eitaa logo
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
807 دنبال‌کننده
73 عکس
13 ویدیو
111 فایل
بررسی‌های رجالی، تاریخی و اعتقادی ارتباط با مدیر: @amid30 كانال اصلی در تلگرام: https://t.me/gholow2
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻پاسخ به تکذیب خبر عبد الصمد بن بشر ... در برابر بعضی از بی‌اعتباری و مشکوک بودن خبر عبد الصمد در سم نوشاندن به رسول الله ص فراتر رفته، آن را رد کرده و گفته‌اند: «ادعای این روایت آن‌قدر مهم و بزرگ است که اگر صحت می‌‌داشت، باید روایات معتبری از ائمه ع دراین‌باره به دست ما می‌‌رسید.» این نقد تمام نیست. زیرا فرض خبر عیاشی این است که آن دو این عمل را به نحوی انجام داده که دیگران نفهمند. بنابراین اگر خبر صحیح باشد، اهل بیت ع نمی‌توانستند آن را به نحو عمومی آشکار سازند. چه در آن صورت با نبود شاهد، دشمنان معصومین ع را متهم به دروغ می‌‌کردند، و البته این عمل در برابر صاحبان قدرت خلاف تقیه می‌‌بود. پس منعی ندارد، که تنها این را به بعضی از اصحاب خاص گفته باشند. هرچند اکنون دلیل کافی بر اثبات وقوع این مطلب نداریم و ضعف و نادربودن خبر باقی‌مانده تأمل بر انگیز است. نیز چنین اشکال کردند که اگر آن دو قاتل بودند، امیرالمؤمنین که قطعاً به این مسأله آگاه تر بودند، چرا دست کم بعد از جنگ جمل که شرایط مجازات (هم از جهت قدرت حضرت، و هم قبول اجتماعی) فراهم بود نه تنها آن دو را مجازات نکردند؟ بلکه فرمودند: «لَهَا بَعْدُ حُرْمَتُهَا الْأُولَى» (نهج البلاغه، خ156) که این اشکال نیز تمام نیست. زیرا حضرت در برابر جنگ جمل نیز او را مجازات نکردند، و به جهت مصالح، متعرض مواردی چون برگزداندن فدک نیز نشدند. و بر فرض صحت گزارش علم الهی حضرت به جنایت آن دو زن، مگر صرف علم امام برای اجرای حدود در ظاهر کافی بود؟ 🔻 در آخر گفتنی است برخی از عالمان عامه به استناد برخی از آیات از حمله تعبیر «یعصمک» در آیه تبلیغ (المائدة: 67) و آیه إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ (الزمر: 30) از اساس شهادت حضرت رسول ص را رد کرده‌اند (زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۴۲۳؛ فخر، مفاتیح الغیب، ج۹، ص۳۷۷). اما ضعف این استناد آَشکار است. زیرا یعصمک از جهت حدود مجمل است. استناد به آیه انک میت نیز برای نفی قتل، مستلزم نفی قتل مردم (إنهم میتون) نیز هست، که ضرورتاً باطل است. این تعبیر مانند «كل نفس ذائقة الموت» است. 🔸 خلاصه بحث: 1- در اصل شهادت حضرت رسول الله ص اشکال چندانی نیست و مورد قبول بیشتر علما قرار گرفته، و گویا منتقدان در اقلیت هستند، و ادله آنان ضعیف‌تر است. 2- در مورد علت شهادت اسناد اخبار مسمومیت حضرت به وسیله یهودیه قوی‌تر از اخبار دسیسه سران سقیفه است. و سند دسته دوم در منابع ذکر نشده است. ولی از نظر متنی بر اخبار سم یهودیه اشکالات بیشتری گرفته اند، که برای نقدهای متنی بر هر دو دسته جواب هایی ارائه شده است. هرچند در مجموع و با عنایت به اضطراب برخی از این اخبار و نیز با عنایت به خبر لدود تردیدها باقی است. 3- وجوهی که در ترجیح دسیسه سران سقیفه ارائه شده قطعی و کافی نیست. 4- فعلاً دلیلی قطعی بر انکار اصل اخبار هیچ یک از دو دسته در علت مسمومیت حضرت ص ارائه نشده است. چنان‌که رد یا تأیید هر یک از دو دسته نیز نیازمند پژوهش‌های مفصل‌تری است. @gholow
⭕️ انتشار مجموعه مقالات همایش ملی تصوف، شاخصه‌ها و نقدها به تازگی مجموعه مقالات همایش ملی «‌تصوّف؛ شاخصه‌ها و نقدها» به همت «دفتر تبلیغات اسلامی» توسط انتشارات «بوستان کتاب» در دو مجلد و 1300 صفحه منتشر شده است. 🔺 فهرست عناوین مقالات: ◾️ فصل1 عقل و شهود در تصوف - سخن بی‌واسطه خدا با صوفیان–امداد توران - جایگاه علم و عقل در تصوف–سید علیرضا موسوی - تحقیر عقل، علم و خردستیزی در تصوف–مهدی نصیری - جایگاه عقل و خردورزی در تصوف–کوثر ربانی - شطحیات صوفیه در سنجه آیات و روایات (مطالعه موردی: شطحیات ابوالحسین مزین و ابوالقاسم نصرآبادی)-هانیه حسینی ◾️ فصل2 تصوف و قرآن و حدیث - تصوف در روایات و آثار عالمان پیشین امامیه-محمدعلی صابری - تأملی بر روایات مدح و ذم صوفیه– فاطمه کرمی - ولنگاری عرفا و متصوفه در عرصه علوم حديث– محمدباقر ملکیان - پژوهشی در اعتبار حدیقة الشیعه– علیرضا دوستی - مفهوم‌شناسی عبودیت در قرآن و مقایسه آن با تفسیر صوفیان– حمید شاه‌بیکی و دیگران - ردیابی یک روایت عرفانی در گذر زمان– محمدعلی صابری - روش تفسیری سلطان محمد گنابادی در کتاب بیان السعادة فی مقامات العبادة– نفیسه نجفی - نگاه صوفیه به احادیث؛ ابهامات و تناقضات– رضا حسینی‌فر - عدم پایبندی به قواعد بنیادین تفسیر از سوی برخی متصوفه در تبیین آیه « وقد أضلوا كثيرا...»– محمود بیات ترک ◾️ فصل3 شریعت‌گریزی در تصوف - مبانی شریعت‌گریزی صوفیه – حسن یوسفیان - نقد و بررسی نظریه شریعت، طریقت، حقیقت در تصوف و مقایسه آن با جایگاه شریعت در تشیع– زهره نجفی - مبانی شریعت‌گریزی در تصوف– علیرضا موسوی ◾️ فصل4 تقدیس ابلیس - ستایش ابلیس در تصوف- امیر جوان آراسته و محمود طاهری - احمد غزالی و شکل‌گیری شیطان‌پرستی در میان یزیدیان جزیره– رسول رضوی - خوانش مهم‌ترین خاستگاه‌های «تقدیس ابلیس» در تصوف– حسین شفیعی دارابی - نگاهی به سیمای شیطان در تصوف– اکرم کشفی - منشأ تطهیر ابلیس در اندیشۀ صوفیانه و نقد آن با ادلۀ امامیه– شهره شریفی - ابلیس از منظر صوفیه با تأکید بر آثار عطار نیشابوری– محمدرضا احمدی ◾️ فصل5 اندیشه توحیدی و وحدت وجود در تصوف - بررسی چهار دلیل مهم از ادله قرآنی وحدت وجود– محمدعلی صابری - غیرمتناهی‌بودن خداوند متعال و لوازم عقلی آن – محسن هندی - مقایسه تأثیر اندیشه توحیدی در گفتار امام علی(ع) و شطحیات بایزید بسطامی– شهره شریفی - بررسی امکان دستیابی به معیارهای تمایز میان جهله صوفیه و محققین عرفا با تأکید بر نگرش توحیدی– احسان وحیدطاری - کژتابی‌های اشعار عرفانی درخصوص نسبت خداوند با موجودات – بررسی موردی: منطق الطیر عطار و گلشن راز شبستری– محمدرضا میرسید - پیوند عقیدتی غلو و تصوف – عمیدرضا اکبری ◾️ فصل6 ولایت و مهدویت در تصوف - بررسی مسأله مهدویت در باورها و کارکردهای تحریف‌گرایانه اقطاب فرقۀ نعمت‌اللهی گنابادی– حسین شفیعی دارابی - بررسی مفهوم «ولایت» در عرفان و تصوف– یحیی عبدالهی - بررسی نقش پیر و ولی در میان صوفیان و عرفا–سوسن فخرایی - نقد و بررسی اندیشه ولایت در عرفان نظری– محمدمهدی طوبایی - مقام و موقعیت قطب در تصوف با رویکرد مصداقی به سه فرقه نعمت‌اللهیه، نوربخشیه و ذهبیه– حمید شهسواری - مقایسه دیدگاه صوفیه و امامیه پیرامون ولایت و خاتم اولیا– وحید مصطفوی‌نژاد - ولایت، وجه افتراق تشیع و تصوف– علی سلیمانی ◾️ فصل7 آداب و سلوک صوفیانه - سَماع از منظر قرآن و اهل بیت (ع) – محمدرضا شاهرودی و مهدی صدرالحفاظی - بررسي جايگاه جامعه‌شناختي رياضت در حكايات تذكرة الاولياء و نفحات الانس– عليرضا عرب ◾️ فصل8 مواجهه عالمان، روشنفکران و مستشرقان با تصوف - تأملی انتقادی بر آرای هانری کربن در باب مشابهت تصوف با تشیع؛ مخالفت تشیع با تصوف– امیرحسین همتی نقش شرق‌شناسان در شناخت و معرفی تصوف در غرب– غلامحسن حسین‌زاده - علل گرایش روشنفکرنمایان جامعه به تصوف– یحیی یثربی تصوف در دیدگاه برخی از فقها و دانشمندان امامیه – حمیدالله رفیعی زابلی - محمدباقر مجلسی و نقد صوفیه در آینۀ کتاب عین الحیات– سحر دادخواه - دیدگاه عالمان شیعه عصر صفوی درباره تصوف– سمیه شهیدی ◾️ فصل9 تاریخ، شخصیت‌ها و فرق تصوف در ترازوی نقد - جنید بغدادی و رابطه او با امامان هم‌عصرش– حسین عباسی - تحلیل و بررسی فرقه ذهبیه– حمیدالله رفیعی زابلی - نقد و بررسی راهبردهای مشترک در نهضت‌های صوفی - شیعی روزگار تیموریان – فرزاد بیگی - تصوف قلندریه ایران و ریشه‌های غیراسلامی آن– فرزانه باخدای رودی - نحوه تعامل جریان تصوف با حکومت سلجوقیان–مسعود بیات و رباب مجلسی - بررسی اقدامات سیاسی و اقتصادی کارگزاران حکومت ایلخانی، در رشد اندیشه‌های صوفیانه–احمد عقیلی و فاطمه میربلوچ‌زهی ◾️ فصل10 نفوذ فرهنگ تصوف - نقدی بر گزینش متون صوفیه در کتب درسی ادبیات فارسی و تأثیر آن در ایجاد باورهای فرقه‌ای–محمدرضا حسینی و دیگران 📌 سایت ابن عربی @gholow
📕 نصیریه: تاریخ، منابع و عقاید ✍️ عمیدرضا اکبری با همکاری مهدی جمالی‌فر و علی عادل‌زاده انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب چاپ اول، ۱۴۰۲ 500,000 تومان خرید اینترنتی از نشر زحل با تخفیف 25%، از 17 تا 30 مهرماه: 375,000 تومان هم‌چنین عزیزان با معرفی مجموعه غلوپژوهی به صورت حضوری نیز می‌توانند کتاب را با تخفیف دریافت کنند. @Gholow
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در سایه سکوت و بی‌اعتنایی امت اسلامی، جنایاتِ رژیم خون‌خوار یهود با حمایت کم‌سابقه دولت‌های پلیدِ آمریکایی و اروپایی به اوج خود رسیده و بمباران بیمارستان‌ها، کشتار کودکان و زنان مسلمان و تخریب خانه‌های مسکونی به اخبار عادی و لحظه‌ای تبدیل شده است. «فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً» @Gholow
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
در سایه سکوت و بی‌اعتنایی امت اسلامی، جنایاتِ رژیم خون‌خوار یهود با حمایت کم‌سابقه دولت‌های پلیدِ آم
انبیاء و امامان و عواطف والای آنان بنا بر ادلۀ عقلی و قرآنی و روایی، انبیای عظام معصوم و فرمانبردار خدا، پیراسته از گناهان‌اند، سخن و عملشان حق است. با این حال، این فرمانبردای و حق‌محوری کاملاً با تأثرات و عواطف انسانی همسو و آمیخته است. در آیات شریف قرآن، نمونه‌های جالبی از دلسوزی شدید انبیا دیده می‌شود؛ از آن جمله برای رسول الله صلی الله علیه و آله: - فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَديثِ أَسَفاً (الكهف: 6) - لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنين‏ (الشعراء: 3) - فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى‏ إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذيرٌ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَكيلٌ‏ (هود: 12) - وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُون‏ (الحجر: 97) - لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيم‏ (التوبة: 128) برخی عتاب‌ها به رسول الله ص در کلام الله نیز مرتبط با شفقت و دل‌رحمی ایشان است (نمونه: تحریم: 1؛ توبه: 43؛ طه: 2). در آیات مربوط به دیگر انبیا نیز برای نمونه، نوح ع عرضه می‌داشت «ان ابنی من اهلی و ان وعدک الحق» و توبیخ «فلا تسئلن ما ليس لك به علم إني أعظك أن تكون من الجاهلين» می‌شنید (هود: 45 و 46). چنان‌که ابراهیم خلیل ع بر سر عذاب قوم لوط با ملائکه بحث و جدال می‌کرد (هود: 74). و نیز تا دشمنی یک کافر با خدا را در نیافت بر او استغفار می‌کرد (توبه: 114). در هر دو جا خداوند بردباری و بسیاری دعای ابراهیم را ستوده است. موسی کلیم الله ع با علم به حکمت خضر به او در برابر تخریب کشتی و قتل پسر اعتراض می‌کرد (کهف: 71، 74، 77). صلوات الله علیهم و علی نبینا و آله السلام. روایات نیز در عواطف والای پیشوایان دین علیهم السلام بسیار است، که از آن جمله روایات مربوط برخی فشارهای روحی به ایشان در مصائب است (برای نمونه: الکافی، ج3، ص225، 262؛ وسائل الشیعة، ج3، ص275-277.). همچنین می‌توان از روایاتی یاد کرد که امامان برای حزن یا بیماری شیعیان، محزون و بیمار می‌شوند (بصائر، ص259-260) یا لطف و عنایت ایشان به مردمان ناآگاه از ولایتشان می‌گویند (نمونه: کافی، ج4، ص8 روایت معلی در انفاق شبانه امام، ص13-14؛ السرائر، ج3، ص584). بنا بر روایتی، حضرت نوح علیه السلام چون بعد از طوفان استخوان‌های کفار قومش را دید شدیداً بی‌تاب شد (المحاسن، ج‏2، ص547-548) جلوه‌هایی از رحمت پیامبر بر مشرکان نیز در اخبار دیده می‌شود (نمونه: الاصول الستة عشر، ص177، الاحتجاج، ص212). امام صادق علیه السلام با آن‌که زید بن علی را از قیام نهی فرمود، بر زید و یحیی بن زید گریه کرد (الأمالي للصدوق، ص392؛ عیون، ج1، ص252؛ امالی طوسی، ص434، 672؛ کشف الغمة، ج2، ص204؛ الصحيفة السجادية، ص16؛ كفاية الأثر، ص307، 310؛ نیز گریه بر نفس زکیه: مقاتل الطالبیین، ص187)، و بر زید درود فرست (الكافي، ج‏3، ص215؛ ج8، ص141)، و اموالی فرستاد تا بین خانواده قربانیان قیام تقسیم شود (کشی، ص338؛ الأمالي للصدوق، ص336). بنا بر روایتی، امام حتی از گریه یکی از اصحاب بر کشتگان خطابیه (به خاطر انس پیشینشان با امامیه) نهی نکرد (کشی، ص293). @gholow2
معصوم پنداشتن شمارى از امام‌زادگان (محمدتقی اکبرنژاد، «ضعف عقلانیت زمینه ساز خرافه»، نشریه حوزه، شماره ۱۵۲، سال ۱۳۸۸) اگر شخصیت مقدس و پاکى، با احساسات عمومى ملتى پیوند بخورد، زمینه براى غلو و زیاده‌روى و قهرمان‌سازى در آن باره درست مى‌شود. شخصیتهاى حاضر در کربلا مصداق روشن همین موارد هستند. معرفت ما نسبت به امام زادگانى چون: حضرت زینب(س) و حضرت عباس(ع) و على اکبر(ع) از مقطع پایانى زندگى آن حضرات، شروع مى شود. مقطعى که با مظلومیت پایان یافت و به مرور زمان در اوج احساسات دینى مردم قرار گرفت. شمارى در نوشته ها و سخنرانیها، به روشنى از عصمت آن بزرگواران یاد کرده و به شدت از آن دفاع مى‌کنند. گذشته از این که اصل بحث، غیر لازم است و اثبات و یا عدم اثبات عصمت ایشان هیچ تأثیرى در امر دنیا و آخرت ما ندارد، باید افزود: براى اثبات درجه معنوى بزرگانى نظیر امام‌زادگان حاضر در کربلا، یا باید در آن اوج بود، یا از کسى که در آن اوج است شنید. به عبارتى ما وسیله تقواسنج نداریم، تا خودمان میزان تقواى افراد را بسنجیم! در خلوت و جلوت و ظاهر و باطن آنان نیز نبوده‌ایم تا از ریز و درشت اعمال و نیاتشان باخبر باشیم. بنابراین، تنها راه براى اثبات عصمت ایشان، خبر مورد اعتمادى است که از معصوم(ع) رسیده باشد. در حالى که هیچ خبر دال بر عصمت ایشان وجود ندارد. شمارى استدلال مى کنند که امام صادق(ع)، از حضرت عباس به (عمو) یاد مى کند! یا ایشان مقامى دارد که تمام شهدا در روز قیامت به منزلت ایشان غبطه خواهند خورد، یا در زیارت، از ایشان به (عبد صالح) تعبیر شده است و امورى از این قبیل… . در حالى که اگر از (عمو) گفتن امام عصمت قابل استفاده باشد، عصمت ابوذر قبل از حضرت عباس ثابت مى شود؛ زیرا زمانى که ابوذر در حال رفتن به ربذه، محل تبعید خود بود، حضرت امیر(ع) به همراه فرزندان به تودیع او پرداختند و هر کدام سخنى گفتند. امام حسین(ع) نیز توصیه خود را با تعبیر (عمو) شروع کرد. اما تعبیر به عبد صالح یا مقام والاى روز قیامت، هیچ کدام منافاتى با عدم عصمت ندارد. چنانچه تعبیر (فهمة غیر مفهّمه) یا تعبیرات همانند، دلالت بر عصمت حضرت زینب نمى کند. در همین زمینه بنگرید به: eitaa.com/Gholow/259 @Gholow
🔴 عصمت بدون نصّ شناخته نمی‌شود دیده می‌شود که در اثر سلطه فرهنگ غلوّ و تصوّف بر بسیاری از شیعیان، برای برخی امامزادگان یا علماء و عرفا، ادّعای «عصمت» می‌شود؛ بی آن‌که نصّ روشنی ارائه شود. مشهور است که شیعه «نصّ» را شرط امامت می‌داند؛ زیرا امام باید معصوم باشد و «عصمت» جز با نصّ الهی [یا معجزه با شرایطش] معلوم نمی‌شود. در روایتی از امام سجاد علیه السلام آمده است: «الإمام منا لا يكون إلا معصوما و ليست العصمة في ظاهر الخلقة فيعرف بها و لذلك لا يكون إلا منصوصا.» (معاني الأخبار، ص132) «امام از ما اهل بیت ناچار باید معصوم باشد و عصمت در ظاهر آفرینش نیست تا با آن شناخته شود؛ لذا ناچار باید منصوص باشد.» متکلّمان شیعه پیوسته تأکید کرده‌اند که عصمت امری آشکار نیست و مردم بدون نصّ و معجزه نمی توانند آن را تشخیص دهند و به همین دلیل نصّ بر امام لازم است. (به عنوان نمونه: معاني الأخبار، ص131؛ الفصول المختارة، ص300؛ تلخيص الشافي، ج‏1، ص276؛ جمل العلم و العمل، ص42؛ الذخيرة في علم الكلام، ص432؛ الاقتصاد فيما يتعلق بالاعتقاد، ص313، 366؛ الغيبة للطوسي، ص18ذ إعلام الورى بأعلام الهدى، ص157؛ الألفين، ص41؛ الباب الحادي عشر، ص12) با این حساب دعوی عصمت برای برخی امامزادگان یا اصحاب ائمه یا فلان عالم و عارف و صوفی یا ولی فقیه، مبنای شرعی یا عقلی ندارد. @gholow
🔴تأملی در معصوم‌شماری زید بن علی در سخنی منسوب به آیة اللّه بهجت گذشت که بنابر روایات و مبانی کلامی شیعه «عصمت» بدون «نص» قابل تمییز و اثبات نیست. بی توجّهی به مبانی کلامی شیعه باعث شده که ادعاهای ناراستین با لعاب «کلام علماء و عرفا» تلقّی به قبول شود. مثلا در کلامی منسوب به آقای بهجت می خوانیم: «... در زید بن علی بن الحسین (علیهم السلام) احتمال عصمت می دهیم؛ من احتمال حسابی، حتی بالاتر از احتمال می دهم که ایشان معصوم از خطیئه بوده نه معصوم از خطا. در جایی - گویا در تفسیرش - می گوید: معصوم همان پنج تن بودند که پیداست در این مسأله با معصوم (علیه السلام) گفتگو نکرده؛ اما هم خودش و هم پسرش یحیی با آن جوانی اش، معصوم از خطیئه بودند. و امام صادق (علیه السلام) فرموده است: خدا عمویم زید را رحمت کند؛ اگر پیروز می شد، حق ما را به ما وامی گذاشت. همین طور در حضرت ابوالفضل و علی بن حسین که در کربلا شهید شد و این همه اصحاب سیدالشهداء؛ صحبت احتمال نیست واقع عصمت در این ها محرز است. و همچنین برای مقداد و سلمان؛ آیا می شود بگوییم عصمت ندارند؟ بلکه نزدیک عصر ما هم دیده شده کسانی که مدعی بودند: معصیت بجا نیاوردیم عالما و عامدا؛ از روی علم و عمدا، معصیت بجا نیاوردیم.» www.ghadeer.org/Book/303/44286 ادعای عصمت از خطیئه برای اشخاصی چون زید بن علی و پسرش یحیی بن زید نه تنها با هیچ یک از سازوکارهای کلامی اثبات پذیر نیست، بلکه با وجود همه انتقاداتی که در روایات ما به آنها وارد شده است کاملاً نامعقول و دور از عقاید شیعه امامیه است، و نادرستی آن به حدی روشن است که نیازی به تفصیل در نقد آن نیست. عجیب آن‌که ایشان خود با استناد به روایتی تفسیری (نک: تفسیر فرات، ص339) مدّعی جهل و انحراف عقیدتی زید بن علی شده است، اما در عین حال او را معصوم از خطیئه می‌داند! چگونه ممکن است کسی در اساس عقیده بر خطا باشد و عصمت را از امامان علیهم السلام نفی کند و در عین حال خود معصوم از خطیئه باشد؟! این خودشکنی در سخن، دلیل روشنی بر نادرستی ادعای عصمت زید است. ادعای عصمت بر اساس «احتمال»، خود دلیل بر نادرستی این انگاره است؛ زیرا در اثبات «عصمت»، احتمال را نمی‌توان دخیل دانست، بلکه نصّ صحیح و صریح لازم است که راه را بر هرگونه احتمال می بندد. اما این که آقای بهجت از سخنشان بازگشته و فرموده‌اند: «صحبت احتمال نیست، واقع عصمت در این ها محرز است» چنان که گفتیم با مبانی عقیدتی شیعه در تضادّ است؛ زیرا عصمت بدون نص قابل احراز نیست؛ پس چگونه می‌توان مدعی احراز عصمت در شهداء کربلا شد؟! آن هم پس از چندین قرن و بدون این‌که امکان مجالست با آنان وجود داشته باشد؟! از تواریخ مختصری که نقل شده نیز نه تنها عصمت برداشت نمی شود بلکه خلاف آن ثابت است؛ به خصوص در مورد اشخاصی چون حر بن یزید. و اما این سخن که: «همچنین برای مقداد و سلمان؛ آیا می شود بگوییم عصمت ندارند؟» از جهت روشی ناصواب است؛ زیرا ادعای عصمت نیاز به اثبات و آوردن نص صریح صحیح دارد نه نفی آن! تذکر: البته عظمت یک عالم دینی با نقدپذیر بودن برخی از اظهارات وی قابل جمع است؛ چنانکه آقای جهانبخش در مقاله ای اشکالات متعدد تاریخی و حدیثی کتاب «در محضر آیة الله بهجت» را واکاوی کرده است. @gholow
4_5929038357391740393.mp3
زمان: حجم: 3.9M
فرمایش استاد محمد جواد شبیری زنجانی در بی اساس بودن حدیث «عنوان بصری» ... شهرتی که در مورد عنوان بصری بیان شد تنها بین متأخرین است؛ اما عنوان بصری در هیچ یک از کتب قدیمی حدیثی و رجالی نام ندارد و حتی روایت عنوان بصری که بین متأخرین معروف شده، اصلی ندارد. این روایت برای اولین بار در مشکاه الانوار متعلّق به شیخ علی بن حسن فضل، سبط شیخ طبرسی و نوه مرحوم صاحب مجمع البیان وارد شده و پس از آن در منیة المرید شهید ثانی از خط شهید اول نقل شده و بین متأخرین مشهور شده است. متن روایت عنوان بصری نیز از نظر الفاظ کاملاً با نحوه سخن ائمه معصومین ع متفاوت است و تناسبی با روایات اهل بیت ع ندارد. به همین دلیل باید این نوع روایات را کنار گذاشت؛ هر چند از مرحوم آقا سید علی قاضی معروف، نقل شده که محور ریاضت های ایشان، روایت عنوان بصری بوده است. از برخی نقل شده که روایت عنوان بصری را جزو احادیث عامه تلقّی کرده است؛ در حالی که در هیچ یک از کتب عامه تا آنجا که استقصاء شده، این روایت مشاهده نشده است. استاد سید محمد جواد شبیری زنجانی، درس خارج اصول، ۱۳۹۶/۰۲/۱۱ در این باره همچنین ببینیند: https://t.me/mesbah_qom/729 @gholow
گفتاری در نقد منابر غلو آمیز.m4a
حجم: 20M
گفتاری در نقد منابر غلوآمیز 🎙استاد علی نصیری @gholow
Recording 45 (2d248fe4-1b0e-4115-873b-5fe949f469a9).aac
حجم: 5.6M
توضیح بیشتر درباره محتوای حدیث عنوان بصری علی عادل‌زاده https://eitaa.com/Gholow/261 @Gholow