20120329115737-2126-21.pdf
حجم:
503.5K
اثبات تاریخی وجود امام زمان عج از راه بررسی منصب وکالت در عصر غیبت صغری
حسین قاضیخانی
مشرق موعود ش۹، ۱۳۸۸ش.
بحث در اثبات وجود امام دوازدهم شيعيان امامي، در گذر تاريخ همواره مطرح بوده است. امروزه افرادي مانند احمد الكاتب وجود وي را رد و بحث نواب اربعه را ساختگي برمي شمارند. مقاله حاضر درپي جواب گويي به اين گونه بحث هاست.
در نوشته پيش رو، كوشيده شده است با بررسي منصب وكالت در عصر غيبت صغرا از راه شناخت وكلا و چگونگي فعاليت هاي آنان به اثبات وجود امام زمان از راه تاريخي و نه از راه هاي كلامي و حديثي پرداخته شود.
در ابتدا نويسنده درپي اين مطلب است كه آيا در منابع كهن شيعي اطلاعات تاريخي در مورد منصب وكالت در دوره غيبت صغرا به گونه اي كه بتوان اين منصب را تاييد كرد وجود دارد؟ سپس با اثبات وجود اين منصب در منابع كهن شيعي به بررسي واقعيت تاريخي آن پرداخته، آن گاه با كنار هم قرار دادن و تحليل داده هاي تاريخي درپي اثبات وجود امام دوازدهم از طريق منصب وكالت برآمده است.
یادداشت مرتبط: وکلای اربعه و منابع غیر امامی
@gholow
گونه شناسی مدعیان دروغین وکالت امام زمان در عصر غیبت صغری با رویکردی نقد بر احمد الکاتب، حسین قاضیخانی و صفری، مشرق موعود ش۱۹، ۱۳۹۰ش..pdf
حجم:
286K
گونه شناسی مدعیان دروغین وکالت امام زمان عج در عصر غیبت صغری با رویکردی نقادانه بر نظر احمد الکاتب
حسین قاضیخانی و نعمت الله صفری
مشرق موعود ش۱۹، ۱۳۹۰ش.
هنگام بررسی نقش نهاد وکالت در عصر غیبت صغرا، سخن از کارگزاران خائن و مدعیان دروغین وکالت، اهمیتی ویژه می یابد. از آن جا که افرادی موجه و صاحب نفوذ از این دست در میان شیعیان امامی دیده می شدند، مخالفت اینان می توانست تعارض هایی را در جامعه امامیه پدید آورد. احمد الکاتب با استفاده از این نکته، با غیرواقعی نشان دادن تعداد این افراد، سعی دارد از مخالفت و نزاع اینان با متصدیان وقت منصب وکالت، هیمنه ای بسازد تا ساختگی بودن اصل منصب وکالت در روزگار غیبت صغرا را نتیجه بگیرد و به تبع آن، وجود امام زمان را منکر شود.این نوشتار، بر آن است تا با واکاوی و تحلیل داده های تاریخی، در آغاز خواننده را با اوضاع و فضای سیاسی، فرهنگی و ... آن دوران آشنا سازد تا نقش این اوضاع، در بروز ادعاها و مخالفت های مدعیان دروغین آشکار گردد. سپس در ادامه، با گونه شناسی این افراد و رفتارهایشان، از ناکارآیی ادعاها و مخالفت های آنان در به چالش کشاندن جدی اصل منصب وکالت، پرده بردارد.همچنین با نگاهی به ادعاهای احمد الکاتب در این زمینه، درصدد پاسخ گویی به ادعاهای ایشان است.
@gholow
14799-ar-tahghigh-latif-hol-toghi-sharif.pdf
حجم:
1.4M
📙تحقیق لطیف حول التوقیع الشریف
✍️آیت الله ید الله دوزدوزانی
با مراجعه به منابع روایی وکتاب های بزرگان شیعه درمی یابیم بحث وگفت وگو درباره دیدار با امام عصر عج در بین شیعیان از زمان تولد حضرت، متداول بوده، و از جمله مسائل مرتبط توقیع امام عج برای نایب چهارم مرحوم سمری در نهی از ادعای مشاهده است.
نویسنده کتاب به بررسی امکان یا عدم امکان مشاهده و رؤیت امام زمان عج میپردازد که پس از بررسی و تحقیق علمی کاملی براساس روایات، ادعای مشاهده حضرت حجت عج را رد میکند و تأکید میکند: «امام ع به سبب مصلحت مشاهده را نهی کردهاند، چون اگر اینگونه نبود امروزه هر فردی در هر کوی و برزنی ادعا میکرد که آقا را مشاهده کرده و ایشان به وی توصیههایی کردهاند.»
ایشان در مصاحبه با «رسا» نیز گوید: «درباره موضوع مشاهده، 10 سال تحقیق میدانی از افراد مدعی بدون واسطه داشته ام که هر فردی نیز ادعای عجیب داشته است، ولی به این نتیجه رسیده ام که 99 درصد سخن این افراد کذب است.» و به نقد موارد پرآسیب پرداخته و در مورد مصداقی از مشاهده نیز «به قطع نرسیده ام، ولی برای سخن افرادی که به قطع رسیده اند ارزش قائل هستم.»
@duzduzani_ir
@gholow
◾️اعتبارسنجی آمار خبرگزاری هرانا از حوادث دیماه
✍️نام نویسنده محفوظ است.
خبرگزاری هرانا (ارگان خبری مجموعۀ فعالان حقوق بشر در ایران) روزانه آماری تفصیلی از جانباختگان، مجروحان، و بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه منتشر میکند. این آمار مکرر مورد استناد بیبیسی فارسی هم بوده است.
به نظر میرسد مطالعۀ آمار تفصیلی این خبرگزاری نشان از ساختگیبودن آن دارد. برخی از موارد مشکوک چنین است:
1. در 22 و 23 دی آمار جانباختگان درحالبررسی ثابت است ولی تأییدشده افزایش مییابد. بدین معنی که تمام افراد اعلامشده در این روز قابلتأیید بودهاند.
2. در روز 26 دی آمار جانباختگان با مجروحان برابر است: 2677 نفر. البته این مورد ممکن است به دلیل کپیکردن اشتباه رخ داده باشد.
3. روز 27 دی نسبت به 26 دی موارد مجروح کم میشود. آیا طبیعی است که 600 خانواده در یک روز، بهبود وضعیت را هم اعلام کنند؟ اگر بگوییم تعدادی از مجروحان کشتهشدهاند هم درست نیست چه میزان تفاوت 26 و 27 دی در مجروحان به کشتهشدگان 27 دی اضافه نشده است (کاهش مجروحان: 600 نفر؛ افزایش مقتولان: 400 نفر). همچنین در طول آمار هیچ ارتباطی میان مجروحان و مقتولان نیست و همواره مجروحان با شیب کمی افزایش پیدا میکند و فقط در چهار مقطع افزایش چشمگیر دارد.
4. آمار مجروحان با سیر خیلی کمی در 27، 28، و 29 دی افزایش مییابد ولی در 30 دی یکباره 2.7 برابر میشود. درحالیکه این ایام اوج درگیریها نبوده و انتظار نیست عمده اطلاعات در این روز خاص برسد.
5. در 30 دی و 1 بهمن تعداد کشتگان درحالبررسی و تعداد مجروحان ثابت میماند ولی تعداد کشتهشدگان تأییدشده بسیار افزایش مییابد. یعنی تمام مواردی که در آن روز گزارش شده، همه تأییدشده و هیچ گزارش نیازمند بررسی در آن روز وجود نداشته است؟
6. در روز 5 بهمن آمار در دو حیطۀ (کشتهشدگان درحالبررسی) و (بازداشتشدگان) رشد فوقالعادهای میکند. در حالی که آمار در هر روز به طور متوسط کمتر از 1000 نفر به بازداشتشدگان افزوده میشد، در این روز 13000 نفر افزوده میشود. با این حال، به مجروحان فقط یک نفر اضافه میشود. اگر منبع آمارها خانوادهها هستند، چرا در یک روز چنین تغییرات عجیبی رخ میدهد. اگر هم منبع آمار، حکومتی است چرا روز به روز در تمام ابعاد ویرایش میشود (مثلاً نباید آمار مجروحان مدام زیاد شود چون شخص جدیدی که مجروح نمیشود).
7. در 7 بهمن یکباره بیش از 3 هزار نفر به مجروحان شدید اضافه میشود. طی چه فرایندی این افراد شناسایی میشوند که با گذشت حدود 20 روز، این تعداد مجروح در یک روز افزایش مییابند؟
8. در 6-11 بهمن آمار کشتهشدگان تأییدشده روز به روز افزاش مییابد ولی آمار جانباختگان درحالبررسی بدون تغییر و ثابت میماند. با توجه به ثبوت آمار درحالبررسی، یعنی هیچ کسی به اینها اضافه یا کم نشده است. بر این اساس در شش روز متوالی تمام آمار اعلامی قابلتأیید بوده و هیچ یک مشکوک نبوده است. فرق این چهار روز با روزهای پیشین چیست که هیچ آمار مشکوکی در آنها نیست؟ فرایند تغییر کرده است؟ و نیز هیچیک از آن 17091 نفر در این روزها قابل رد یا تأیید نبوده تا از این آمار کاسته و به آمار محذوف یا آمار تأییدشدگان افزوده شود؟
9. در 11 بهمن تعداد کشتهشدگان تأییدشده کم میشود!
10. در 12 بهمن در اقدامی نوآورانه، آمار درحالبررسی یکباره 6 هزار نفر کاهش مییابد! در حالی که در هیچیک از روزهای قبل کاهشی در آمار درحالبررسی نبوده و حتی 6 روز آمار فریزشده بود. چه تحولی در ارزیابی رخ داده که به بعد از روزها -و البته بعد از ارسال فهرست اعلامی دولت- آمار در حالی بررسی ناگهان کاملاً متحول میشود؟
11. در 16 روز آغاز آمار، روزهای متعدد هست که آمار گرچه تغییرات چشمگیر در سطح صدگان و هزارگان داشته، در سطح یکان یا دهگان ثابت مانده است. این ثبوت گاه سه روز متوالی را شامل میشود. این نحو حضور اعداد نشانی از عددسازی نیست؟
12. آمار کشتگان در دو ردیف درحالبررسی و تأییدشده منتشر میشده، ولی آمارهای دیگر (مجروحان و بازداشتشدگان) همواره صرفاً به صورت یکدست و تأییدشده است. طبیعتاً باید فرایند ارزیابی اینها یکسان باشد و اینکه فقط مقتولان دو عدد دارند، احتمال ساختگیبودن این فرایند برای مقتولان جهت جلب اعتماد به آمار را مطرح میکند.
13. هرانا مخاطبین محدودی دارد: در تلگرام 31 هزار، در اینستاگرام 83 هزار، و در توییتر 86 هزار مشترک. پس در سطح عمومی چندان شناختهشده نیست و در میان معترضین، مرجعیت رسانههایی چون ایراناینترنشنال و وحیدآنلاین را ندارد. با این حال، مشخص نیست که چرا باید حدود 23 هزار خانواده، آمار کشتهشدگان خود و مدارک مورد نیاز برای تأیید را به جای رسانههای معروف، به این رسانۀ کمتر شناختهشده بدهند.
@Gholow
طبعاً این نوشتار در مقام تعیین کشتهشدگان و مجروحان نیست، ولی تأیید آمارهای چنین موضوعات مورد اختلافی با ارائه اطلاعات دقیق و موردی بیشتر ممکن است.
@gholow
JQURAN_Volume 54_Issue 1_Pages 107-130.pdf
حجم:
937.7K
تحلیل تاریخی روایتِ نکوهش دیوانگان در حدیقة الشیعة
علی عادل زاده
در این مقاله، یکی از احادیث منحصر به فردِ کتاب حدیقة الشیعة در نکوهش دیوانگان، محور پژوهش قرار گرفته است. این حدیث از امام حسن عسکری (ع) روایت شده و به قربالاسنادِ علی بن بابویه منسوب است. درباره متن و سند ادّعا شده برای این حدیث ابهامات زیادی مطرح است. میانِ این روایت و فضایی که به آن نسبت داده شده، مناسبتی دیده نمیشود. از سوی دیگر با گردآوری اطلاعات گوناگون درباره فضای پیدایش حدیقةالشیعة میتوان نشان داد حدیث نکوهش دیوانگان با رویدادهای جزئی و عینی آن بستر تاریخی کاملاً منطبق است. بر این اساس میتوان تحلیل تاریخی دقیقی از حدیث مذّمت دیوانگان ارائه داد و با پیگیری و بسط این ایده، اطّلاعات جالبی در راستای ریشهیابی این حدیث و نحوه پیدایش و پدیدآورنده کتابِ حدیقةالشیعة به دست آورد. بر اساس نتایج این پژوهش، پیدایش این حدیث به منازعات سید محمد میرلوحی سبزواری با صوفیان قرن ۱۱ق مرتبط است.
#میرلوحی
@Gholow
نقش_میرلوحی_سبزواری_در_پیدایش_مختصر_اثبات_الرجعة_منسوب_به_فضل_بن.pdf
حجم:
1.2M
نقش میرلوحی سبزواری در پیدایش مختصر اثبات الرجعة منسوب به فضل بن شاذان
پژوهشهای مهدوی، تابستان 1401
چکیده:
فضل بن شاذان (م260ق) کتابی به نام اثبات الرجعه نگاشته که به مرور زمان از بین رفته است. این کتاب ماهیت کلامی و نه حدیثی داشته است. تا قرن11ق، در منابع حدیثی، روایتی از این کتاب -با تصریح به نامش- دیده نمیشود؛ اما در قرن11ق سید محمد میرلوحی سبزواری و شیخ حرّ عاملی (م1104ق) احادیث زیادی از این کتاب روایت کردهاند. توضیحات شیخ حرّ درباره نحوه دسترسی به این روایات، تاریخ دسترسی او، ترتیب روایات و چگونگی اسناد در نسخه مورد استفاده شیخ حرّ، نشان میدهد که این نسخه برگرفته از کفایة المهتدی است. تنها کسی که ادعای دسترسی به اثبات الرجعه را مطرح کرده، میرلوحی است. زمانپریشی روایات منسوب به اثبات الرجعة، اشکالات زبانی، و مقایسه آنها با منابع دیگر، ساختگی بودن آنها را نشان میدهد. میرلوحی در ادعای دسترسی به منابعِ کهنِ دیگری نیز منفرد بوده است. نمود دغدغههای میرلوحی در این روایات نشان میدهد که مسئولیت پردازش آنها بر عهده او است و این کار بیشتر با هدف اعتراض به علامه مجلسی انجام شده است.
#میرلوحی
@Gholow
هدایت شده از غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
آینه_پژوهش_سال_35،_مهر_و_آبان_1403_شماره_208_pdf_io.pdf
حجم:
685.8K
میرلوحی سبزواری و جعل دو کتابِ انیس المؤمنین و کفایة البرایا
علی عادل زاده
امیررضا میرزایی
آینه پژوهش، شماره ۲۰۸، مهر و آبان ۱۴۰۳
چکیده:
انیس المؤمنین کتابی است درباره تاریخ ائمه (ع) به زبان فارسی که به محمد بن اسحاق حموی شاگرد محقق کرکی نسبت داده شده است. تاریخ تألیف این کتاب ۹۳۸ ق ادعا شده است؛ با این وجود بررسی قدمت نسخ کتاب، سیر یادکرد از آن در منابع دیگر و ساختار غیرمنسجم کتاب، اصالت و اعتبار آن را با چالش جدی مواجه میکند. از مهمترین دلائل ساختگی بودن این کتاب، زمانپریشی و ذکر توبه شاه طهماسب است که در زمان ادعاشده هنوز به وقوع نپیوسته بود. تاریخ جعل کتاب، آثاری که از آن یاد کردهاند، منابع نادرِ کتاب، ادبیات، سبک تألیف، دغدغههای مذهبی و اجتماعی مطرح در کتاب و شواهد دیگر نشان میدهد که سید محمد میرلوحی سبزواری مسئول جعل این کتاب است.
..............................
اصلاح: در صفحه ۴۵۲، عبارت «که امروزه نسخهای از آن در دست نیست.» باید به انتهای جمله قبل منتقل شود.
#میرلوحی
@Gholow
⚠️تأملی در روایات نخستین کتاب احتجاج
✍️عمیدرضا اکبری
کتاب الإحتجاج طبرسی (م588ق) با اینکه در خود گنجینهای از استدلالها و احتجاجات روایی را گنجانده، با این حال درگیر آسیبهایی هست، و بسیاری از اخبار آن را میتوان با تحریرها و قرائن منابع متقدم نقد کرد. به عنوان نمونه مؤلف در نخستین باب کتاب روایاتی در فضل و تأیید احتجاج و جدال را گرد آورده، ولی همگی روایاتش اشکالات اساسی دارند. مثلاً روایت اول کتاب چنین است:
وَ رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: نَحْنُ الْمُجَادِلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ عَلَى لِسَانِ سَبْعِينَ نَبِيّاً. (الإحتجاج للطبرسي، ج1، ص15)
«ماییم مجادلان در دین خدا بر زبان هفتاد نبی»!
معرفی نبی خاتم به عنوان جدالگر از زبان 70 نبی بسیار غریب و بلکه ناهمسو با برخی روایات دیگر است. اما در منابع متقدم امامی با همین عبارات آمده، جز آنکه بهجای «نحن»، «لعن» است. کتابت این دو واژه کاملاً شبیه هم است، و به سادگی قابل تصحیفاند:
... عن محمد بن علي الصيرفي الكوفي عن محمد بن سنان عن المفضل بن عمر عن جابر بن يزيد عن سعيد بن المسيب عن عبد الرحمن بن سمرة قال قال رسول الله ص لُعِنَ الْمُجَادِلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ عَلَى لِسَانِ سَبْعِينَ نَبِيّاً وَ مَنْ جَادَلَ فِي آيَاتِ اللَّهِ فَقَدْ كَفَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا... (كمال الدين، ج1، ص256)
از سیاق خبر کاملاً آشکار است که نسخه متقدم صحیح است، نه نسخه احتجاج، و مذمت و لعن «جدالگران در دین» را در اخبار دیگری نیز می توان یافت (نمونه: الجعفريات، ص171؛ إعتقادات الإمامية للصدوق، ص43). چنانکه مجادل در دین خدا کاملاً شبیه «مجادل در حق / آیات» است که در آیات همواره کاربردی منفی دارد (انفال: 6؛ الرعد: 13؛ غافر: 35، 56، 69؛ شوری: 35). الگوی لعن در این روایت نیز مانند آیه ﴿لعن الذين كفروا من بني إسرائيل على لسان داود و عيسى ابن مريم﴾ (المائدة: ۷۸) است.
معنای دو تحریر خبر مورد بحث ضد هم است؛ و برخلاف نظر طبرسی اصل روایت در زمینه لعن اهل جدال است، نه تأیید آن.
همچنین، با عنایت به اینکه انتهای سند شیخ صدوق (م381ق) عامی است، یافتن این خبر دور از انتظار نیست. ولی در منابع عامه همواره تعبیر «القدرية» (و گاه همراه مرجئه) به جای مجادلان نشسته است (نمونه: السنة لابن أبي عاصم، 1/ 142؛ 2/ 462؛ المعجم الكبير للطبراني، 20/ 117). هرچه هست نسخه اصیلتر و بسیار رایج «لُعِن» است؛ نه «نحنُ».
ادامه روایات باب اول از احتجاج نیز جملگی از متفردات تفسیر استرابادی و با ادبیات نادر آن است. امروزه پژوهشهای بسیاری اصالت نداشتن روایات تفسیر استرابادی را با ابزارهای مختلف نقد سندی، تاریخی، تحلیل متن و عرضه بر سنت و نقد زبانی نشان دادهاند (نمونهها).
میتوان از ابزارهای نقد زبانی نیز به گستردگی در نقد ادبیات خاص این تفسیر نیز بهره برد.
#تصحیف
@Al_Rijal
📕کلمات محدثان دوران میانی در مورد اسناد اخبار کتب خود
از نکات جالب در آثار محدثان این دوره آن است که در عین کاهش دقت ایشان در نقل اسناد، و اختلاط اخبار فرق مختلف در بعضی از کتب که در آن گزارشهای متهمان به غلو، صوفیان و... نیز دیده میشود؛ اما با این حال کلمات مؤلفان در تصحیح اسناد اخبار کتب خود بیش از پیش شده است. جالب آنکه این کتب اکثراً در موضوع فضائل و سنن گرد آمدهاند. نمونهای از این موارد:
- ابن فتال (م508): «هممت أن أجمع كتابا... بآثار النبي و الأئمة ع محذوفة الأسانيد فإن الأسانيد لا طائل فيها إذا كان الخبر شائعا ذائعا...»
- عماد الدین طبری (م553): «لا أذكر فيه إلا المسند من الأخبار عن المشايخ الكبار و الثقات الأخيار.»
- طبرسي، صاحب احتجاج (م588): «لا نأتي في أكثر ما نورده من الأخبار بإسناده إما لوجود الإجماع عليه أو موافقته لما دلت العقول إليه أو لاشتهاره في السير و الكتب بين المخالف و المؤالف إلا ما أوردته عن أبي محمد الحسن العسكري ع»
- ابن المشهدي (م610): «فَإِنِّي قَدْ جَمَعْتُ فِي كِتَابِي هَذَا... مِمَّا اتَّصَلَتْ بِهِ مِنْ ثِقَاتِ الرُّوَاةِ إِلَى السَّادَاتِ.»
- کتاب الروضة منسوب به ابن شاذان القمي (م حدود600): «فاني قد جمعت في كتابي هذا... ما نقلته عن الثقاة، و اتفقت عليه الروايات»
- چنانکه خواهد آمد محدثی چون سید علی بن طاووس (م664) نیز وجوهی بر تقویت اسناد اخبار کتب خود ذکر مینموده است.
و ...
برخی مانند قطب راوندی ضمن اذعان به آلودگی و پر اشکال بودن مصنفات دیگر در موضوع کتاب، به «زلالی» اخبار کتاب خود تصریح نمودهاند. و البته خود در ارائه اسناد به نسبت اقران خود دقت بیشتری ورزیده است، و کثرت وجود اسناد نفیس کتاب النبوة شیخ صدوق در این کتاب بر ارزش آن افزوده است. عالمی مانند ابن شهرآشوب (م588) و چه بسا امین الاسلام طبرسی (م548) و فرزندش نیز اشاره به راویان و معلوم بودن طرق کتب را مکفی از ذکر اسانید خود شمردهاند.
اینها همه در حالی است که در عموم این کتب کمتر شاهد بحثهای سندی و دلالی از سنخ نقدهای عالمان مورد بحث در فصل پیش هستیم. هر چند گاه برخی از ایشان به مبانی سختی در قبول خبر اذعان نمودهاند.
📚اکبری، بررسی اختلافات مبانی قدما و متأخران امامیه در تضعیفات رجالی، بخش5-1-1
مستندات بحث و شواهد بیشتر در همین آدرس آمده است. اخیراً در برخی از آثار نمونههایی از کلمات فوق در بحث توثیقات عام نیز مورد توجه قرار گرفته است.
@Gholow