارت دهنده. منم پسر انذار کننده. منم پسر آن کسی که به اذن خدا مردم را به سوی خدا می خواند. منم پسر چراغ فروزان و روشنی بخش. من از خاندانی هستم که خداوند ناپاکی را از آنان برده و آنان را پاک نموده است. من از خاندانی هستم که خداوند محبت آنان را در کتاب خود واجب گردانده است. خداوند فرموده است: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً» پس حسنة، دوستی ما اهل بیت است.»
📚مفید، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج2، ص7؛ و نیز کلینی، الكافي، الاسلامیة، ج1، ص457، ح8 به سند دیگر از امام باقر ع.
مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج3، ص246؛ ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبيين، ص61 به چندین سند؛ ابن سعد، الطبقات الكبرى، ج3، ص28 به چند سند؛ نسائی، خصائص، ص8 و…
(طرقی نیز در کتاب إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج4، ص411 از دیگر منابع گرد آمده.)
@gholow
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
🏴 لعن الله قاتلی امیرالمؤمنين علیه السلام ❌ستایش قاتل امیرالمؤمنین علیه السلام در کلام غالیان و صوف
❌ارادت حسین بن حمدان خصیبی به ابن ملجم و نمود آن در الهدایة الکبری
خصیبی (م 346ق) و پیروانش معتقدند که ابن ملجم -لعنه الله- (قاتل امیرالمؤمنین ع) از اولیاء مقرب خداوند و در درجه مختبرین بوده و ضربه او هم صرفاً جنبه نمایشی داشته است (نمونه مستندات؛ توضیحات متنی - تصویری در این باره از یاسر الحبیب)
میمون طبرانی گفته است: «خصیبی در تصنیفش که به الهدایة معروف است، ابن ملجم را مذمت کرده؛ زیرا این کتاب تصنیفی ظاهر و برای اهل ظاهر بود؛ چون خصیبی آن را به سیف الدولة بخشید؛ ولی در رساله خود (=رستباشیه) ابن ملجم را مدح کرده است» (طبرانی، الجواهر، 2016م، ص31).
با این حال، در الهدایة الکبری نیز ذمّ صریحی برای ابن ملجم دیده نمیشود. خصیبی در این کتاب هیچ جا قتل امیرالمؤمنین (ع) را به ابن ملجم نسبت نمیدهد! او همه جا تعبیر «بضربة عبد الرحمن بن ملجم» را به کار میبرد و قتل را به دیگران نسبت داده یا قاتل را مشخص نمیکند: «قَتَلُونِي بِضَرْبَةِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُلْجَمٍ» (خصیبی، الهدایة، ص409). «قُبِضَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) بِضَرْبَةِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُلْجَمٍ الْمُرَادِيِ» (خصیبی، الهداية، ص168). «وَ مَضَى بِضَرْبَةِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُلْجَمٍ الْمُرَادِيِ» (خصیبی، الهدایة، ص91). «اسْتُشْهِدَ بِضَرْبَةِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُلْجَمٍ» (خصیبی، الهدایة، ص414).
این نحو تعبیر -آن هم با تأکید مکرّر- از ویژگیهای خصیبی است. در این جا دو نکته مهمّ نهفته است:
1. در پس این تعبیر، مدح ابن ملجم پنهان است. چنان که خود خصیبی در رستباشیه میگوید: «... واظهر ضربة عبدالرحمن بن ملجم له وما كان منه... عبد الرحمن کان مختبراً...» (خصیبی، الرسالة، 2006م، ص85؛ 2016م، ص43؛ طبرانی، النجحية، ص145). و پیروان خصیبی نیز با تعابیر مشابه ابن ملجم را مدح کردهاند. مثلاً یکی از متأخرانشان نوشته است: «ثم ظهر الغیبة بضربة المختبر عبد الرحمن بن ملجم» (حمین، قلائد الدرر، ص212). علی بن سلیمان الماخوسی از شعرای آنها سروده است: «كغیبة المولى العليِّ بضربةٍ / من ابن ملجمَ جلّ من لم یُفقد» (حمین، قلائد الدرر، ص337). این نشان میدهد خصیبی عقاید باطلش را به صورت رمزی در الهدایة گنجانده است.
2. خصیبی به ظاهر، این روایات را به اسنادِ گوناگون نقل میکند؛ ولی در همگی، نوعِ تعابیر یکسان است. این یکسانی تعابیر و ادبیات مشابه نشان میدهد عبارتپردازی از خود خصیبی است و مسئولیت جعل و تحریف متنها بر عهده خود او است، اگر چه سندهای مختلفی ادّعا میکند. شواهد متعدد دیگر نیز آن را تأیید می کند.
_____
گفتنی است برخی از غالیان وطنی برای دیدگاه خصیبی در مورد ابن ملجم به دو مطلب استناد کردهاند:
1- عبارت «و البراءة من أشقي الأولين و الآخرين شقيق عاقر ناقة ثمود قاتل أمير المؤمنين واجبة...» در المائده ص315 چاپ مؤسسة البلاغ در قم
2- جمله دعایی معترضه «لعنه الله» پس از نام ابن ملجم در برخی نسخ وطنی
پاسخ مورد اول:
این جمله در کتاب المائده خصیبی نیست (نک: چاپ هاشم عثمان). پیشتر به تفصیل گفتیم که مصحح بیسلیقه و مغرضِ چاپ قم به تصریح خودش، مجموعه اخباری را از کافی و کتب شیخ صدوق (م 381ق) به نسخه المائده افزوده تا کتاب رنگ و بوی امامی بگیرد. این عبارت «البراءة...» نیز عین روایت صدوق است (الخصال، ج2، ص607). که مصحح به تصریح خودش سند صدوق را افزوده است.
پاسخ مورد دوم:
بر محققان مخفی نیست جملات دعایی مانند علیه السلام و لعنه الله به سادگی به نسخهها افزوده میشده است، و در بحث ما نیز در نسخ سوری الهدایة تعابیر «لعنه الله» برای ابن ملجم نیامده، و افزودههای ناسخان امامی در برخی نسخ متأخر وطنی نیز قابل استناد نیست.
@gholow
💠 تاثیر عجیب دعا در حق دیگران برای خودشخص دعا کننده
روایتی از امام صادق (ع):
إِذَا دَعَا الرَّجُلُ لِأَخِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ نُودِیَ مِنَ الْعَرْش،ِ وَ لَكَ مِائَةُ أَلْفِ ضِعْفِ مِثْلِه
اگر شخصی در پشت سر برادر مؤمنش برای او دعا کند، ، از عرش ندا می شودِ، برای تو صد هزار برابر مثل او است (صد هزار برابر برای تو است)
وَ إِذَا دَعَا لِنَفْسِهِ كَانَتْ لَهُ وَاحِدَةٌ. فَمِائَةُ أَلْفٍ مَضْمُونَةٌ خَیْرٌ مِنْ وَاحِدَةٍ لَا یَدْرِى یُسْتَجَابُ لَهُ أَمْ لَا
این در حالی است كه اگر برای خودش دعا می كرد،
فقط به اندازه همان یك دعایش به او داده می شد.
پس دعای تضمین شده ای که صدهزار برابر آن داده می شود بهتر است از دعایی(دعای شخص دعا کننده برای خود) که معلوم نیست مستجاب بشود یا نشود.
📚 شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص212 و و نیز در الکافی، ج2، ص507 باب الدعاء للاخوان بظهر الغیب در این معنا7 روایت دارد. و نیز ر.ک به ص509/ ح5 و 7؛ و ص487/ ح1
مشابه آن روایاتی در عمل به اصحاب به این روایت در کتبی مانند رجال کشی از عبد الله بن جندب و اصل زید نرسی آمده است.
چه نیکو که برای بهترین خلایق خدا امام زمان علیه السلام دعا کنیم.
اللهم عجل لوليك الفرج
التماس دعا از همه عزیزان
@gholow
نقد_روایت_سؤالات_زندیق_از_امیرالمؤمنینع_در_الإحتجاج_طبرسی،_در_موضوع.pdf
حجم:
438.9K
نقد روایت سؤالات زندیق از امیرالمؤمنین(ع) در الإحتجاج طبرسی، در موضوع تحریف قرآن
علی عادل زاده و عمیدرضا اکبری
پژوهشنامه علوی، ش26، 1401.
احمد بن علی طبرسی (م۵۸۸ق)، در کتاب الاحتجاج، روایتی طولانی درباره سؤالات یک زندیق از امیرالمؤمنین(ع) در زمینه تناقضات ادعایی قرآن نقل کرده است. در میانِ پاسخهای منسوب به امیرالمؤمنین(ع) تحریف گسترده قرآن، شاملِ افتادگی بیش از یک سوم قرآن از میان آیه سوم سوره نساء و تحریف به زیاده مطرح شده است. پیش از طبرسی، محمد بن علی بن الحسین بن بابویه (م۳۸۱ق) و محمد بن مسعود عیاشی، تحریری کوتاهتر از همین خبر را نقل کردهاند که در آن به تحریف قرآن اشاره نشده است. میرزا حسین نوری (م۱۳۲۰ق) علّت این تفاوت را تقطیع ابن بابویه دانسته است. در این مقاله با بررسی ساختار و متنِ سه تحریر طبرسی، ابن بابویه و عیاشی، این دیدگاه ردّ شده است. ساختار ناهمگون، اضطرابهای متنی، واژگان و ادبیات متأخر، اشکالات کلامی و تاریخی و شواهد دیگر نشان میدهد که اضافاتِ تحریر طبرسی، حاصل جعل متأخّر است. علاوه بر این، بررسی متن و اِسنادِ تحریر کهنتر روایت، بیانگر پردازش آن در فضای عامی است.
پیوست مقاله
@gholow
❌ابن عربی و حسنزاده: پیامبران همان اللهاند.
خداوند رحمان میفرماید:
وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّىٰ نُؤْتَىٰ مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ ۘ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ ۗ … (الأنعام: ۱۲۴)
و چون آیتی برای (هدایت) آنها آمد گفتند: ما ایمان نیاوریم تا مانند آنچه به رسولان خدا داده شد به ما نیز داده شود. خدا بهتر میداند که در کجا رسالت خود را قرار دهد.
_
صوفی شهیر، ابن عربی، در چند کتابش در راستای ترویج انگاره کلیشهای همهخدایی، طریقه وقف و ابتدا در آیه بالا را چنین پیشنهاد میدهد:
وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ | رُسُلُ اللهِ اللهُ | أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ!
«فاللَّه أعلم» موجَّه: له وجه بالخبرية إلى رسل اللَّه، و له وجه بالابتداء إلى أعلمُ حيث يجعل رسالاته. و كلا الوجهين حقيقة فيه، و لذلك قلنا بالتشبيه في التنزيه و بالتنزيه في التشبيه (فصوص الحكم، ج1، ص182)
قال إذا قرأت رسل اللَّه اللَّه فإن انقطع نفسك على الجلالة الثانية كان و إلا فاقصد ذلك ثم ابتدئ اللَّه اعلم حيث يجعل رسالاته (الفتوحات، ج4، ص405)
و نیز شارحانش مینویسند:
لِيبين التنزيه و التشبيه فيه. فقوله: (اللَّه أعلم، موجّه) أي، موجَّه بالوجهين: الخبرية، و الابتدائية.
أما خبريته، فلأن قوله تعالى: «لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ.» كلام تام، لأن المفعول الذي أُقيم فيه مقام الفاعل ضمير عائد إلى «الرسول». أي، لن نؤمن بالآية حتى نُؤتى مثل ما أُوتىَ الرسول المبلِّغ إياها. ف (رسل اللَّه) «اللَّه» جملة أخرى. أي، رسل اللَّه هم مظاهر اللَّه. و (أعلمُ) خبر مبتدأ محذوف. أي، هو أعلم حيث يجعل رسالاته.
و الثاني، (اللَّه) مبتدأ و (أعلم) خبره. فهو كلام مستأنف.
و الوجه الأول و إن كان فيه تعسفات كثيرة، لكن لمّا كان في نفس الأمر كلاماً حقاً، التزمه (شرح قيصرى، ص1057-1058)
رُسُلُ اللَّهِ: اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ، و ذكر أن لها وجهاً إلى الخبرية و وجهاً إلى الابتدائية، و بين التنزيه و التشبيه في المثال، قال مُنتِجاً عمّا ذكره: (فاللَّه على التحقيق عبارة) أي، فلفظ «اللَّه» في «اللَّه أعلم» في الحقيقة عبارة عن حقيقة ظهرت في صور الرسل لمن فهم ما أشرنا إليه مِن جعلنا «اللَّه» خبراً ل «الرسل». (شرح قيصرى، ص1061)
إن في الإمكان أن نجعل «رسل اللَّه» مبتدأ خبره اللَّه (الثانية) فيكون معنى الآية: و قالوا لن نؤمن حتى نؤتى مثل ما أوتي (أي الرسول): رسل اللَّه هم اللَّهَ، هو أعلم حيث يجعل رسالته (مقدمه فصوص الحكم، ج1، ص14)
حسنزاده آملی هم، با تمسک به یک مغالطه، آن را تأیید کرده است:
«تأییداً گوییم که، در سوره والشمس وضحاها، حق تعالی فرمود «فقال لهم رسول الله ناقة الله وسقیاها»
این رسول الله، جناب صالح است. و ناقهی صالح ناقةالله خوانده شد. پس رسولالله، الله است». (ممدّ الهمم، ص484)
@gholow
📄غلوّ الشّلمغاني وآثاره في «كتاب الأوصياء»
🖋 إبراهيم جواد
رابط المقال:
http://mhedaiat.blogspot.com/2023/04/blog-post_17.html
@gholow
☀️"سهم اهلبیت علیهمالسلام از لغتنامه ۵۰ جلدی دهخدا"
✍ محمدتقی یارمحمدیان
🔰در لغتنامه دهخدا، مداخل چشمگیری به امامت و مسائل مرتبط با آن اختصاص یافته است؛ پژوهشهای نوین اما نشان داده که دهخدا، مداخل مربوط به امامت و اعتقادات شیعی را بهدرستی و بهطور کامل و دقیق تبیین نکرده است. وی بهلحاظ روشی به خطا رفته و دادههای محتوایِ مداخل را از منابع اهلتسنن برگرفته است. خواننده احساس میکند گویا نویسنده یا یکی از عالمان اهلتسنن بوده یا اعتقادات ضدشیعی داشته است...
🖇مطالعه متن کامل در سایت پایگاه جامع اطلاعرسانی امامت👇
https://emamat.org/andishe-1454/
@gholow
فقهای اصحاب امام باقر و امام صادق ع
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا حَضَرَتْ أَبِي ع الْوَفَاةُ قَالَ يَا جَعْفَرُ أُوصِيكَ بِأَصْحَابِي خَيْراً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ اللَّهِ لَأَدَعَنَّهُمْ وَ الرَّجُلُ مِنْهُمْ يَكُونُ فِي الْمِصْرِ فَلَا يَسْأَلُ أَحَداً.
روایت است از حضرت ابو عبد الله صادق (ع) مه فرمود: چون پدرم كه به حال احتضار افتاد به من گفت: «اى جعفر! وصيت من با تو آن است كه درباره اصحابم نیکی کنی (یا در موردشان نيكانديش باشى)». من گفتم: فدایت شوم. به خدا سوگند، چنان (دانشی) را برایشان به ودیعه گذارم، كه مردی از ایشان در شهر مسائلش را از دیگری نپرسد (یعنی به فقه و دانش ديگران محتاج نباشد).
📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج1، ص306
در روایات زیر نمونهای از این صحابیان مشترک این دو امام همام ع یاد شدهاند:
- حَدَّثَنِي حَمْدَوَيْهِ بْنُ نُصَيْرٍ، قَالَ حَدَّثَنِي يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ وَ غَيْرِهِ، قَالُوا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) رَحِمَ اللَّهُ زُرَارَةَ بْنَ أَعْيَنَ لَوْ لَا زُرَارَةُ بْنُ أَعْيَنَ لَوْ لَا زُرَارَةُ وَ نُظَرَاؤُهُ لَانْدَرَسَتْ أَحَادِيثُ أَبِي (ع) (کشی، ص136، ح217).
از امام صادق ع: اگر زراره و امثال او نبودند، احادیث پدرم از میان میرفت.
- حَدَّثَنِي حَمْدَوَيْهِ بْنُ نُصَيْرٍ، قَالَ حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ، قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَقُولُ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ بِالْجَنَّةِ بُرَيْدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيُّ وَ أَبُو بَصِيرٍ لَيْثُ بْنُ الْبَخْتَرِيِّ الْمُرَادِيُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةُ، أَرْبَعَةٌ نُجَبَاءُ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ، لَوْ لَا هَؤُلَاءِ انْقَطَعَتْ آثَارُ النُّبُوَّةِ وَ انْدَرَسَتْ (کشی، ص170، ح286).
معنى حديث: «فإنَّا صنائعُ ربِّنا، والنّاس بعدُ صنائعُ لنا»
✍🏻 الشيخ حسن فوزي فوّاز
رابط الإجابة: http://basaer-qom.com/q31
@gholow
📕 نصیریه؛ تاریخ، منابع و عقاید
✍ عمیدرضا اکبری
با همکاری مهدی جمالیفر و علی عادلزاده
انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب
چاپ اول، بهار ۱۴۰۲
@Gholow