Borsi_Layeqi.pdf
حجم:
853.5K
ارزیابی ابهامات دربارۀ وجود تاریخی رجب بُرسی
محمدرضا لایقی، تابستان ۱۴۰۰
@Gholow2
☘ بررسی مستندات غلات (۲۱)
بررسی حدیثواره «نحن مشیة الله»
در بین افراد متمایل به غلو، فلسفه و عرفان حدیثی با تعبیر «نحن مشیة الله» رواج دارد.
۱. سابقه حدیث
در هیچ یک از منابعِ حدیثی چنین عبارتی به نظر نرسید و شهرت این جمله بیشتر به دوران معاصر بازمیگردد. مثلاً محمدحسن میرجهانی اصفهانی (۱۳۱۹-۱۴۱۳ق) در روائح النسمات تألیف ۱۳۷۳ق آن را بدون ذکر منبع نقل کرده است (روائح النسمات، ص۲۰۱). محمدعلی شاه آبادی (۱۲۹۲- ۱۳۶۹ق) در کتاب رشحات البحار آن را بدون ذکر هیچ منبعی بارها تکرار کرده است (رشحات البحار، ص۷۴، ۸۳، ۲۰۵، ۲۶۳، ۲۷۶، ۴۲۷).
علی نمازی (۱۲۹۴-۱۳۶۴ش) آن را از مجمع النورین روایت کرده است (مستدرك سفينه البحار، ج۶، ص۹۹). ابو الحسن مرندی در مجمع النورین نوشته است: «قال الصّادق عليه السلام: نحن مشيّة اللَّه» (مجمع النورين، ص۲۱۵). مرندی در سال ۱۳۲۶ق مجمع النورین را تألیف کرده (مجمع النورین، ص۲۸۲) و هیچ منبعی برای این حدیث ذکر نکرده است. آثار مرندی از سویی معدنِ احادیث جعلی درباره مشروطه است (نمونه) و از سوی دیگر از آراء غالیانه شیخیه متأثر بوده است (نمونه).
اما پیش از مرندی هم این جمله مطرح بوده است؛ زیرا محمدتقی آقانجفی اصفهانی (۱۲۶۲–۱۳۳۲ق) ظاهراً پیش از سال ۱۳۲۳ق نوشته است: «... كما في الزّيارة: السّلام على محالّ مشيّة اللّه... و في حديث آخر: نحن مشيّة اللّه ... و في حديث آخر: نحن ذكر مشية اللّه ...» (اشارات ايمانيه، ص۲۲۵) که البته هیچ یک از این سه حدیث به این لفظ وجود خارجی ندارد!
نظرعلی طالقانی (۱۲۶۰-۱۳۰۶ق) در مناط الأحکام تألیف ۱۳۰۳ق مینویسد: «کذا قالوا نحن مشیة الله» (مناط الأحکام، ص۴۶۵).
ميرزا حسن گوهر (د. ۱۲۶۶ق) بزرگ شیخیه و شاگرد شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی، در شرح حیاة الأرواح مینویسد: «ولذا قالوا نحن مشیة الله» (شرح حیاة الأرواح، ص۴۷۸). عجالتاً این قدیمترین منبعی است که برای این عبارت یافت شد و البته راه جستجوی بیشتر باز است. میتوان حدس زد که منشأ این حدیثواره -مانند بسیاری از مشهورات بیاساس دیگر- مکتب شیخیه بوده باشد.
۲. تحریر کهنتر حدیث
در آثار شیخیه صورت قدیمیتری برای این حدیث وجود دارد: «نحن محال مشیة الله» که البته آن هم به این لفظ در هیچ منبع حدیثی یافت نمیشود. احتمالاً همین جمله با حذف یک کلمه (محالّ) به صورتِ حدیثواره مشهور «نحن مشیة الله» درآمده است.
از زعمای شیخیه، محمدکریم خان کرمانی (۱۲۲۵-۱۲۸۸ق) (جواب بعض الاخوان كتبه بامر السيد، ص۹) و پیش از او سید کاظم رشتی (۱۲۱۲- ۱۲۵۹ ق) در آثار مختلف خود این عبارت را به اهل بیت (ع) نسبت دادهاند (الرسالة العاملية، ص۸؛ جواب عبدالله بيك، ص۹؛ جواب الميرزا ابرهيم الشيرازي، ص۱۳۷؛ جواب الملا مهدي الرشتي، ص۶۵؛ رسالة جفرية، ص۲۵؛ شرح حديث عمران الصابي، ص۳۳۳؛ اللوامع الحسينية، ص۲۶۴؛ شرح الخطبة الطتنجية، ج۲، ص۸، ۷۲، ۱۵۱، ۴۰۶)
منشأ این عبارت آثار خود شیخ احمد احسائی (۱۱۶۶–۱۲۴۱ق) است که بارها در رسائلش عبارت «نحن محالّ مشیة الله» را بدون ذکر مأخذ نقل کرده است (رسالة في جواب الملا كاظم السمنانی، ص۴؛ الرسالة القطیفیة، ص۷؛ العصمة والرجعة، ص۶؛ الرسالة الرشتية، ص۲۹؛ الرسالة الغديرية، ص۵؛ شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، ج۴، ص۱۸۱).
۳. ریشه اصلی حدیث
چنان که گفته شد به نظر میرسد حدیثواره «نحن مشیة الله» از مکتب شیخیه برخاسته است و بنابراین به احتمال زیاد قدمت آن از قرن ۱۳ق پیشتر نمیرود!
این عبارت به این شکل معنای محصلی ندارد چون مشیت، جوهر نیست که بر ائمه (ع) تطبیق شود؛ مگر آن که با تأویلات دور از ظاهر و تکلفآمیز توجیه شود.
چنان که گفته شد، صورت اولی این عبارت احتمالاً «نحن محال مشیة الله» بوده است که آن هم به این شکل سابقهای ندارد؛ البته میتوان آن را نقل به معنا و برداشتی آزاد از احادیث یا شبهاحادیث کهنتر دانست:
الف) إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ قَلْبَ وَلِيِّهِ وَكْرَ الْإِرَادَةِ فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شِئْنَا (تفسير فرات، ص۵۲۹)
ب) فَجَعَلْتَ قُلُوبَهُمْ مَكامِنَ لِإِرَادَتِكَ (مصباح المتهجد، ج۲، ص۷۶۶)
ج) إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ قُلُوبَ الْأَئِمَّةِ مَوْرِداً لِإِرَادَتِهِ فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شَيْئاً شَاءُوهُ (تفسير القمي، ج۲، ص۴۰۹؛ بصائر الدرجات، ج۱، ص۵۱۷)
د) قلوبنا أوعية اللّه فاذا شاء اللّه شئنا (اثبات الوصية، ص۲۶۲)
ه) يجعل قلبه مكان مشيئته (مشارق انوار الیقین، ص۱۷۷، خرافه طارق)
و) جَعَلْتَ قُلُوبَ أَوْلِيَائِكَ مَسْكَناً لِمَشِيَّتِكَ وَ مَكْمَناً لِإِرَادَتِكَ (مهج الدعوات، ص۴۸)
ز) مَوْضِعَ مَشِيَّةِ اللَّهِ (المزار الكبير لابن المشهدي، ص۳۰۴)
ح) إِرَادَةُ الرَّبِ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ (الکافی، ج۴، ص۵۷۷)
درباره این عبارات هشتگانه ان شاء الله در آینده مباحثی ارائه خواهد شد.
@Gholow
🌺امین خدا بر زمین
حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ الْمُهْتَدِي عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ أَنَّهُ كَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مُحَمَّداً كَانَ أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ فَلَمَّا قُبِضَ كُنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ وَرَثَتَهُ فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ عِنْدَنَا عِلْمُ الْمَنَايَا وَ الْبَلَايَا وَ أَنْسَابُ الْعَرَبِ وَ مَوْلِدُ الْإِسْلَام...
از عبد الله بن جندب روایت است که گفت حضرت امام رضا ع به من نامه نوشت که اما بعد به راستی که محمد ص امین خدا بر روی زمین بود. پس چون از دنیا رفت ما اهل بیت وارثان او بودیم. و اينك ماييم امينان خدا در زمين. و آگاهى از مرگ و ميرها و بلاها و نَسَبهاى عرب و زادگاه اسلام، در ميان ماست...
📚 بصائر الدرجات، ج1، ص120، ح3، ص267، ح5؛ الكافي، ط - الإسلامية، ج1، ص223؛ تفسير القمي، ج2، ص104 با افتادگی نام عبد العزیز بن المهتدی از سند؛ تفسير فرات الكوفي، ص283، 285 با افتادگی سند ابن جندب.
این روایت با همین تعابیر با چند سند مجزای دیگر: بصائر الدرجات، ج1، ص118-119، ح1 از ابن ابی نجران از امام رضا ع، و ح2 عَنْ هَارُونَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع؛ ص120، ح4 عن موسی بن القاسم عن علی بن الحسین؛ تأويل الآيات، ص530 به طریق قصبانی (عباس؟) از ابن ابی نجران با یادکرد از خطاب به ابن جندب
______
با توجه به اتحاد الفاظ این تفاوت اسناد نیازمند توضیح است. به تصریح خبر ابن جندب، مخاطب اول او بوده و همچنین نقل مکتوب امام رضا علیه السلام از امام سجاد ع در قالب نامه بوده که خود امام دستور ابلاغش به صفوان بن یحیی را نیز داده بودند (تفسير فرات الكوفي، ص283؛ نیز نگر: القرائات، ص131 از صفوان از ابن جندب بخشهای پایانی خبر). و لذا از ابتدا راویان مختلف مانند صفوان، عبد العزیز بن المهتدی، ابن ابی نجران و موسی بن القاسم مانند هم ضبط کردهاند، و البته با برخی افتادگیها گاهی نام امام سجاد یا امام رضا علیه السلام افتاده است، و موسی بن القاسم نیز احتمالاً به اتکای خط امام یا دلیل دیگر، مخاطب اولی (ابن جندب) را ذکر نکردهاند.
البته تحلیل سند بصائر از هارون نیازمند تحقیق بیشتر است، و نقلی دیگر از تفسیر فرات (ص285) به صورت «علي بن الحسين عن الأصبغ بن نباتة قال كتب عبد الله بن جندب...» نام اصبغ ظاهراً به اشتباه پیش از ابن جندب افزوده شده است.
(در همین معنا با الفاظ نزدیک ابوابی وجود دارد. نک: بصائر الدرجات، ج1، ص266.)
@gholow
🔸 تعامل امام رضا علیه السلام با اهالی دیگر زبانها
حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو هَاشِمٍ دَاوُدُ بْنُ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيُّ قَالَ: كُنْتُ أَتَغَدَّى مَعَ أَبِي الْحَسَنِ ع فَيَدْعُو بَعْضَ غِلْمَانِهِ بِالصَّقْلَبِيَّةِ وَ الْفَارِسِيَّةِ وَ رُبَّمَا بَعَثْتُ غُلَامِي هَذَا بِشَيْءٍ مِنَ الْفَارِسِيَّةِ فَيُعَلِّمُهُ وَ رُبَّمَا كَانَ يَنْغَلِقُ الْكَلَامُ عَلَى غُلَامِهِ بِالْفَارِسِيَّةِ فَيَفْتَحُ هُوَ عَلَى غُلَامِهِ.
از ابوهاشم جعفرى روايت كردهاند كه گفت: من با حضرت رضا عليه السّلام هم غذا ميشدم، گاهى بزبان صقلبى و فارسى بعض غلامان خود را ميخواند، و بسا ميشد كه من غلام خود را براى كارى نزد آن حضرت میفرستادم و با زبان فارسى صحبت ميكرد، و حضرت ميدانست، و بعض اوقات فهم كلام عجمىّ بر غلامش گران مىآمد و ایشان خود براى غلام توضيح ميداد.
📚عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص228؛ ترجمه غفارى و مستفيد، ج2، ص553. همین روایت محمد بن عیسی بن عبید نیز از ابوهاشم و برخی تفصیلات مرتبط را حمیری از ابوهاشم نقل کرده است (بصائر الدرجات، ج1، ص336، 228).
صفار و سعد مضمون مشابه را از محمد بن جزک از یاسر خادم نیز نقل کردهاند (بصائر الدرجات، ج1، ص338؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص227)
@gholow
☘ بررسی مستندات غلات (۲۲)
زیارتنامه «السلام علی ... منزل المنّ والسلوی»
یکی از مستندات غلات زیارتنامهای خطاب به امیرالمؤمنین (ع) است که در آن آمده است: «... السَّلَامُ عَلَى شَجَرَةِ التَّقْوَى وَ سَامِعِ السِّرِّ وَ النَّجْوَى وَ مُنْزِلِ الْمَنِ وَ السَّلْوَى ...». این زیارتنامه و به ویژه عبارت «منزل المنّ والسلوی» همواره مورد توجه و استناد شیخیه و امثالهم بوده است (برای نمونه نک: سید کاظم رشتی، شرح آیة الکرسی، ص۳۱۱؛ محمدکریم خان کرمانی، طریف الدعوات، ص۶۲) تا جایی که گفته شده صاحب جواهر دستور داد برای جلوگیری از سوء استفاده شیخیه این عبارت را از لوح منصوب در حرم امیرالمؤمنین (ع) محو کنند (قصص العلماء، ص۶۷).
در این زیارتنامه، امیرالمؤمنین نازلکننده مَنّ و سلوی خوانده شده که به آیات شریفه مربوط به بنی اسرائیل اشاره دارد: «وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى ...» (البقرة : ۵۷؛ همچنین نک: الأعراف: ۱۶۰، طه: ۸۰)
آن چه از عبارتِ «منزل المنّ و السلوی» به ذهن متبادر میشود، آن است که امیرالمؤمنین (ع) بوده است که بر بنیاسرائیل، منّ و سلوی را فرو فرستاده است؛ بنابراین دو انگاره در این جمله نهفته است:
۱. حضور و ظهور امیرالمؤمنین (ع) در امم و ادوار پیشین.
۲. فاعلیتِ امیرالمؤمنین (ع) نسبت به افعالی که در قرآن به خداوند نسبت داده شده است.
از این جهت این عبارت در فضای روایات متعددی است که امیرالمؤمنین (ع) را غرقکننده قوم نوح (ع)، نابودکننده عاد و ثمود و اصحاب رسّ، نابودکننده فرعون، نجاتدهنده موسی (ع)، نجاتدهنده یونس (ع)، نجاتدهنده ابراهیم (ع) و ... معرفی میکنند (نمونه: المناقب العتيق، ص۷۳، ۱۱۵). این گونه روایات همگی از نظر سند و متن در فضای غلو و تفویض سیر میکنند و هر یک جداگانه در جای خود بررسی و نقد شده است (نمونه: نقد حدیث نورانیت).
برخی کوشیدهاند این عبارات را توجیه و تأویل کنند و مثلاً «منزل المنّ والسلوی» را به علت غایی بودن تفسیر کردهاند (قصص العلماء، ص۶۷) یا توجیهات دیگر که تکلّفآمیز است و راه به جایی نمیبرد. چاره کار در اعتبارسنجی این زیارتنامه است.
@Gholow
در اعتبارسنجی «السلام علی ... منزل المن و السلوی» باید به چند نکته توجه داشت.
۱. از منابع اصلی این زیارتنامه، مصباح الزائرِ سید بن طاووس و به تبع آن مزار شهید اول فاقد عبارت «منزل المن والسلوی»اند (مصباح الزائر، ط آل البیت، ص۱۲۶؛ مزار الشهيد الاول، ط مدرسه امام مهدی، ص۴۷)؛ اما در مزار ابن مشهدی و نقل علامه مجلسی از مزار عتیق این عبارت آمده است (المزار الکبیر لابن المشهدی، ط جامعه مدرسین، ص۱۸۵؛ بحار الأنوار، ج۹۷، ص۳۳۰؛ تحفة الزائر، ص۱۴۱)
۲. مقایسه زیارتنامه موجود در مزار ابن مشهدی و مصباح الزائر با منابعِ متقدم مانندِ کامل الزیارات، من لا یحضره الفقیه و تهذیب الأحکام، نشان میدهد که زیارتنامه موجود در مزار ابن مشهدی و مصباح الزائر ترکیبی و بخش مورد بحث الحاقی است. در جدول زیر متن مزار ابن مشهدی با منابع متقدم مقایسه شده است. چنان که دیده میشود ردیف ۱ و ۳ (رنگ سبز) تقریباً در همه منابع یکسان است و هر چند مزار ابن مشهدی در ردیف ۳ هم تفاوتهای قابل ملاحظهای دارد، اما کلیت آن و اکثر عبارات ثابت مانده است. اما در ردیف ۲ منابع متقدم، تقریباً یکساناند، ولی مزار ابن مشهدی کاملاً متفاوت است. در واقع در مزار ابن مشهدی، متنی جایگزینِ متن منابع متقدم شده است. این متن جایگزینشده دقیقاً همان زیارت منقول از مزار عتیق است. اتفاقاً تمام اشکالات متوجه همین بخش جایگزینشده است و دقیقاً همین بخش است که مورد استناد غلات قرار گرفته است! بنابراین این زیارتنامه یکدست نیست و ترکیبی از چند متن است و دلیلی بر مأثور بودن بخش مورد بحث وجود ندارد.
۳. در هیچ یک از منابعِ این زیارتنامه به جز نقل علامه مجلسی از مزار عتیق، این حدیث به معصوم (ع) منسوب نشده و سندی برای آن ذکر نشده است. در نقل علامه مجلسی نیز تنها به عنوان «زِيَارَةُ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع» یاد شده است که گر چه تصریح نشده، ولی ظاهر آن انتساب به معصوم است؛ با این حال هیچ سندی برای آن ذکر نشده است؛ ضمن این که هویت مزار عتیق و نویسنده آن نامعلوم است.
۴. در منابعِ مختلف روایاتی از صفوان جمال درباره زیارت نقل شده، اما در هیچ جا به جز نقل علامه مجلسی از این مزار ناشناس (مزار عتیق)، چنین جملاتی در روایت صفوان نیامده است. حتی در مزار ابن مشهدی زیارتی از صفوان نقل شده که این بخش در آن نیست (المزار الكبير، ص۲۱۴)
۵. با توجه به این که در مصباح الزائر و مزار ابن مشهدی این زیارتنامه به صفوان منسوب نشده، احتمال دارد که علامه مجلسی یا منبعِ او در انتسابِ آن به صفوان اشتباه کرده باشند. توضیح آن که در کتب زیارات معمولاً مطالب پشت سر هم میآید و به دقت تفکیک نمیشود و بسیار اتفاق میافتد که عباراتی ادامه حدیث سابق تلقی میشود و به این ترتیب به اشتباه، سند به مطالبِ بعدی تسری مییابد. در این جا نیز با توجه به این که منبع اصلی در اختیار ما نیست، چنین احتمالی وجود دارد.
۶. در مزار ابن مشهدی این بخش از زیارت این گونه آغاز میشود: «فَإِذَا وَقَفْتَ عَلَى بَابِ السَّلَامِ فَقُل: السَّلَامُ عَلَى أَبِي الْأَئِمَّةِ ... وَ مُنْزِلِ الْمَنِّ وَ السَّلْوَى ... » (المزار الکبیر، ص۱۸۴) در حالی که میدانیم در زمانِ صفوان جمال، اساساً مزار امیرالمؤمنین (ع) آشکار نبوده، چه رسد به آن که دارای «باب» باشد. بنابراین دستِکم این عبارت از توضیحاتِ نویسندگان متأخر است.
خلاصه کلام آن که متن مورد استناد غلات در مزار ابن مشهدی و مصباح الزائر نسبت به متن اصلی زیارتنامه الحاقی است و دلیلی بر انتسابِ آن به معصوم وجود ندارد. تنها در نقلِ علامه مجلسی از مزار عتیق این متن به صفوان منسوب شده که نه هویت مزار عتیق و نویسنده آن معلوم است و نه سندی برای انتسابِ آن به صفوان ارائه شده است و نه منابع دیگر، انتساب آن به صفوان را تأیید میکند. احتمال پدیده تسری اسناد هم در انتسابِ این متن به صفوان وجود دارد. از نظر محتوایی این متن در فضای متأثر از مفوضه سیر میکند و شباهتی با احادیث و زیارات معتبر ندارد.
@Gholow
جدول مقایسه زیارتنامه ابن مشهدی با کامل الزیارات، تهذیب الأحکام و من لا یحضره الفقیه
@Gholow
هدایت شده از غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
وَحَسبُكَ دَاءً أَن تَبِيتَ بِبِطنَةٍ
وَحَولَكَ أَكبَادٌ تَحِنّ إِلَي القِدِّ
«درد تو اين بس كه شب سير بخوابى و گرداگردت جگرهايى بُوَد در آرزوى پوست بزغاله» (نهج البلاغه، ترجمه شهیدی)
مسلمانان غزه چند ماه است که از جنگ، آوارگی و گرسنگی به سختی رنج میبرند. در این شرایط، جمعی از فضلاء شیعه در ایران و کشورهای عربی به گردآوری کمک برای آنان اقدام کردهاند. ان شاء الله این کمکها از طریق شیعیان غزه و لبنان به دست آوارگان خواهد رسید.
در شهر قم، دانشور فرهیخته شیخ علی یعقوب یوسف عهدهدار این امر است. دغدغهمندان میتوانند کمکهای خود را به حساب ایشان واریز کنند:
شماره کارت:
6037 - 6975 - 1606 - 8803شبا:
IR 19 0190 0000 0021 1879 8070 02به نام علی یوسف _ بانک صادرات این کارت بانکی مخصوص گردآوری کمک است و اعلام مبالغ واریزشده لازم نیست. @Gholow
مؤلف عیون المعجزات و جریان غلو
آقای حسن انصاری، در نوشتار «میراث غلات: از ابوالقاسم کوفی تا نویسنده عیون المعجزات»، (بررسیهای تاریخی، ص951-962) با معرفی نسخه کاملتر عیون المعجزات، شاخصههای غلوآمیز اسناد آن را نشان داده است، که از آن جمله فقیهخواندن اسحاق بصری (پیشوا و نظریهپرداز غالیان اسحاقیه) و مدح و ستایش ابوالقاسم کوفی (از پیشوایان غالیان مخمسه) و توجه بالا به میراث خصیبی (پیشوای نصیریه) است. خود مؤلف (حسین بن عبد الوهاب) نیز پیش از قرون اخیر، نامش تنها در اربعینی مرتبط با فضای غلو آمده است.
مؤلف عیون المعجزات در مقدمه کتابش میگوید این کتاب را بنا بر روایات مشترک میان مرتفعه و مفوضه و امامیه مقصره مینویسد، ولی روایات اختصاصی مرتفعه را که مشتمل بر حقایق توحید و حکمت است، در کتاب دیگری با عنوان الهدایة الی الحق میآورد. (عیون المعجزات،1422، ص74) در مواضعی صریحاً از حذف برخی بخشهای روایات غلات به سبب نبود تحمل سخن گفته است. (همان، ص220؛ همو، بیتا، ص83) شاید علت اینکه در تحریر مختصرتر از عیون المعجزات (همان چاپ پیشین داوری)، این مقدمه و نیز اطلاعات مربوط به بعضی از سران غلات مانند ابوالقاسم کوفی نمود نیافته است، این باشد که خود غالیان چنین نسخهای را برای عرضه عمومی در نظر گرفته بودند، نه آنکه ناسخان امامیه این بخشها را حذف کرده باشند. مؤید مطلب آنکه در بخشهای حذفشده، فقط تعابیر تأیید غلو حذف نشده، بلکه نام برخی از رجال مهم غلات هم حذف شده است که به طور معمول امامیه ایشان را نمیشناختهاند. [برگرفته از کتاب نصیریه، بخش 2.1.2]
همچنین در مضامین این کتاب نیز در کنار غرائب بسیارش برخی از آرای آشکارا غالیانه مانند تناسخ و تعابیر مشعر به ربوبیت امام و نیز برخی مصطلحات خاص اسناد و منابع غالیان اثر پذیرفته است. (نمونههایی پراکنده در مباحث همین کانال و در رسالۀ نقش بازشناسی عقاید و احادیث نُصَیریان در اعتبارسنجی و فهم میراث روایی امامیه آمده است.)
@gholow