إنّا لله وإنّا إليه راجعون
درگذشت فقیه و دانشمند محقق آقا سید موسی شبیری زنجانی را تسلیت میگوییم.
تواضع، مدارا، انتقادپذیری، تتبع بالا، تحقیق مستمر در علوم پایهٔ فقاهت همچون حدیث و تربیت شاگردان فاضل از شاخصههای آن عالم فرزانه بود. نمونه رهنمود ماندگار ایشان در مقابله با برخی تحریفات و عوامزدگیها جمله ارزشمند «مهمترین مصلحت، راستی و درستی است» چراغ راه جویندگان حقیقت است.
رحمت خدا بر ایشان
@Gholow
غلوپژوهی | درایات
تاریخی ساختگی فقیه دانشمند سید موسی شبیری زنجانی درباره تاریخ ولادت و وفات حضرت معصومه(سلام الله عل
ماجرای جعل تاریخ ولادت حضرت فاطمۀ معصومه سلام الله علیها از زبان فقیه دانشمند مرحوم آقای شبیری زنجانی (جرعه ای از دریا، ج۲، ص۵۱۶-۵۱۷)
مقصود آقای شبیری از آن جعّال و آدم کلّاش شیخ جواد شاه عبدالعظیمی است.
توضیح مرتبط
@Gholow
هدایت شده از غلوپژوهی | درایات
4_5794292460083484477.mp3
زمان:
حجم:
3.8M
💠در باب تاریخ وفات حضرت فاطمۀ #معصومه (سلام الله علیها) و آفت بزرگ جعل #حدیث و #تاریخ با اهداف دینی
🎙آیةالله العظمی #شبیری_زنجانی (دام ظله العالی)
🗓 خارج فقه صوم - ۲۴ اسفندماه ۱۳۸۹ ش
✒️📚 https://t.me/Faede_v_Borhan/270
@Gholow
گزارشی از فقیه فقید آقا سید موسی شبیری زنجانی رحمه الله
✍️ محمدمهدی رنجبر
(طلبه در سطح4 حوزۀ علمیۀ قم)
در روزی که منسوب به وفات حضرت معصومه سلامالله علیها بود (که تاریخ آن علی التحقیق ساختگی است) آیت الله شبیری را دیدم و گفتم آیا جا داره امروز مشکی بپوشیم و ایشان سریع و قاطع گفتند هیچ جایی ندارد و اتفاقا باید به جعلی بودنش مدام تذکر داده شود.
عرض کردم: چرا؟ فرمودند: اگر الان جلوی آن گرفته نشود، روزی میرسد که انکارش مساوی با کفر تلقی میشود.
@Gholow
ابوالعباس_نجاشی_و_عصروی_سید_موسی.pdf
حجم:
358.9K
ابوالعباس نجاشی و عصر وی 1
✍️ آیت الله شبیری زنجانی
مجلۀ نور علم، ش11، 1364ش.
(بازنشر در: جرعهای از دریا، ج1، ص78)
@Gholow
ابوالعباس نجاشی و عصر وی 2، سید موسی شبیری زنجانی، نور علم، ش12، 1364ش..pdf
حجم:
506.1K
ابوالعباس نجاشی و عصر وی 2
✍️ آیت الله شبیری زنجانی
مجلۀ نور علم، ش12، 1364ش.
(بازنشر در: جرعهای از دریا، ج1)
این مقاله (که در دورۀ خود از بهترین کارهای تاریخی در حوزۀ رجال است، و تتبع بالای نویسنده را نشان میدهد)، در دو بخش، به بررسی شاهدی در تکمیل رجال نجاشی (م 450ق به گزارش علامه حلی) پس از عصر نجاشی میپردازد، و آن یادکرد از تاریخ وفات ابویعلی محمدبن حسن بن حمزه جعفری (463ق) و نسبت او با نجاشی است. نویسنده سه نظریه اصلی را تحلیل میکند: نظر مامقانی و صاحب نقدالرجال که تاریخ ۴۶۳ را ناشی از تصحیف میدانند، نظر آقا بزرگ تهرانی که آن را الحاقی و مبتنی بر منابع اهل سنت میشمارد، و نظر محقق شوشتری که احتمال سهو در گزارش علامه حلی دربارۀ تاریخ وفات نجاشی را مطرح میکند. سپس با بررسی مشایخ ابن نوح و نمونههایی از اشتباهات ناشی از تشابه اسماء، نهایتاً نظریۀ الحاق را ترجیح میدهد.
@Gholow
تصحیف و التحریف.pdf
حجم:
1.8M
التصحيف والتحريف في الوثائق والمخطوطات
سید محمدجواد شبیری،
ترجمه: نظیرة غلاب، (از مدخل دانشنامه جهان اسلام)
نصوص معاصرة، ش۳۸، ۱۴۳۶ق.
@Gholow
نقد گزارش عیون المعجزات در شهرت امام علی (ع) به زندهکردن مردگان
روایتی طولانی از کتاب «عیون المعجزات» نوشته حسین بن عبدالوهاب (قرن پنجم هجری) داستان زندهکردن یک مرده توسط امام علی (ع) را در کوفه و شهرت امام به این وصف را روایت میکند. این گزارش، نمونهای از روایات غلوآمیز است که هم از نظر سند و هم از نظر محتوا و ساختار و ادبیات، اشکالات متعدد و جدی دارد...
https://deraayaat.ir/uyoon-almujizat
@Gholow
کاربست گواهیهای جرح و تعدیل در بررسی روایات
گاهی این اشکال مطرح میشود که اگر محققی قضاوتهای جرح و تعدیلی رجالیان را حجت نداند (و نگاهش به آنها به عنوان قرائنی باشد که باید بر قرائن دیگر عرضه شود، چه وجهی دارد که در نقد سندی روایات تضعیفات رجالیان قدیم را تذکر دهد؟
در پاسخ باید گفت اگر (چنانکه مبنای ما است) قضاوتهای جرح و تعدیل رجالیان متقدمان «حجت» تلقی نشوند و صرفاً بهعنوان قرائن قابل عرضه بر سایر شواهد در نظر گرفته شوند، همچنان وجیه است که محقق در نقد سندی روایات، تضعیفات رجالیان متقدم را یادآوری کند. این وجاهت از چند جهت قابل تبیین است:
- قوت نسبی بسیاری از تضعیفات: مجموعه تحقیقاتی دربارۀ تضعیفات رجالیان متقدم صورت گرفته، و قوت نسبی مجموعهای از این تضعیفات نشان داده شده است (برای نمونه: اکبری، «بازخوانی انتقادات متأخران بر ابن غضائری در جرح غالیان»). بنابراین، حتی در موضعی که هنوز تحقیقی در رد یا تأیید تضعیفی صورت نگرفته، باز احتمال دارد تضعیف متقدم شواهدی قابل توجه داشته یا حتی در حد میراث امروز نیز بتوان با شواهدی آن را تأیید کرد. بنابراین، تضعیفات و توثیقات تا زمانی که پژوهشی موردی آنها را نقض نکرده، یا پژوهشهای متعددی قوت عمومی آنها را مخدوش نساخته، در حد مؤیدی خاص که خود آن را قرائن عام تأیید میکنند قابل توجه هستند. هرچند برای قضاوت قطعی نیازمند تبیین دلایل و مستندات هستیم.
- تجهیل حال راویان: حتی در فرض توقف کامل در قبال تضعیفات و فارغ از مباحث ترجیح جرح که برخی درایهنگاران مطرح کردهاند، این توقف دستکم موجب «تجهیل حال» راویان تضعیفشده میشود و توقف و احتیاط در قبال روایت را با نبود شاهدی قویتر در جبران ضعف سند موجه میکند. زیرا دستکم از این جهت علمآور نیست. (خواجویی، الفوائد الرجالية، ص203-209)
- نتیجه تابع اخس مقدمات است: تأکید عالمان بر تضعیفات و نه توثیقات در اسناد. عالمان در مقام اعتبارسنجی و بررسی سندی، بر اشکالات اسناد تأکید میکنند. منطق این رویکرد این است که در نقل یک روایت در سندی خطی که شاهدی دیگر مانند قرائن فهرستی یا طرق موازی آن را تقویت نکند، ضعف هریک از حلقهها، اتصال سند را با تردید مواجه میکند، و قوت بخش دیگر سند رافع مشکل سند نیست. خصوصاً که وثاقت کاملاً قابل جمع با نقل ثقه از ضعفا و ضعف شخص ثقه در اعتبارسنجی است. به تعبیری نتیجه تابع اخس مقدمات است (مرعی، منتهى المقال فى الدرايه و الرجال، ص29، 40؛ نوری همدانی، محاضرات فی علم الرجال، ص101).
@Gholow
انگارۀ بیاعتباری تضعیفات به خاطر کلامیبودن یا اجتهادیبودن
… همچنین دیدگاهی وجود دارد که بنا بر آن، چون باورهای کلامی بر تضعیفات حاکماند، پس روشهای اعتبارسنجی مبتنی بر جرحها مقبول نیست. (برای نمونه: شبیری زنجانی، محمدجواد، درس خارج فقه، جلسه 2 آبان 1401، بحث «عدم اعتبار تضعیفات رجالیون به دلیل مبتنی بودن بر متنشناسی و اجتهاد»؛ حسینی شیرازی، اعتبارسنجی احادیث شیعه، چاپ اول، ص418؛ سند، الإجتهاد والتقليد في علم الرجال، ص35، 331)
اما کلیت این دیدگاه از چند جهت قابل تأمل است:
۱. همه جرح و تعدیلهای رجالیان قدیم، متکی به باورهای کلامی نیست. نمونه روشن اینکه بسیاری اوقات رجالیان فرق هممذهبان خود را جرح، و برخی از اهل دیگر مذاهب را توثیق کردهاند. در کنار این تصریحات برخی رجالیان است که در جرحشان از ابزارهای غیرکلامی، مانند نقد الگوهای اسناد، نقد طبقاتی، تحلیل متن اسناد، نقد تاریخی محتوای روایات، نقد جریانی اسناد و… استناد کردهاند.
بنابراین دستکم روش بسیاری از رجالیان را نمیتوان به نتیجه سوگیری جناحی و ابزاری در منازعات یا دیدگاهی نادرست در موضوع غلو فروکاست.
۲. با پذیرش اجمالی سوگیریهای مذهبی در جرح و تعدیل، باز بسیاری اوقات زمینه استفاده از داوریهای جرح و تعدیلی باقی میماند. زیرا در موارد متعددی، دلیل جرح و تعدیل قابل کشف است، و در موارد بسیاری خاصه درباره راویان پرکار، میتوان با ابزارهای تاریخی قدیم و جدید خود میزان وثاقت بسیاری از راویان را به دست آورد. (برای نمونه، نگر: اکبری، «بازخوانی انتقادات متأخران بر ابن غضائری در جرح غالیان»؛ همو، نقش بازشناسی عقاید و احادیث نُصَیریان در اعتبارسنجی و فهم میراث روایی امامیه، فصل3)
۳. قضاوتهای رجالی، حتی در فرض کلامیبودن در مواضعی میتوانند مفید واقع شوند، از آن جمله فارغ از میزان وثاقت، در جریانشناسی راویان و گفتمانها است. دیگر آنکه برخی از نحلهها مانند غالیان و متهمان به غلو میراث پرآسیبی دارند (نگر: اکبری، نصیریه، ص436-442)، و اتهام به غلو میتواند دستکم وجهی برای احتیاط بیشتر باشد.
۴. به عنوان اشکالی نقضی بر بسیاری از باورمندان به بیاعتباری عمومی تضعیفات به خاطر ماهیت اجتهادی آن، این در خور توجه است که توثیقات نیز ماهیتی اجتهادی دارند. دلیل این مطلب این است که وثاقت و ضعف دو سوی یک طیف هستند، که تأیید و رد قرائن مرتبط با هریک بر رد یا تأیید دیگری اثر میگذارد. برای نمونه، وقتی عالمی به خاطر وجود چند اشکال محتوایی یا زبانی یا اختلالهای سندی در میراث یک راوی او را تضعیف میکند، و در عین حال عالمی دیگر او را توثیق میکند، این میتواند بدین خاطر باشد عالم توثیقکننده قرائن جرح را مخل به وثاقت نمیدانسته یا از آنها غافل بوده است. روشن است که اخلال یا عدم اخلال نمونه امور یادشده به وثاقت هردو اجتهادی هستند.
در تأکید بر نکتۀ اخیر نمونههای متعددی از متقدمان و متأخران وجود دارد. از جمله گزارشهای رجالیان متقدم که در برابر برخی تضعیفات کهنتر گفتهاند در میراثی که از راوی در دست دارند، شواهد ضعف و غلو نیافتهاند (ابن غضائری، الرجال، ص41، 53، 86؛ نجاشی، الرجال، ص38، 255، 384)، و نمونههای متأخر بسیار که به خاطر ناآشنایی با آموزهها و ادبیات غالیان، اشکالات میراث برخی رجال ناشناخته یا تضعیفشده را در نیافته، و آنان را توثیق کردهاند. (نگر: اکبری و عادلزاده، «مدح و توثیقهای بیحساب در آثار متأخران»)
همچنین روشن است که وثاقت علامتی عینی و ظاهری ندارد تا امری صرفاً حسی تلقی شود. در این میان حتی اوصاف نزدیکتر به حس برای متأخران، مانند وکالت، وجاهت و جایگاه راوی در جامعه شیعی، مصاحبت با امام، عدالت و حسن (یا فسق و بدی) ظاهری (که نیازمند مستند قابلاعتماد است) هیچ یک نسبتی قطعی با وثاقت (نیازمند احراز صداقت و ضابطیت) ندارند. البته اجتهادیتر و تحلیلیتر بودن بسیاری از قرائن جرح و تعدیل نیز نکتهای منفی نیست، و در رویکرد قرینه محور در خور تحلیل و بررسی و گاه اعتماد است.
@Gholow
🔍نقش ناهمگون طبقات مختلف در اصالتسنجی سندی
درباره نقش سند در اعتبارسنجی روایت و نسبت آن با اصالتسنجی منابع، دو دیدگاه افراطی وجود دارد:
دیدگاه اول (بدبینی حداکثری): همانطور که اتصال اسناد معنعن درون کتب روایی برای اعتبار روایت لازم است، اتصال سند از عصر ما تا خود کتاب روایی نیز ضروری است. چون درباره بیشتر نسخههای کتب حدیثی نمیدانیم با چه فرایندی و از طریق چه کاتبانی به دست ما رسیدهاند، نتیجه میگیرند که «تمام روایات ما مرسل هستند».
دیدگاه دوم (خوشبینی حداکثری): برخی با رویکردی عملگرایانه میگویند چون طریق ما به عموم منابع متقدم ارسال دارد و این اشکالی به اصالت منابع وارد نمیکند پس ارسال و ضعف اسناد معنعن درون کتب روایی نیز مخل اصالت احادیث نیست.
مقدمه مشترک
هر دو دیدگاه یک مقدمه مشترک دارند: ارسال طریق تا منابع کهن روایی. این مقدمه را میپذیریم؛ زیرا:
- عموم منابع کهن نه نسخهای از عصر مؤلفانشان دارند و نه طرق اجازات علما ناظر به نسخ مشخصی است.
- اجازات موجود عموماً طریق به عناوین کتب هستند، نه به نسخههای مشخص. حتی گاهی اجازه به کتابی داده شده که در همان اعصار اولیه از بین رفته است (مثلاً اجازه شیخ حر به روایت «کتاب تعبیر الرؤیا» و «کتاب الرد علی القرامطة» از کلینی؛ بحارالأنوار، ج۱۰۷، ص۱۱۸).
- نسخ برجامانده از کتب کهن نیز یا کاملاً معلوم نیست با چه واسطههایی نقل و کتابت شدهاند، یا اطلاعات اندک موجود در آنها ارتباط ناچیزی با اجازات دارد. این اطلاعات گرچه از جهاتی مفیدند، برای ارائه طریق متصل راهگشا نیستند.
نقد ملازمه
اما ملازمهای که دو دیدگاه فوق بر آن استوارند، قابل نقد است. باید توجه داشت اهمیت اتصال اسناد در طبقات مختلف شدیداً متفاوت است:
1. نقل شفاهی اولیه: در اوج اهمیت است.
2. مکتوبات شخصی و کوچک طبقات نخستین: اهمیت بالا.
3. مکتوبات تثبیتیافته: اهمیت متوسط.
4. مکتوبات شهرتیافته رایج: اهمیت حداقلی.
🔸وجه ناهمگونی نقش طبقات
طبقه اول سند: راوی در نخستین طبقه غالباً خود نقش کلیدی در شکلگیری روایت (خواه صحیح، خواه غیرصحیح) دارد. اوست که ماجرا را در قالب کلمات میریزد یا دستکم برداشت خود را از کلمات امام ارائه میدهد. بر اساس ابزارهای کشف نقل شفاهی و مکتوب و تحقیقات تاریخی، نقل عین الفاظ امامان یا املای روایات از سوی خود امام، نمیتواند نقش غالب در انتقال حدیث به صحابیان داشته باشد (نگر: پاکتچی، نقل به معنا؛ بارگاهی، پنج درسگفتار «تاریخ حدیث شیعه بر پایهٔ شفاهی و مکتوب»).
مکتوبات شخصی طبقات نخستین: در میراث حدیثی امامیه، پس از انتقال شفاهی اولیه، نخستین ثبت مکتوب روایات در دفاتر شخصی اصحاب بوده است. بسیاری از این دفاتر نشر عمومی نداشتند. برای نمونه، از بسیاری از مهمترین صحابیان امامین صادقین (ع) مانند زراره، محمد بن مسلم و برید بن معاویه، کمتر مکتوبی به چند طبقه بعد رسیده و میراث آنان عمدتاً از طریق آثار شاگردانشان منتقل شده است. در فضای غیررسمی، کوچک، پراکنده، تثبیتنایافته و چندتحریری این مکتوبات، راویان نقش مهمی در کاستی و زیاده داشتهاند و در صورت ضعف یا انقطاع، احتمال سهو، تحریف و جعل بیشتر بوده است.
جوامع اولیه: به مرور با ظهور جوامع اولیه، کتب رسمیت و انسجام بیشتری یافتند. گرچه نسخ نخستین جوامع روایی (مانند کتب حسین بن سعید و محاسن برقی در امامیه، و موطأ مالک و آثار ابن مبارک در عامه) در طرق روایی مختلف اختلافاتی دارند، اما با داشتن الگوهای سندی مشخصتر و راویان بیشتر در طبقه بعد، تغییرات نسخ کمتر شده است. از سویی، امکان ارزیابی روایات با ابزارهای مختلف بیشتر شده است.
کتب تثبیتیافته و شهرتیافته: در ارزیابی این کتب و بهطور کلیتر در کتب مفصل، هرچند جعلی و تثبیتنایافته، قرائن بهصورت تصاعدی بالا میرود و نقش حداکثری اتصال اسناد به نقشی حداقلی تقلیل مییابد. شاهد این مطلب، تنوع بالای قرائن در پژوهشهای منبعشناسی است. دهها مقاله مرتبط معرفی شده که در اصالتسنجی آثار، بیش از قدمت نسخ و اتصال اسناد تا آن آثار، به شواهد کتابشناختی کهن، مباحث طبقاتشناختی، تحلیل الگوهای اسناد، تحلیل اسناد-متن، تحلیل گفتمان، نقد زبانی و ابزارهای بسیار دیگر متکی هستند («مجموعه مقالات در اصالتسنجی آثار روایی»)
نتیجه
چنانکه خواهد آمد، ممکن است در طبقات نخستین به خاطر مشکلات علل الحدیثی، سختگیری شدید سندی حتی نسبت به اسناد صحیح صورت گیرد؛ و در طبقات بعد، قرائن مختلف جابر ضعف سند تلقی شود.
@Gholow