- عن المفضل قال سألت الصادق ع عن قول الله: «أحلّت لكم بهيمة الأنعام» قال البهيمة هاهنا الولي و الأنعام المؤمنون (تفسير العياشي، ج1، ص290)
بالوجدان نه بهیمه (چهارپا/جنین) قابل تطبیق بر امام است، و نه این تاویل تناسبی با سیاق دارد؛ زیرا حلال شدن امام معقول نیست؛ هرچند با تأویل بیقرینه و غیر مستند احلت ممکن است این خبر به نوع دوم ملحق شود.
از طرفی میدانیم تأویل نزد باطنیان اباحی نیز نمونههای مشابهی دارد (نمونه: كتاب المراتب والدرج، 2016م، ص43)، که علاوه بر ذم گسترده خودشان، روش تاویلیشان نیز مورد تخطئه برخی روایات دیگر است (كشي، رجال، ص517؛ صفار، بصائر الدرجات، ج1، ص536). همچنین در کنار مشکل ارسال و اتهام و اختلاف شدید در مورد راوی در سند، میدانیم عیاشی از سران غلو مانند اسحاق بصری نیز روایت میکرده است. این بیشتر ما را به تأمل و احتیاط وا میدارد.
4- نوع چهارمی از تأویل نیز وجود دارد که عکس حالت دوم است، و در آن گرچه تأویل بنا بر وجوه کنایی و استعاری، مفرد در آیه تحمل تأویل را دارد، ولی با سیاق در تعارض میافتد؛ مانند اخباری از طیف متهمان که آیه لیل در «و الیل اذا یغشاها» را بر خلفای جور حمل کردهاند (برای نمونه: تفسير القمي، ج2، ص424؛ و قس: الرسالة المصریة، ص461). گرچه با قدری تسامح، لیل قابل حمل بر (دوران) طاغوت است، ولی به هرحال در این آیه و در نمونههای مشابهش لیل در معنایی مثبت به کار رفته، به آن قسم خورده میشود و یا مایه آرامش شمرده میشود.
❓آیا میتوان وجهی عقلایی برای سه دسته اخیر (خصوصاً دسته سوم) و توجیهی در ناهمخوانی با قرآن برایشان بیاوریم؟ و یا امکان ارائه هیچ شاهدی از راویان مطمئن تر بر آن وجود دارد؟ و یا در صورت تفرد متهمان چه وجوهی متصور است؟ به هر حال تا پژوهشهای گستردهتر نمیتوان خوشبیانه متفردات خلاف ظاهر و سیاق آیات را از این راویان متهم پذیرفت، و در رد بر قدمای رجالی عجله کرد؛ چه در موارد بسیار دیگری نیز دقت نظر امثال کشی و ابن غضائری را اختلافات نشان دادهایم. همچنین باید در نظر داشت که فهم بطن آیات در اختصاص ائمه ع است (بصائر، ص203-207)، و در این مباحث توجیهات ذوقی و بدون علم ابداً جایی ندارد.
@gholow
هدایت شده از میراث امامان
⚜️ #اخلاق_علوی (11)؛ حفظ احترام جنازهٔ دشمن
قلت: فهل تكره أن تؤخذ رؤوسهم فيبعث بها إلى الإمام؟ قال: نعم، أكره ذلك؛ لأنها مثلة. ولم يبلغنا عن علي بن أبي طالب في حروبه كلها أنه صنع ذلك، ولا أنه أمر بحمل رأس (الأصل لمحمد بن الحسن الشیباني، ج7، ص519).
در اصل محمد بن حسن شیبانی (د. 189ق) -از اصحاب ابوحنیفه- آمده است:
«گفتم: آیا جایز نمیدانی که سرهای اهل بَغی [که با سپاه امام جنگیدهاند و کشته شدهاند] قطع شود و برای امام فرستاده شود؟ گفت: بله، من آن را جایز نمیدانم؛ زیرا این کار مُثلهکردن (قطعهقطعهکردن بدن) است و به ما نرسیده است که علی بن ابیطالب (ع) در هیچ یک از جنگهایش چنین کاری کرده باشد یا دستور به حمل سَری داده باشد».
گفتنی است در بخشی از دستور العمل جنگی امیرالمؤمنین (ع) آمده است: «وَلا تُمَثِّلُوا بِقَتِيلٍ: کشتهای را مثله نکنید!».
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
UH_Volume 28_Issue 3_Pages 130-159.pdf
حجم:
1.9M
اعتبارسنجی انتساب روایت «حد مفتری» به علی بن ابیطالب (ع): جریان شناسی، بوم شناسی، تاریخ گذاری
✍️ سید محمد موسوینسب
مجله علوم حدیث، دوره ۲۸، شماره ۳ - پیاپی ۱۰۹ - مهر ۱۴۰۲
روایتی منسوب به امام علی بن ابیطالب (ع) حکایت از آن دارد که ایشان در دوران حکومتشان فرمودهاند: «لَا یُفَضِّلُنِی أَحَدٌ عَلَى أَبِیبَکْرٍ و عُمَرَ إِلَّا جَلَدْتُهُ حَدَّ الْمُفْتَرِی». با این حال روایات دیگری از ایشان در تعارض با این موضع قرار دارد. نظر به این اختلاف، مسئلۀ پژوهش حاضر اعتبارسنجی انتساب روایت حد مفتری به علی (ع) است. بدین منظور سعی شده با استفاده از قرائن مختلف سندی و تاریخی، این روایت خارج از چارچوب کلامی، با رویکردی تاریخی مورد اعتبارسنجی قرار گرفته و ظرف زمانی و مکانی پیدایش و خاستگاه گفتمانی و جریانی آن تبیین گردد. این پژوهش از جمله نشان میدهد که به احتمال بسیار، تحریر ناظر به تفضیل این روایت در دهۀ ۹۰ قرن نخست هجری در بوم کوفه تکوین یافته و سپس تحریری دیگر از آن حداکثر در طی نیمۀ نخست قرن دوم تطور یافتهاست. علاوه بر این، به لحاظ گفتمانی بستر اولیهٔ پیدایش این خبر مسئلهٔ «رتبهبندی خلفا» بوده است.
@Al_Meerath
نقش اختلاف نُسَخ در گوناگونی برداشتها مطالعه موردی حدیث «علیّ ممسوس فی ذات الله»، علی عادلزاده، عمیدرضا اکبری، مطالعات قرآن و حدیث، ش28، 1400ش.pdf
حجم:
499.3K
نقش اختلاف نُسَخ در گوناگونی برداشتها: مطالعه موردی حدیث «علیّ ممسوس فی ذات الله»،
علی عادلزاده، عمیدرضا اکبری،
مطالعات قرآن و حدیث، ش28، 1400ش
جمله مشهور «علی ممسوس فی ذات الله» از جمله اخبار منسوب به رسول الله ص است که شارحان با وجود اهتمام بسیار، به توافقی در معنای آن نرسیدهاند، و شروح تفصیلی مشکل سازگاری واژه ممسوس را با لغت و سیاق روایت حل نکردهاند. نظر نکردن به چارچوب شکلگیری این جمله در کاستیهای معانی ارائه شده مؤثر بوده است. این مقاله با بررسی تحریرهای گوناگون روایت، نشان داده که اصل اولیه حدیث با تعابیر دیگری (چون لأخشن فی…) بوده است، و در دو فرایند نقل به معنا و تصحیف بدین شکل درآمده است. در معنای نسخه اصیلتر و متقدمتر هیچ ابهامی وجود ندارد و با سیاق گزارشهای کاملتر همخوان است. با روشن شدن معنای حدیث، نادرستی بعضی از گزارشهای متأخرتر نیز معلوم میشود. کمرنگی نگرش انتقادی، جمعی از عالمان متأخر و به ویژه اهل عرفان را بر آن داشته تا در حد توان به تأیید و توجیه غیر تاریخی بعضی از اخبار مشکوک بپردازند. تلاشهای ایشان در ارائه معنا برای «ممسوس فی ذات الله» نااستوار به نظر میرسد.
@Gholow
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (آل عمران: ۱۶۴).
یقیناً خدا بر مؤمنان منّت نهاد كه در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت كه آیات او را بر آنان میخواند و پاكشان میكند، و كتاب و حكمت به آنان میآموزد، و به راستی كه آنان پیش از آن در گمراهی آشكاری بودند.
مبعث رسول اکرم صلوات الله علیه وآله مبارک باد🌹
@Gholow2
نقد منبعبسندگی و بینیازی از بررسیهای سندی حدیث.mp3
زمان:
حجم:
20.6M
نقد منبعبسندگی و بینیازی از بررسیهای سندی حدیث
🎙عمیدرضا اکبری
بهمن 1403ق
01:10 مقدمه و مرور مختصر مباحث قبل:
مبانی قبول روایت و جایگاه علم
اصل عقلی، قرآنی و رایی/ واقعگرایی/ قرینهمحوری و ابزارها/ وجوه حاجت به علم رجال (🎙مرتبط: ابزارهای اعتبارسنجی احادیث)
13:48 رویکردهای تصحیحگرایانه و گسترۀ طیفها
19:19 1. رویکرد تعبدی تصحیح به استناد روایات (دربرابر روایات لزوم علم)
(🎙مرتبط: فقه الحدیث روایات نهی از تکذیب اخبار منسوب به اهل بیت ع)
32:33 2. رویکرد حجیت قول و سیرۀ محدثان
(«انگیزۀ شیخ صدوق در نقل روایات نامعتبر»)
45:03 3. رویکرد تصحیحگرایی خوشبینی تاریخی
در برابر رویکرد واقعبینانه به تاریخ حدیث (نبود مکتوبات امامان به خاطر تقیه؛ محدودیتهای امکانات کتابت فوری و نقل شفاهی؛ محدودیت عرضه و دوری جغرافیایی و زمانی، و رویکردهای مختلف اصحاب (به حدیث و امامان) و… مقاله مرتبط: «درنگی در عوامل تعارض در روایات»)
1:11:45 4. رویکرد تصحیحگرایی شکاکانه و عملگرایانه
1:13:47 5. رویکرد رد ابزارهای اعتبارسنجی
(مانند بدعت بودن نقدهای سندی/ شبهه غیبت در علم رجال/ علمآورنبودن قضاوتهای رجالی)
@Gholow
نقد منبعبسندگی و ضرورت سندپژوهی.pdf
حجم:
595.5K
نقد منبعبسندگی و انگارۀ بینیازی از بررسیهای سندی حدیث
🔺اسلایدهای ارائه
@Gholow
🔸 وکلای اربعه و منابع غیر امامی
روایات امامی متعددی جایگاه وکلای اربعه امام عصر عج را در دوره غیبت تبیین میکنند، که به ویژه در الغیبة طوسی به تفصیل آمده است (الغیبة طوسی، ص353-396). یکی از ابهامات در این زمینه این است که چرا گزارشهای در مورد این وکلا در کتب غیبت پیشین، مانند ابواب غیبت الکافی، الغیبة نعمانی و کمال الدین کمتر نمود یافته است؟
در پاسخ باید گفت چه بسا برای این مؤلفان، بیشتر نشان دادن قدمت اندیشه غیبت برایشان اولویت داشته است. کتاب غیبت در الکافی نسبتاً مختصر و بنای شیخ کلینی در مجموع الکافی نیز بر اختصار است. و البته کلینی در کافی روایاتی را با واسطه از عمری نقل کرده است (الكافي، ج1، ص329، 330) شاید در کتاب الرسائل نمونههای بیشتری از این دست را بازتاب داده بوده است (نمونه: كمال الدين، ج2، ص484). احتمالاً نگارش کافی در دوره وکالت وکلا نیز به خاطر حساسیت جایگاه وکلای اربعه و مساله اختفا نیز در زیاد نبودن روایات کلینی از وکلا مؤثر بوده باشد، به ویژه او بیشتر همدوره حسین بن روح بوده که تقیهاش بسیار شدید بوده است (الغیبة طوسی، ص384-386، 391). تأکید بر نام نبردن کافی از امام عصر نیز شاهد همین رویکرد کلینی است (الكافي، ج1، ص332-333، نیز ج4، ص162).
کمال الدین شیخ صدوق نیز گرچه وکلا را به طور خاص نشناسانده، ولی در فصل توقیعات، بیش از همه نام چهار وکیل را به عنوان صاحبان توقیع در اسنادش آورده است (كمال الدين، ج2، ص483-486، 489، 501-521). برخی از اخبار وکالت نیز از موثقان از امامین عسکریین است (نمونه: الكافي، ج1، ص330). در این میان گرچه نعمانی از وکلای اربعه نام نبرده، ولی ضمن تأیید اصل جایگاه سفرا (نعمانی، ص173)، هیچ توقیع و خبری نیز از امام عصر عج نیاورده است. نعمانی در شام بوده و ابهامهای مهمی در روابط حدیثی او وجود دارد (نک: اکبری، گزارشهای شامی در مورد کاتب نعمانی)
اما از آثار برجامانده از قرن4 در مورد وکلا میتوان به گزارش کتاب ابن ابی الثلج اشاره کرد (تاريخ أهل البيت نقلا عن الأئمة ع، ص150). با این حال گذشته از منابع الغیبة طوسی مانند کتاب اخبار الوکلاء ابن برنیه و اخبار الوکلاء الأربعة ابن نوح سیرافی در قرن4، تعدادی از منابع فرق شیعی غیر امامی جایگاه وکلاء را بازتاب دادهاند؛ مثلاً در اخبار مربوط به عزاقره، نصیریه و مخمسه.
از آن جمله کلمات خصیبی در انتهای الهداية الکبری است، و عبارات شلمغانی که در الغیبة شیخ (ص307، 324، 404) نمود یافته، و نیز سخنان ابو القاسم کوفی بزرگ مخمسه در عیون المعجزات (ص326) به روایت ابی عمران کرمانی. این آثار بیشتر در مورد سه وکیل نخست با قاطعیت سخن گفتهاند، و عبارات در مورد وکیل چهارم خالی از تردید نیست. این میتواند با کوتاهی مدت وکالت ایشان مرتبط باشد. البته در گزارشهایی بعدها شلمغانی به کلی از تشیع برائت جسته (الغيبة للطوسي، ص391) که محل بحث ما نیست.
نکته مهم این است که غالیان با وجود منازعه مشایخشان بر سر بابیت، و زاویه شدیدی که با وکلا داشتند، نمیتوانستند وکالت ایشان را رد کنند و لذا به تحریف جایگاه وکلا در آثار عام خود روی آوردند. در آثار خاص برجامانده از نصیریه، اهتمامی به وکلا به چشم نمیخورد. و این به خاطر این است که در واقع وکلا با غالیان مرتبط نبودهاند. شاید به همین جهت باشد که به نحو کلی برخی از غالیان مانند نصیریه اهتمام چندانی به روایات امام عصر در دوران غیبت ندارند. حتی در اثر عامی مانند الهدایة الکبری بسیاری از روایات امام عصر مربوط به دوره امام عسکری ع است (الهدایة، 1419ق، 355-366، 363، 366، 368، 387) در روایاتش از امام در دور غیبت معمولاً معلوم نیست چه کسی توقیع را میگیرد (همان، ص371-374). او در مواضعی به اسناد غالیانه آورده توقیعات امام عسکری بر دست محمد بن نصیر خارج میشد (الهداية الكبرى، 1419ق، ص323، 367) و جایگاه عثمان بن سعید و فرزندش را به وکالت مالی امام تحریف کردهاند (الهدایة الکبری، 1419ق، ص370؛ 2007م، ص392-393) (توضیحات بیشتر)
خصیبی در آثارش مکرراً آورده که محمد بن نصیر با امام عصر عج به غیبت رفته است (خصیبی، الهداية، 1419ق، ص396؛ الرسالة، 2006، ص110؛ مرهج، شرح دیوان خصیبی، 1436ق، ص449) این مطلب در بسیار از آثار نصیریان نمود یافته است (طبرانی، البحث و الدلالة، 2016م، ص40؛ الدلائل، ص66، ش198؛ عصمة الدولة، الرسالة المصرية، 2016م، ص447)، پس در نگاه نصیریه خود ابن نصیر میتوانسته واسطه توقیعات امام عصر تلقی شود.
بر این اساس، بررسی منابع غلات بیشتر جایگاه مسلم ایشان و دست کم سه وکیل نخست را نمایاندهاند، در حالی که بیتردید این وکلا امامی و مرتبط با بزرگان امامیه بودهاند. از طرفی روایاتی در برائت ایشان از خطابیه و شخص محمد بن نصیر و شلمغانی در دست است (نمونه: كمال الدين، ج2، ص484؛ کشی، ص520؛ الغيبة طوسي، ص398، 403-406)
@gholow
منابع و ابزارهای جرح و تعدیل رجالی - اکبری.mp3
زمان:
حجم:
18.4M
🎙جرح و تعدیل رجالی؛ درآمدی مختصر دربارۀ منابع و ابزارها
04:48 مقدمه1: آشنایی با کتب رجالی
30:30 مقدمه2: جایگاه اسناد در نقل روایات
37:03 اجتهادی بودن جرح و تعدیل و اهمیت تخصص
قرائن جرح و تعدیل رجالیان
1- قرائن گواهیمحورتر
39:23 احادیث (مزایا و چالشها)
43:31 شهرت (انواع و طبقه)
اقوال پیشینیان
49:34 وجاهت، مباشرت، حسن/ سوء ظاهر عملی/ وکالت (حیطه و مدت): کاستیها
58:12 روایت ثقات/ شیخوخت. گستردگی شواهد نقض
2- قرائن تحلیلیتر
1:03:04 بررسی مضمونی کلامی (گفتمان مذاهب (غلو)، عرضه بر کتاب (تأویل)، و سنت مشهور)
1:04:42 نقد تاریخی
1:05:58 نقد متن و اسناد/ انتسابهای موازی/ اسناد موازی
1:10:36 الگوهای اسناد: طبقات، اضطراب و ثبات، غرابت رجال، زنجیرهها
نقد زبانی
تعارض جرح و تعدیل (سوگیریها/ تخصصها/ یافتهها)
@Gholow
منابع و ابزارهای جرح و تعدیل راویان و تحلیل ساختار اسناد، اکبری.pdf
حجم:
323.4K
جرح و تعدیل رجالی؛ درآمدی مختصر دربارۀ منابع و ابزارها
🔺اسلایدها
@Gholow
اعتبارسنجی حدیث معرفت به نورانیّت، با نگاه به میراث حدیثی غالیان و امامیان، خوروش، حدیث و اندیشه36، 1402.pdf
حجم:
479.9K
اعتبارسنجی حدیث «معرفت به نورانیّت»؛ با نگاه به میراث حدیثی غالیان و امامیان
✍️ امیرحسن خوروش
حدیث و اندیشه، ش36، 1402
حدیث «معرفت به نورانیّت» روایتی است طولانی از سخنان امیرالمؤمنین(ع) با سلمان و ابوذر که در آن به لزوم شناخت ظهور نورانی ایشان اشاره شده است. در این حدیث، مضامینی چون تناسخ اهل بیت(ع) در کالبدهای گوناگون و نیز نقشآفرینی امیرالمؤمنین(ع) در رویدادهایی مانند: حمل نوح(ع) بر کشتی، بیرون کشیدن ابراهیم(ع) از آتش، عبوردادن موسی(ع) از دریا و نجات یونس(ع) از شکم ماهی دیده میشود. این روایت برای نخستین بار در مناقب علوی (5-6ق) آمده و از قرن یازدهم تاکنون مورد اعتنای عالمان بسیاری قرار گرفته و چندین شرح بر آن نوشته شده است. در دوره معاصر نیز مضامین این حدیث از سوی برخی شیعیان، صحیح و عالی خوانده شده است. این در حالی است که برخی چون محمدباقر مجلسی، سند آن را ضعیف و مضامینش را غریب دانستهاند. درونمایههایی چنان بحثبرانگیز و رویکردهایی چنین متفاوت، اهمیّت اعتبارسنجی متنی و سندی این حدیث را آشکار میسازد. با توجّه به شناختهشدهبودن برخی از اصطلاحات و مضامین این روایت در میراث غلاتِ خَطّابی و غرابت آنها در میراث حدیثی امامیّه به نظر میرسد این حدیث در پیوند با غالیان خطّابی پدید آمده باشد.
@Gholow
مروری مختصر بر جایگاه علم رجال در اعتبارسنجی- اکبری.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
مروری مختصر بر جایگاه علم رجال در اعتبارسنجی
گزیده نکات:
- مراجعه به آرای رجالیان همواره مستلزم حجت دانستن قول ایشان نیست، و در بسیاری از مبانی و مواضع مختلفی مستلزم اشکال دور نیست.
- علم رجال تنها یکی از ابزارهای اعتبارسنجی است، و توجه به آن به معنای کنارنهادن دیگر ابزارها نیست.
- تضعیفات رجالیان قدیم نه همواره به معنای کنارنهادن همه اخبار راوی است، نه همواره مستلزم رد بخشی از متون احادیث او
- ریشههای تضعیف منحصر در اموری چون غلو و یا منکر بودن اخبار راوی نیست.
- حتی کسانی که میگویند «علم رجال را قبول ندارند» در عمل میان مؤلفان مختلف و نحلههای گوناگون فرق میگذارند. این پذیرش حدودی از علم رجال است. رجال ادامه اسناد کتب موجود نیز معمولا مؤلفان عصر خود بودهاند و حکمی جدا ندارند (سلسله مباحث در لزوم بررسی اسناد)
- قرائنی مانند اهتمام برخی اصحاب بر کتابت، سماع حدیث، عرضه گرچه ارزشمندند ولی کلیت ندارند، و بیشتر در تقویت میراث فقها و ثقات مؤثرند؛ نه اسناد متهمان.
در این گفتار به نقش رجال در فقه الحدیث و سیاقشناسی گزینشهای اخبار، تراجیح، جریانشناسی راویان، کشف جهت صدور و... نپرداختهایم.
@Gholow