ولایت تکوینی علی احمدی.pdf
حجم:
2.6M
فهرست کتاب تازهنشر
📕ولايت تکوينی و مسئله خلق و رزق
✍️ سيد قاسم علی احمدی
این اثر ضمن نکات خوب که دارد، همچون آثار مشابه، اعتبارسنجی و توجه به قرائن تاریخی مرتبط با هر روایت در آن بسیار کمرنگ است، و در مواضعی اشکالاتی را رقم زده است.
در اثری در دست نشر به مطالعۀ مستندات این دست از آثار پرداختهایم.
#ولایت_تکوینی
#تفویض
@Gholow
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
⚠️ کاستیهای رایج برخی مقالات مرتبط با راویان متهم به غلو شاید 15 سال پیش تحقیق در مورد متهمان به غ
🔸 درآمدی بر مطالعه اختلافات عالمان متقدم امامی در مورد راویان متهم به غلو
برخی از راویانی که رجالیان متقدم امامی تضعیفشان کردهاند، در اسناد برخی محدثان حضور پررنگی دارند. با این حال، نمیتوان هر گونه تضعیف راویان پرتکرار در اسناد را شاهدی بر اختلاف نظر محدثان و رجالیان گرفت، چه پیشتر گفتيم از طرفی بسیاری از محدثان در برخی آثار در پی اکتفا به اخبار مورد قبولشان نبوده، و حتی گاهی متفردات روات مورد تضعیفشان را نیز نقل کردهاند (نمونهها). از سوی دیگر لزوماً کل میراث راویان تضعیف شده، مورد تردید یا انکار تضعیف کنندگان نبوده است، و به عنوان نمونه، ابن غضائری در مواضع بسیاری میان اخبار مختلف راوی ضعیف فرق نهاده است (نمونه: اکبری، رساله اختلافات مبانی در تضعیفات رجال، ش2-2-3-5).
به ویژه گرچه جمعی از متأخران ادعا کردهاند «عمدهی تضعیفات، بر اساس کجیِ باورهای رجالیان به ویژه در حوزه امام شناسی است، و بدین خاطر راویان فضائل را غالی میپنداشتند.» اما در برابر برخی از محققان تذکر دادهاند که حجم عظیمی از میراث امامتی و دیگر روایات راویان متهم به غلو در منابع امامی با راویان توثیق شده توسط رجالیان یکی است، و ابداً روایاتی چون فضای عمومی کتاب الحجة کافی و بصائر الدرجات موجب جرح راوی نمیشد، بلکه فراتر از آن مثلاً احمد اشعری که کسانی چون سهل بن زیاد را تضعیف کرده، خود راوی حجم عظیمی از روایات فضائل است، و یا ابن الولید یا ابن بابویه راوی متونی چون زیارت جامعه اند (برای نمونه: شوشتری، قاموس الرجال، ج1، ص66-67؛ قربانی زرین، «دیدگاههای غضائری و ابن غضائری درباره مقامات امامان ع»، سرتاسر؛ جعفری، جستاری در بصائر، ص279-288). در برابر اخباری در زمینههایی چون اباحه، بابیت، تناسخ و... منسوب به برخی متهمان نیز برجامانده که مشابهش را از موثقان همطبقهشان نمییابیم.
بنا بر برخی پژوهشها، روش حدیثی رجالیانی چون ابن الولید، کشی، ابن غضائری و نجاشی محدث و یا بیشتر متأثر از طیف محدثان بودهاند، و شاهدی از اثرپذیری ایشان از متکلمانی چون سید مرتضی در دست نیست، یعنی متکلمانی که منتقد حجیت خبر واحد بوده، و لذا نه رجالی بودهاند، و نه موثر بر رجالیان. (اکبری، اختلافات مبانی در تضعیفات رجالی، بخش4-3؛ نیز نک: غلامعلی، مبانی و معیارهای جرح و تضعیف در نزد قدمای شیعه).
بر این اساس نسبت سنجی آرای رجالی و رویکرد حدیثی عالمانی که از خود ایشان هر دونوع از داده برجامانده، اهمیت ویژهای دارد. به طور خاص عالمانی چون عیاشی، شیخ صدوق و شیخ طوسی.
به نظر میآید ریشه بسیاری از اتهامات به غلو را باید بیشتر در مباحث جریانشناسی و اخبار متفرد و مهجور راوی نزد ثقات امامی جست. اما از جمله مواضعی هم که به روشنی اختلاف نظر رجالیان بغداد و برخی محدثان را پیش رو مینهد، در جایی است که محدثی در کتابی که خود اخبارش را تأیید کرده، از منبعی نقل کند که رجالیان صریحاً نقدش کردهاند. البته محدثان فقیه امامی معمولاً آثار خاص غالیان با مضامین صریح غلو را منبع قرار نمیدهند. با این حال، گاهی از آثاری باطنی نقل میکنند که عقاید اصلی غلو را دست کم کاملاََ صریح بیان نکرده است.
نمونهای از چنین آثاری چند کتاب تفسیر باطنی مانند تفسیر عبدالرحمن بن کثیر، علی بن حسان و ابن حریش و نیز رساله میاحیه است.
قابل توجه است که این راویان متهم به غلو چندان به وساطت در روایت دفاتر اصحاب پیشین شناخته نمیشوند، بلکه روایات متفرد دفتر خودشان مستقیماً یا با واسطه امثال سهل بن زیاد و ابوسمینه در منابعی مانند کتاب الحجة کافی مورد توجه قرار گرفته است. ظاهراً انتقادات رجالیان نیز به فضای عمومی همین دفاتر این راویان بوده است.
در این موارد باید به تحلیل روشنی در مورد غرائب چند پهلوی متهمان و یا تأویلات باطنی متفرد این آثار برسیم تا بتوانیم میان قضاوتهای رجالیان و روش محدثانی چون کلینی یکی را انتخاب کنیم. اینجا جای جمع و یا ترجیح یک طرف با کلیگویی نیست، و به پژوهش و فحص میدانی در منابع امامیه، غالیان و... نیاز داریم.
@gholow
⚠️ گونهشناسی روایات تاویل باطن
بر اساس خوانشی از نظام تاویل و تفسیر متن، میتوان دستکم 4 نوع تاویل باطن را در منابع شیعی مورد بحث قرار داد:
1- تأویلات باطنی که گرچه از ظاهر آیه فهمیده نمیشوند، ولی ظاهر تحمل آنها را دارد. این نوع علاوه بر اخبار متهمان، در روایات برخی موثقان نیز به چشم میخورد. در گزارشی به نقل از ثقات آمده ظهر قرآن تنزیل است، (موردی که در حین نزول فهمیده میشود) و بطن تأویل آن است که در زمانهای دیگر و معانی و مصادیقی متفاوت تطبیق میکند (بصائر الدرجات، ج1، ص196، 203). مشابه چنین مطلبی را در کلمات ابن بابویه نیز میتوان یافت (من لا يحضره الفقيه، ج4، ص222؛ الإعتقادات، ص87-88).
به عنوان نمونه در روایاتی هدایت افراد به عنوان «تأویل اعظم» آیه «و من أحياها فكأنّما أحيا النّاس جميعا» (المائده: 32) شمردهاند (المحاسن، ج1، ص232). این تأویل گرچه ابتداءاً از سیاق نزول آیه فهمیده نمیشود، ولی هم لفظ «احیا» تحمل آن را دارد، و هم تعارضی با سیاق ندارد. از همین دست میتوان از تطبیق «صراط مستقیم»، «الذین یعلمون»، «أمة يهدون بالحق» و «اهل الذکر» بر ائمه ع در اخبار نیز یاد کرد (نک: حسینپوری، مبانی و روشهای تحلیل روایات تأویلی، ص53)، که بعضاً اسنادی از موثقان امامی نیز دارند.
2- تأویل برخی مفردات آیه به معانی باطنی که تناسب با معنای لغوی و عرفی مفرد ندارند، ولی معنای باطنی با سیاق آیه قابل جمع است. مانند تأویل حب و نوی در آیه «فالق الحب و النّوى» (انعام: 95) به مؤمن و کافر، بر اساس ادعایی در اشتقاق کبیر، در روایاتی از طیف مفضلیه است (نمونه: تفسير العياشي، ج1، ص370) که البته ریشه روشنی در استعمالات عرب ندارد.
غیر از مثالهای موردی از این تأویلات، اخباری نیز به نحوی کلیتر چنین تأویلاتی را رد (نمونه: بصائر، ص536؛ عیاشی، ص341؛ کشی، ص291) یا تأیید (تفسیر قمی، ص230؛ تأویل الآیات، ص22) میکنند.
3- تأویلات باطنی که هم با معنای مفردات و هم با سیاق آیه مخالفت (و نه فقط تفاوت) دارند. که در حد فحص ابتدایی تنها در دفاتر مشکوک مانند متفردات ابراهیم بن هاشم در تفسیر قمی، روایات متهمانی مانند عبد الرحمن بن کثیر و ابن حریش و البته نصیریه یافتیم، که بسیاری اوقات با برخی غرائب مضمونی و متنی دیگر نیز همراهند. به عنوان نمونه:
- ... عن معلى بن محمد عن محمد بن أورمة عن علي بن حسان عن عبد الرحمن بن كثير عن أبي عبد الله ع في قوله تعالى -هو الّذي أنزل عليك الكتاب منه آياتٌ محكماتٌ هنّ أمّ الكتاب قال أمير المؤمنين ع و الأئمّة- و أخر متشابهاتٌ قال فلانٌ و فلان... (الكافي، ج1، ص414-415)
در این گزارش آیات متشابه که به هر حال مفهومی مثبت است (نیز نک زمر: 23)، به اشخاص منفی خلفا حمل شده است، که تناسب جزئی نیز ندارد. بنا بر ادامه خبر این تأویل برای تخطئه پیروان خلفا با فراز «فأمّا الّذين في قلوبهم زيغ» پیشنهاد شده است. در حالی که این مشکل بخش قبل را حل نمیکند، و با سیاق ادامه آیه «آمنّا به كلٌّ من عند ربّنا» نیز ناهمخوان است. البته نصیریه نیز به وجود روایاتی در این تأویل نیز اشاره کردهاند (طبرانی، المعارف، ص124). ولی با این حال گویی به تضاد مفهوم مثبت آیات متشابه با اضداد التفات کرده، و لذا این را ترجیح دادهاند که آیات متشابه را ناظر به ظهور معنا در صور بشری حمل کنند، که مردم را به اشتباه میاندازد (همان؛ نیز الرسالة المصرية، ص163، 670).
گفتنی است علی بن حسان و عمویش عبد الرحمن بن کثیر گرچه نزد رجالیان امامی متهماند (کشی، ص451؛ ابن غضائري، ص77؛ نجاشی، ص235، 251)؛ اما کتاب المعارف منسوب به میمون طبرانی، رهبر نصیریان، ابن حسان را با وصف «غیر متهم عند اهل التوحید» نزد این غالیان توثیق، و تلویحاً به اتهامش نزد غیر خودشان اشاره کردهاست (المعارف، ص97) و او را اهل سر ابن نصیر شمردهاند (النجحیة، ص180). غالیان و غیر ایشان اخبار غالیانه دیگری مثلاً در بحث بابیت را از او نقل کردهاند (نمونه: حقائق اسرار، 2016م، ص140؛ البحث و الدلالة، ص56؛ المعارف، ص98؛ الاعیاد، 2016، ص304؛ الرسالة المصرية، ص463؛ کشی، ص321).
@gholow
- عن المفضل قال سألت الصادق ع عن قول الله: «أحلّت لكم بهيمة الأنعام» قال البهيمة هاهنا الولي و الأنعام المؤمنون (تفسير العياشي، ج1، ص290)
بالوجدان نه بهیمه (چهارپا/جنین) قابل تطبیق بر امام است، و نه این تاویل تناسبی با سیاق دارد؛ زیرا حلال شدن امام معقول نیست؛ هرچند با تأویل بیقرینه و غیر مستند احلت ممکن است این خبر به نوع دوم ملحق شود.
از طرفی میدانیم تأویل نزد باطنیان اباحی نیز نمونههای مشابهی دارد (نمونه: كتاب المراتب والدرج، 2016م، ص43)، که علاوه بر ذم گسترده خودشان، روش تاویلیشان نیز مورد تخطئه برخی روایات دیگر است (كشي، رجال، ص517؛ صفار، بصائر الدرجات، ج1، ص536). همچنین در کنار مشکل ارسال و اتهام و اختلاف شدید در مورد راوی در سند، میدانیم عیاشی از سران غلو مانند اسحاق بصری نیز روایت میکرده است. این بیشتر ما را به تأمل و احتیاط وا میدارد.
4- نوع چهارمی از تأویل نیز وجود دارد که عکس حالت دوم است، و در آن گرچه تأویل بنا بر وجوه کنایی و استعاری، مفرد در آیه تحمل تأویل را دارد، ولی با سیاق در تعارض میافتد؛ مانند اخباری از طیف متهمان که آیه لیل در «و الیل اذا یغشاها» را بر خلفای جور حمل کردهاند (برای نمونه: تفسير القمي، ج2، ص424؛ و قس: الرسالة المصریة، ص461). گرچه با قدری تسامح، لیل قابل حمل بر (دوران) طاغوت است، ولی به هرحال در این آیه و در نمونههای مشابهش لیل در معنایی مثبت به کار رفته، به آن قسم خورده میشود و یا مایه آرامش شمرده میشود.
❓آیا میتوان وجهی عقلایی برای سه دسته اخیر (خصوصاً دسته سوم) و توجیهی در ناهمخوانی با قرآن برایشان بیاوریم؟ و یا امکان ارائه هیچ شاهدی از راویان مطمئن تر بر آن وجود دارد؟ و یا در صورت تفرد متهمان چه وجوهی متصور است؟ به هر حال تا پژوهشهای گستردهتر نمیتوان خوشبیانه متفردات خلاف ظاهر و سیاق آیات را از این راویان متهم پذیرفت، و در رد بر قدمای رجالی عجله کرد؛ چه در موارد بسیار دیگری نیز دقت نظر امثال کشی و ابن غضائری را اختلافات نشان دادهایم. همچنین باید در نظر داشت که فهم بطن آیات در اختصاص ائمه ع است (بصائر، ص203-207)، و در این مباحث توجیهات ذوقی و بدون علم ابداً جایی ندارد.
@gholow
هدایت شده از میراث امامان
⚜️ #اخلاق_علوی (11)؛ حفظ احترام جنازهٔ دشمن
قلت: فهل تكره أن تؤخذ رؤوسهم فيبعث بها إلى الإمام؟ قال: نعم، أكره ذلك؛ لأنها مثلة. ولم يبلغنا عن علي بن أبي طالب في حروبه كلها أنه صنع ذلك، ولا أنه أمر بحمل رأس (الأصل لمحمد بن الحسن الشیباني، ج7، ص519).
در اصل محمد بن حسن شیبانی (د. 189ق) -از اصحاب ابوحنیفه- آمده است:
«گفتم: آیا جایز نمیدانی که سرهای اهل بَغی [که با سپاه امام جنگیدهاند و کشته شدهاند] قطع شود و برای امام فرستاده شود؟ گفت: بله، من آن را جایز نمیدانم؛ زیرا این کار مُثلهکردن (قطعهقطعهکردن بدن) است و به ما نرسیده است که علی بن ابیطالب (ع) در هیچ یک از جنگهایش چنین کاری کرده باشد یا دستور به حمل سَری داده باشد».
گفتنی است در بخشی از دستور العمل جنگی امیرالمؤمنین (ع) آمده است: «وَلا تُمَثِّلُوا بِقَتِيلٍ: کشتهای را مثله نکنید!».
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
UH_Volume 28_Issue 3_Pages 130-159.pdf
حجم:
1.9M
اعتبارسنجی انتساب روایت «حد مفتری» به علی بن ابیطالب (ع): جریان شناسی، بوم شناسی، تاریخ گذاری
✍️ سید محمد موسوینسب
مجله علوم حدیث، دوره ۲۸، شماره ۳ - پیاپی ۱۰۹ - مهر ۱۴۰۲
روایتی منسوب به امام علی بن ابیطالب (ع) حکایت از آن دارد که ایشان در دوران حکومتشان فرمودهاند: «لَا یُفَضِّلُنِی أَحَدٌ عَلَى أَبِیبَکْرٍ و عُمَرَ إِلَّا جَلَدْتُهُ حَدَّ الْمُفْتَرِی». با این حال روایات دیگری از ایشان در تعارض با این موضع قرار دارد. نظر به این اختلاف، مسئلۀ پژوهش حاضر اعتبارسنجی انتساب روایت حد مفتری به علی (ع) است. بدین منظور سعی شده با استفاده از قرائن مختلف سندی و تاریخی، این روایت خارج از چارچوب کلامی، با رویکردی تاریخی مورد اعتبارسنجی قرار گرفته و ظرف زمانی و مکانی پیدایش و خاستگاه گفتمانی و جریانی آن تبیین گردد. این پژوهش از جمله نشان میدهد که به احتمال بسیار، تحریر ناظر به تفضیل این روایت در دهۀ ۹۰ قرن نخست هجری در بوم کوفه تکوین یافته و سپس تحریری دیگر از آن حداکثر در طی نیمۀ نخست قرن دوم تطور یافتهاست. علاوه بر این، به لحاظ گفتمانی بستر اولیهٔ پیدایش این خبر مسئلهٔ «رتبهبندی خلفا» بوده است.
@Al_Meerath
نقش اختلاف نُسَخ در گوناگونی برداشتها مطالعه موردی حدیث «علیّ ممسوس فی ذات الله»، علی عادلزاده، عمیدرضا اکبری، مطالعات قرآن و حدیث، ش28، 1400ش.pdf
حجم:
499.3K
نقش اختلاف نُسَخ در گوناگونی برداشتها: مطالعه موردی حدیث «علیّ ممسوس فی ذات الله»،
علی عادلزاده، عمیدرضا اکبری،
مطالعات قرآن و حدیث، ش28، 1400ش
جمله مشهور «علی ممسوس فی ذات الله» از جمله اخبار منسوب به رسول الله ص است که شارحان با وجود اهتمام بسیار، به توافقی در معنای آن نرسیدهاند، و شروح تفصیلی مشکل سازگاری واژه ممسوس را با لغت و سیاق روایت حل نکردهاند. نظر نکردن به چارچوب شکلگیری این جمله در کاستیهای معانی ارائه شده مؤثر بوده است. این مقاله با بررسی تحریرهای گوناگون روایت، نشان داده که اصل اولیه حدیث با تعابیر دیگری (چون لأخشن فی…) بوده است، و در دو فرایند نقل به معنا و تصحیف بدین شکل درآمده است. در معنای نسخه اصیلتر و متقدمتر هیچ ابهامی وجود ندارد و با سیاق گزارشهای کاملتر همخوان است. با روشن شدن معنای حدیث، نادرستی بعضی از گزارشهای متأخرتر نیز معلوم میشود. کمرنگی نگرش انتقادی، جمعی از عالمان متأخر و به ویژه اهل عرفان را بر آن داشته تا در حد توان به تأیید و توجیه غیر تاریخی بعضی از اخبار مشکوک بپردازند. تلاشهای ایشان در ارائه معنا برای «ممسوس فی ذات الله» نااستوار به نظر میرسد.
@Gholow
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (آل عمران: ۱۶۴).
یقیناً خدا بر مؤمنان منّت نهاد كه در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت كه آیات او را بر آنان میخواند و پاكشان میكند، و كتاب و حكمت به آنان میآموزد، و به راستی كه آنان پیش از آن در گمراهی آشكاری بودند.
مبعث رسول اکرم صلوات الله علیه وآله مبارک باد🌹
@Gholow2
نقد منبعبسندگی و بینیازی از بررسیهای سندی حدیث.mp3
زمان:
حجم:
20.6M
نقد منبعبسندگی و بینیازی از بررسیهای سندی حدیث
🎙عمیدرضا اکبری
بهمن 1403ق
01:10 مقدمه و مرور مختصر مباحث قبل:
مبانی قبول روایت و جایگاه علم
اصل عقلی، قرآنی و رایی/ واقعگرایی/ قرینهمحوری و ابزارها/ وجوه حاجت به علم رجال (🎙مرتبط: ابزارهای اعتبارسنجی احادیث)
13:48 رویکردهای تصحیحگرایانه و گسترۀ طیفها
19:19 1. رویکرد تعبدی تصحیح به استناد روایات (دربرابر روایات لزوم علم)
(🎙مرتبط: فقه الحدیث روایات نهی از تکذیب اخبار منسوب به اهل بیت ع)
32:33 2. رویکرد حجیت قول و سیرۀ محدثان
(«انگیزۀ شیخ صدوق در نقل روایات نامعتبر»)
45:03 3. رویکرد تصحیحگرایی خوشبینی تاریخی
در برابر رویکرد واقعبینانه به تاریخ حدیث (نبود مکتوبات امامان به خاطر تقیه؛ محدودیتهای امکانات کتابت فوری و نقل شفاهی؛ محدودیت عرضه و دوری جغرافیایی و زمانی، و رویکردهای مختلف اصحاب (به حدیث و امامان) و… مقاله مرتبط: «درنگی در عوامل تعارض در روایات»)
1:11:45 4. رویکرد تصحیحگرایی شکاکانه و عملگرایانه
1:13:47 5. رویکرد رد ابزارهای اعتبارسنجی
(مانند بدعت بودن نقدهای سندی/ شبهه غیبت در علم رجال/ علمآورنبودن قضاوتهای رجالی)
@Gholow
نقد منبعبسندگی و ضرورت سندپژوهی.pdf
حجم:
595.5K
نقد منبعبسندگی و انگارۀ بینیازی از بررسیهای سندی حدیث
🔺اسلایدهای ارائه
@Gholow
🔸 وکلای اربعه و منابع غیر امامی
روایات امامی متعددی جایگاه وکلای اربعه امام عصر عج را در دوره غیبت تبیین میکنند، که به ویژه در الغیبة طوسی به تفصیل آمده است (الغیبة طوسی، ص353-396). یکی از ابهامات در این زمینه این است که چرا گزارشهای در مورد این وکلا در کتب غیبت پیشین، مانند ابواب غیبت الکافی، الغیبة نعمانی و کمال الدین کمتر نمود یافته است؟
در پاسخ باید گفت چه بسا برای این مؤلفان، بیشتر نشان دادن قدمت اندیشه غیبت برایشان اولویت داشته است. کتاب غیبت در الکافی نسبتاً مختصر و بنای شیخ کلینی در مجموع الکافی نیز بر اختصار است. و البته کلینی در کافی روایاتی را با واسطه از عمری نقل کرده است (الكافي، ج1، ص329، 330) شاید در کتاب الرسائل نمونههای بیشتری از این دست را بازتاب داده بوده است (نمونه: كمال الدين، ج2، ص484). احتمالاً نگارش کافی در دوره وکالت وکلا نیز به خاطر حساسیت جایگاه وکلای اربعه و مساله اختفا نیز در زیاد نبودن روایات کلینی از وکلا مؤثر بوده باشد، به ویژه او بیشتر همدوره حسین بن روح بوده که تقیهاش بسیار شدید بوده است (الغیبة طوسی، ص384-386، 391). تأکید بر نام نبردن کافی از امام عصر نیز شاهد همین رویکرد کلینی است (الكافي، ج1، ص332-333، نیز ج4، ص162).
کمال الدین شیخ صدوق نیز گرچه وکلا را به طور خاص نشناسانده، ولی در فصل توقیعات، بیش از همه نام چهار وکیل را به عنوان صاحبان توقیع در اسنادش آورده است (كمال الدين، ج2، ص483-486، 489، 501-521). برخی از اخبار وکالت نیز از موثقان از امامین عسکریین است (نمونه: الكافي، ج1، ص330). در این میان گرچه نعمانی از وکلای اربعه نام نبرده، ولی ضمن تأیید اصل جایگاه سفرا (نعمانی، ص173)، هیچ توقیع و خبری نیز از امام عصر عج نیاورده است. نعمانی در شام بوده و ابهامهای مهمی در روابط حدیثی او وجود دارد (نک: اکبری، گزارشهای شامی در مورد کاتب نعمانی)
اما از آثار برجامانده از قرن4 در مورد وکلا میتوان به گزارش کتاب ابن ابی الثلج اشاره کرد (تاريخ أهل البيت نقلا عن الأئمة ع، ص150). با این حال گذشته از منابع الغیبة طوسی مانند کتاب اخبار الوکلاء ابن برنیه و اخبار الوکلاء الأربعة ابن نوح سیرافی در قرن4، تعدادی از منابع فرق شیعی غیر امامی جایگاه وکلاء را بازتاب دادهاند؛ مثلاً در اخبار مربوط به عزاقره، نصیریه و مخمسه.
از آن جمله کلمات خصیبی در انتهای الهداية الکبری است، و عبارات شلمغانی که در الغیبة شیخ (ص307، 324، 404) نمود یافته، و نیز سخنان ابو القاسم کوفی بزرگ مخمسه در عیون المعجزات (ص326) به روایت ابی عمران کرمانی. این آثار بیشتر در مورد سه وکیل نخست با قاطعیت سخن گفتهاند، و عبارات در مورد وکیل چهارم خالی از تردید نیست. این میتواند با کوتاهی مدت وکالت ایشان مرتبط باشد. البته در گزارشهایی بعدها شلمغانی به کلی از تشیع برائت جسته (الغيبة للطوسي، ص391) که محل بحث ما نیست.
نکته مهم این است که غالیان با وجود منازعه مشایخشان بر سر بابیت، و زاویه شدیدی که با وکلا داشتند، نمیتوانستند وکالت ایشان را رد کنند و لذا به تحریف جایگاه وکلا در آثار عام خود روی آوردند. در آثار خاص برجامانده از نصیریه، اهتمامی به وکلا به چشم نمیخورد. و این به خاطر این است که در واقع وکلا با غالیان مرتبط نبودهاند. شاید به همین جهت باشد که به نحو کلی برخی از غالیان مانند نصیریه اهتمام چندانی به روایات امام عصر در دوران غیبت ندارند. حتی در اثر عامی مانند الهدایة الکبری بسیاری از روایات امام عصر مربوط به دوره امام عسکری ع است (الهدایة، 1419ق، 355-366، 363، 366، 368، 387) در روایاتش از امام در دور غیبت معمولاً معلوم نیست چه کسی توقیع را میگیرد (همان، ص371-374). او در مواضعی به اسناد غالیانه آورده توقیعات امام عسکری بر دست محمد بن نصیر خارج میشد (الهداية الكبرى، 1419ق، ص323، 367) و جایگاه عثمان بن سعید و فرزندش را به وکالت مالی امام تحریف کردهاند (الهدایة الکبری، 1419ق، ص370؛ 2007م، ص392-393) (توضیحات بیشتر)
خصیبی در آثارش مکرراً آورده که محمد بن نصیر با امام عصر عج به غیبت رفته است (خصیبی، الهداية، 1419ق، ص396؛ الرسالة، 2006، ص110؛ مرهج، شرح دیوان خصیبی، 1436ق، ص449) این مطلب در بسیار از آثار نصیریان نمود یافته است (طبرانی، البحث و الدلالة، 2016م، ص40؛ الدلائل، ص66، ش198؛ عصمة الدولة، الرسالة المصرية، 2016م، ص447)، پس در نگاه نصیریه خود ابن نصیر میتوانسته واسطه توقیعات امام عصر تلقی شود.
بر این اساس، بررسی منابع غلات بیشتر جایگاه مسلم ایشان و دست کم سه وکیل نخست را نمایاندهاند، در حالی که بیتردید این وکلا امامی و مرتبط با بزرگان امامیه بودهاند. از طرفی روایاتی در برائت ایشان از خطابیه و شخص محمد بن نصیر و شلمغانی در دست است (نمونه: كمال الدين، ج2، ص484؛ کشی، ص520؛ الغيبة طوسي، ص398، 403-406)
@gholow
منابع و ابزارهای جرح و تعدیل رجالی - اکبری.mp3
زمان:
حجم:
18.4M
🎙جرح و تعدیل رجالی؛ درآمدی مختصر دربارۀ منابع و ابزارها
04:48 مقدمه1: آشنایی با کتب رجالی
30:30 مقدمه2: جایگاه اسناد در نقل روایات
37:03 اجتهادی بودن جرح و تعدیل و اهمیت تخصص
قرائن جرح و تعدیل رجالیان
1- قرائن گواهیمحورتر
39:23 احادیث (مزایا و چالشها)
43:31 شهرت (انواع و طبقه)
اقوال پیشینیان
49:34 وجاهت، مباشرت، حسن/ سوء ظاهر عملی/ وکالت (حیطه و مدت): کاستیها
58:12 روایت ثقات/ شیخوخت. گستردگی شواهد نقض
2- قرائن تحلیلیتر
1:03:04 بررسی مضمونی کلامی (گفتمان مذاهب (غلو)، عرضه بر کتاب (تأویل)، و سنت مشهور)
1:04:42 نقد تاریخی
1:05:58 نقد متن و اسناد/ انتسابهای موازی/ اسناد موازی
1:10:36 الگوهای اسناد: طبقات، اضطراب و ثبات، غرابت رجال، زنجیرهها
نقد زبانی
تعارض جرح و تعدیل (سوگیریها/ تخصصها/ یافتهها)
@Gholow