eitaa logo
غلوپژوهی | درایات
1.4هزار دنبال‌کننده
99 عکس
19 ویدیو
136 فایل
بررسی‌های رجالی، تاریخی و اعتقادی ارتباط با مدیر: @amid30 كانال اصلی در تلگرام: t.me/gholow2 سایت مجموعه: deraayaat.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
انگارۀ بی‌اعتباری تضعیفات به خاطر کلامی‌بودن یا اجتهادی‌بودن … همچنین دیدگاهی وجود دارد که بنا بر آن، چون باورهای کلامی بر تضعیفات حاکم‌اند، پس روش‌های اعتبارسنجی مبتنی بر جرح‌ها مقبول نیست. (برای نمونه: شبیری زنجانی، محمدجواد، درس خارج فقه، جلسه 2 آبان 1401، بحث «عدم اعتبار تضعیفات رجالیون به دلیل مبتنی بودن بر متن‌شناسی و اجتهاد»؛ حسینی شیرازی، اعتبارسنجی احادیث شیعه، چاپ اول، ص418؛ سند، الإجتهاد والتقليد في علم الرجال، ص35، 331) اما کلیت این دیدگاه از چند جهت قابل تأمل است: ۱. همه جرح و تعدیل‌های رجالیان قدیم، متکی به باورهای کلامی نیست. نمونه روشن اینکه بسیاری اوقات رجالیان فرق هم‌مذهبان خود را جرح، و برخی از اهل دیگر مذاهب را توثیق کرده‌اند. در کنار این تصریحات برخی رجالیان است که در جرحشان از ابزارهای غیرکلامی، مانند نقد الگوهای اسناد، نقد طبقاتی، تحلیل متن اسناد، نقد تاریخی محتوای روایات، نقد جریانی اسناد و… استناد کرده‌اند. بنابراین دست‌کم روش بسیاری از رجالیان را نمی‌توان به نتیجه سوگیری جناحی و ابزاری در منازعات یا دیدگاهی نادرست در موضوع غلو فروکاست. ۲. با پذیرش اجمالی سوگیری‌های مذهبی در جرح و تعدیل، باز بسیاری اوقات زمینه استفاده از داوری‌های جرح و تعدیلی باقی می‌ماند. زیرا در موارد متعددی، دلیل جرح و تعدیل قابل کشف است، و در موارد بسیاری خاصه درباره راویان پرکار، می‌توان با ابزارهای تاریخی قدیم و جدید خود میزان وثاقت بسیاری از راویان را به دست آورد. (برای نمونه، نگر: اکبری، «بازخوانی انتقادات متأخران بر ابن غضائری در جرح غالیان»؛ همو، نقش بازشناسی عقاید و احادیث نُصَیریان در اعتبارسنجی و فهم میراث روایی امامیه، فصل3) ۳. قضاوت‌های رجالی، حتی در فرض کلامی‌بودن در مواضعی می‌توانند مفید واقع شوند، از آن جمله فارغ از میزان وثاقت، در جریان‌شناسی راویان و گفتمان‌ها است. دیگر آن‌که برخی از نحله‌ها مانند غالیان و متهمان به غلو میراث پرآسیبی‌ دارند (نگر: اکبری، نصیریه، ص436-442)، و اتهام به غلو می‌تواند دست‌کم وجهی برای احتیاط بیشتر باشد. ۴. به عنوان اشکالی نقضی بر بسیاری از باورمندان به بی‌اعتباری عمومی تضعیفات به خاطر ماهیت اجتهادی آن، این در خور توجه است که توثیقات نیز ماهیتی اجتهادی دارند. دلیل این مطلب این است که وثاقت و ضعف دو سوی یک طیف هستند، که تأیید و رد قرائن مرتبط با هریک بر رد یا تأیید دیگری اثر می‌گذارد. برای نمونه، وقتی عالمی به خاطر وجود چند اشکال محتوایی یا زبانی یا اختلال‌های سندی در میراث یک راوی او را تضعیف می‌کند، و در عین حال عالمی دیگر او را توثیق می‌کند، این می‌تواند بدین خاطر باشد عالم توثیق‌کننده قرائن جرح را مخل به وثاقت نمی‌دانسته یا از آن‌ها غافل بوده است. روشن است که اخلال یا عدم اخلال نمونه امور یادشده به وثاقت هردو اجتهادی هستند. در تأکید بر نکتۀ اخیر نمونه‌های متعددی از متقدمان و متأخران وجود دارد. از جمله گزارش‌های رجالیان متقدم که در برابر برخی تضعیفات کهن‌تر گفته‌اند در میراثی که از راوی در دست دارند، شواهد ضعف و غلو نیافته‌اند (ابن غضائری، الرجال، ص41، 53، 86؛ نجاشی، الرجال، ص38، 255، 384)، و نمونه‌های متأخر بسیار که به خاطر ناآشنایی با آموزه‌ها و ادبیات غالیان، اشکالات میراث برخی رجال ناشناخته یا تضعیف‌شده را در نیافته، و آنان را توثیق کرده‌اند. (نگر: اکبری و عادلزاده، «مدح و توثیق‌های بی‌حساب در آثار متأخران») هم‌چنین روشن است که وثاقت علامتی عینی و ظاهری ندارد تا امری صرفاً حسی تلقی شود. در این میان حتی اوصاف نزدیک‌تر به حس برای متأخران، مانند وکالت، وجاهت و جایگاه راوی در جامعه شیعی، مصاحبت با امام، عدالت و حسن (یا فسق و بدی) ظاهری (که نیازمند مستند قابل‌اعتماد است) هیچ یک نسبتی قطعی با وثاقت (نیازمند احراز صداقت و ضابطیت) ندارند. البته اجتهادی‌تر و تحلیلی‌تر بودن بسیاری از قرائن جرح و تعدیل نیز نکته‌ای منفی نیست، و در رویکرد قرینه محور در خور تحلیل و بررسی و گاه اعتماد است. @Gholow
🔍نقش ناهمگون طبقات مختلف در اصالت‌سنجی سندی   درباره نقش سند در اعتبارسنجی روایت و نسبت آن با اصالت‌سنجی منابع، دو دیدگاه افراطی وجود دارد:   دیدگاه اول (بدبینی حداکثری): همان‌طور که اتصال اسناد معنعن درون کتب روایی برای اعتبار روایت لازم است، اتصال سند از عصر ما تا خود کتاب روایی نیز ضروری است. چون درباره بیشتر نسخه‌های کتب حدیثی نمی‌دانیم با چه فرایندی و از طریق چه کاتبانی به دست ما رسیده‌اند، نتیجه می‌گیرند که «تمام روایات ما مرسل هستند».   دیدگاه دوم (خوش‌بینی حداکثری): برخی با رویکردی عملگرایانه می‌گویند چون طریق ما به عموم منابع متقدم ارسال دارد و این اشکالی به اصالت منابع وارد نمی‌کند پس ارسال و ضعف اسناد معنعن درون کتب روایی نیز مخل اصالت احادیث نیست.   مقدمه مشترک هر دو دیدگاه یک مقدمه مشترک دارند: ارسال طریق تا منابع کهن روایی. این مقدمه را می‌پذیریم؛ زیرا: - عموم منابع کهن نه نسخه‌ای از عصر مؤلفانشان دارند و نه طرق اجازات علما ناظر به نسخ مشخصی است. - اجازات موجود عموماً طریق به عناوین کتب هستند، نه به نسخه‌های مشخص. حتی گاهی اجازه به کتابی داده شده که در همان اعصار اولیه از بین رفته است (مثلاً اجازه شیخ حر به روایت «کتاب تعبیر الرؤیا» و «کتاب الرد علی القرامطة» از کلینی؛ بحارالأنوار، ج۱۰۷، ص۱۱۸). - نسخ برجامانده از کتب کهن نیز یا کاملاً معلوم نیست با چه واسطه‌هایی نقل و کتابت شده‌اند، یا اطلاعات اندک موجود در آن‌ها ارتباط ناچیزی با اجازات دارد. این اطلاعات گرچه از جهاتی مفیدند، برای ارائه طریق متصل راهگشا نیستند.   نقد ملازمه اما ملازمه‌ای که دو دیدگاه فوق بر آن استوارند، قابل نقد است. باید توجه داشت اهمیت اتصال اسناد در طبقات مختلف شدیداً متفاوت است: 1. نقل شفاهی اولیه: در اوج اهمیت است. 2. مکتوبات شخصی و کوچک طبقات نخستین: اهمیت بالا. 3. مکتوبات تثبیت‌یافته: اهمیت متوسط. 4. مکتوبات شهرت‌یافته رایج: اهمیت حداقلی.   🔸وجه ناهمگونی نقش طبقات   طبقه اول سند: راوی در نخستین طبقه غالباً خود نقش کلیدی در شکل‌گیری روایت (خواه صحیح، خواه غیرصحیح) دارد. اوست که ماجرا را در قالب کلمات می‌ریزد یا دست‌کم برداشت خود را از کلمات امام ارائه می‌دهد. بر اساس ابزارهای کشف نقل شفاهی و مکتوب و تحقیقات تاریخی، نقل عین الفاظ امامان یا املای روایات از سوی خود امام، نمی‌تواند نقش غالب در انتقال حدیث به صحابیان داشته باشد (نگر: پاکتچی، نقل به معنا؛ بارگاهی، پنج درس‌گفتار «تاریخ حدیث شیعه بر پایهٔ شفاهی و مکتوب»).   مکتوبات شخصی طبقات نخستین: در میراث حدیثی امامیه، پس از انتقال شفاهی اولیه، نخستین ثبت مکتوب روایات در دفاتر شخصی اصحاب بوده است. بسیاری از این دفاتر نشر عمومی نداشتند. برای نمونه، از بسیاری از مهم‌ترین صحابیان امامین صادقین (ع) مانند زراره، محمد بن مسلم و برید بن معاویه، کمتر مکتوبی به چند طبقه بعد رسیده و میراث آنان عمدتاً از طریق آثار شاگردانشان منتقل شده است. در فضای غیررسمی، کوچک، پراکنده، تثبیت‌نایافته و چندتحریری این مکتوبات، راویان نقش مهمی در کاستی و زیاده داشته‌اند و در صورت ضعف یا انقطاع، احتمال سهو، تحریف و جعل بیشتر بوده است.   جوامع اولیه: به مرور با ظهور جوامع اولیه، کتب رسمیت و انسجام بیشتری یافتند. گرچه نسخ نخستین جوامع روایی (مانند کتب حسین بن سعید و محاسن برقی در امامیه، و موطأ مالک و آثار ابن مبارک در عامه) در طرق روایی مختلف اختلافاتی دارند، اما با داشتن الگوهای سندی مشخص‌تر و راویان بیشتر در طبقه بعد، تغییرات نسخ کمتر شده است. از سویی، امکان ارزیابی روایات با ابزارهای مختلف بیشتر شده است.   کتب تثبیت‌یافته و شهرت‌یافته: در ارزیابی این کتب و به‌طور کلی‌تر در کتب مفصل، هرچند جعلی و تثبیت‌نایافته، قرائن به‌صورت تصاعدی بالا می‌رود و نقش حداکثری اتصال اسناد به نقشی حداقلی تقلیل می‌یابد. شاهد این مطلب، تنوع بالای قرائن در پژوهش‌های منبع‌شناسی است. ده‌ها مقاله مرتبط معرفی شده که در اصالت‌سنجی آثار، بیش از قدمت نسخ و اتصال اسناد تا آن آثار، به شواهد کتاب‌شناختی کهن، مباحث طبقات‌شناختی، تحلیل الگوهای اسناد، تحلیل اسناد-متن، تحلیل گفتمان، نقد زبانی و ابزارهای بسیار دیگر متکی هستند («مجموعه مقالات در اصالت‌سنجی آثار روایی»)   نتیجه چنان‌که خواهد آمد، ممکن است در طبقات نخستین به خاطر مشکلات علل الحدیثی، سخت‌گیری شدید سندی حتی نسبت به اسناد صحیح صورت گیرد؛ و در طبقات بعد، قرائن مختلف جابر ضعف سند تلقی شود.  @Gholow
قرائن جبران‌کنندۀ ضعف سند   ... مهم‌ترین قرائن برای جبران ضعف و انقطاع طرق تا مؤلفان نخستین عبارت‌اند از:    ۱. قرائن تاریخ‌گذاری منابع (غیر از طرق به آثار) چنان‌که گذشت، اگر اسناد روایات را فقط به اسناد دورن کتب روایی محدود نکنیم و طریق خودمان تا مؤلفان را نیز در نظر بگیریم، معمولاً طریق متصلی برای نسخ منابع کهن روایی نداریم، و به تعبیری سند ما متصل نیست. اما قرائن زیادی این کاستی را جبران می‌کند؛ مانند مباحث نسخه‌شناسی، یادکرد از مؤلف و ثبت تاریخ تألیف و کتابت و مقابله در نسخ، اطلاعات درباره کتاب و روایاتش در دیگر منابع، و بررسی تطبیقی سبک مؤلف با دیگر آثار منقول از او از جهت اسناددهی، منابع، گفتمان‌ها، روابط روایی، ادبیات و… (برای نمونه، نگر: جعفری ربانی، قرائن اعتبار نسخ وجاده‌ای).   نمونه مقالاتی در تأیید اصالت آثار متعدی وجود دارد؛ مانند الکافی، المحاسن، بصائر الدرجات، قرب الإسناد، تصحیح الإعتقادات، رجال ابن‌غضائری، مناقب کوفی، المسترشد طبری، المقالات و الفرق، اثبات الوصیة، الرسالة خصیبی، طب الصادقین.   ۲. قرائن فهرستی منابع برجامانده روایی خود از منابع مکتوب پیشین بهره می‌برند که بسیاری از آن منابع کهن‌تر امروزه برجا نمانده‌اند. با تکیه بر قرائنی می‌توان نشان داد که کدام راوی در سند، مؤلف منبعی بوده که اثر در دست ما از آن بهره برده است. بسیاری اوقات قرائنی مانند ساختار اسناد ثابت تا مؤلف آن منبع در کتب روایی، شهرت آن منبع و رواج طرق آن، اطلاعات فهارس امامی و قضاوت‌های عالمان در آن زمینه، به ما امکان می‌دهد به انتساب روایت به کتاب کهن‌تر اعتماد کنیم. برای نمونه‌ای روشن از کاربست کهن این ابزار در اعتماد به برخی روایات ضعفا و متهمان، نگر: ابن غضائری، الرجال، ص۵۲، ۵۴، ۶۷، ۱۱۲، ش۳۶، ۴۱، ۶۶، ۱۶۶. نیز نگر: حسین پوری، حدیث ضعیف، ص۱۳۹. برای نمونه تحقیقات درباره روش فهرستی، نگر: میرزایی، روش فهرستی؛ فولادزاده، مطالعه نقدی تبیین فهرستی در اعتبارسنجی احادیث؛ سرخه‌ای، حدیث و اعتبار کتاب‌محور؛ ملکیان، التحلیل الفهرستی، دراسة فی منهج قدماء الإمامیة؛ شیرازی، تحلیل فهرستی؛ چیستی، مبانی، ساز و کار اجرایی. همچنین نمونه تحقیقات منبع‌یابی آثار کهن: شبیری، مصادر الشیخ الطوسی فی تهذیب الأحکام؛ ملکی، بازیابی و اعتبارسنجی منابع الکافی.    ۳. اسانید مؤید و ساختار نمودار اسناد بدیهی است که صرف فراوانی اسناد ضعیف و منقطع، دلیلی کافی بر اصالت یک خبر نیست. برای نمونه، امور متناقضی مانند الوهیت امامان، تناسخ، اسقاط شرایع، فضایل شیخین، کفر شیعه و …هر یک با صدها نقل از اهل بیت (ع) نقل شده است. ولی با پژوهش‌های تاریخی، جعلی‌بودن این اخبار متواترنما ثابت می‌شود. چنان‌که بسیاری از شایعات عامیانه به سادگی در طبقه اول از سوی هزاران نفر نقل می‌شود، حال آنکه در حقیقت هیچ‌یک شاهد واقعه نبوده و سند متصلی برای این واقعۀ عصر خود ندارند.   با این همه، نمودار درختی اسناد، تحلیل طبقاتی، جغرافیایی، جریان‌شناسی و روابط راویان، زمینه اعتماد به طرق برخی روایاتی است که اصطلاحاً صحیح نیستند. این ابزار به ویژه در جایی که ضعف سند به خاطر اموری مانند سقط اسناد، فراموشی راویان و ضبط ناقص باشد، راهگشاتر است. (در کانال میراث امامان، نمونه‌های متعددی از روند منطقی سیر انتقال برخی روایات در بوم‌های مختلف، فارغ از جرح و تعدیل راویان ارائه شده است؛ مانند: خطبۀ پیامبر (ص) به روایت امام جعفر صادق (ع)؛ حدیث وصیت امام باقر (ع)؛ زیست اخلاقی زین‌العابدین (ع) در تعامل با مرکَب)    ۴. تحلیل فرم، ادبیات و جزئیات تاریخی شاهد بر اصالت بررسی‌های متنی و مضمونی نیز گاهی در اعتماد به اصالت برخی روایات مؤثرند؛ مانند آنکه در روایت، ادبیات یا قضایایی مطرح شود که تنها در دوران و جای خاصی مطرح شده و در ادوار دیگر مهجور بوده‌اند، و شواهد تاریخی صرفاً مؤید ارتباط آن با شخصی خاص باشد (برای نمونه تأیید روایات هجوم به خانه حضرت زهرا (س) با قرائن تاریخی).    ۵. امکان توثیق اجتهادی برخی راویان متهم یا مهمل پیش‌تر رجالیان امامی، با بررسی‌های اجتهادی، در برخی از تضعیفات گذشتگانشان تردید کرده‌اند (برای نمونه: ابن غضائری، الرجال، ص۴۱، ۵۳، ۸۶، ش۱۲، ۳۸، ۱۱۵؛ نجاشی، الرجال، ص۳۸، ۲۵۵، ۳۴۸، ش۷۷، ۶۶۹، ۹۳۹). امروزه نیز با ابزارهای گسترده‌تری بسیاری از قضاوت‌های گذشتگان در خور بازبینی است. از آن جمله، ابزارهایی مانند تخریج روایات راوی، تحلیل منابع و الگوهای اسناد راوی، از کارآمدترین ابزارها در توثیق راوی است (برای نمونه، نگر: موتسکی، «مُصَنَّف عبدالرزّاق صنعانی منبعی برای احادیث معتبر قرن نخست»). باید در نظر داشت متأخران معمولاً در نقد تضعیفات قدما موفق نبوده‌اند و بیشتر دچار سوگیری مثبت به راویان شده‌اند (نگر: عادل‌زاده و اکبری، «مدح و توثیق‌های بی‌حساب در آثار متأخران»). @Al_Rijal
… شواهد کم‌اثر‌تر در اثبات اصالت روایات ضعیف    ۱. صحت محتوا برخی شواهد مانند موافقت با قرآن، سنت، عقل و تجربه نیز جابر ضعف سند تلقی می‌شود (برای نمونه، نگر: حسین پوری، حدیث ضعیف، ص۲۸۶). اما باید دقت کرد موافقت یک روایت با این حجت‌ها بیشتر کارکرد عملی دارد و صدور این روایات از معصوم را نشان نمی‌دهد (نیز نگر: طوسی، عدة الأصول، ص۱۴۳-۱۴۵). در حالی که در سوی مقابل، مخالفت با این حجت‌ها شاهد خوبی بر عدم صدور است (برای نمونه، نگر: فقیهی مقدس و غفراللهی، «تبیین دلالی احادیث عرضه بر قرآن و کارکرد مصداقی آن در شناخت مجعولات حدیثی»، ص۹۹-۱۰۰). در این باره، به‌ویژه بر محور عرضه بر قرآن، پژوهش‌های بسیاری صورت گرفته است.    ۲. شهرت برخی مهم‌ترین قرینه برای جبران ضعف سند را عمل مشهور قدما به روایت می‌دانند. اما در نگاه تاریخی، شهرت روایت یا مضمونش، وجوه دیگری غیر از اصالت نیز دارد. اثبات اصالت با شهرت، دشواری‌های متعددی دارد؛ برای نمونه، عمل مشهور بسیاری اوقات می‌تواند متکی به رویکردی عملگرایانه (مانند جنبه اثباتی عرضه)، یا اجتهادی ناتمام در کشف واقع باشد. چنان‌که بسیاری اوقات، به‌ویژه در غیر فقه، می‌تواند متأثر از تسامح یا عرف جامعه باشد. از طرفی بسیاری اوقات از جهت تاریخی، تعیین طبقه شکل‌گیری شهرت مشکل است و نمی‌توان شهرت روایت یا عمل به مضمون آن در عصر امامان را نشان داد.    ۳. علو مضمون گاهی علو مضمون نیز به‌عنوان دستمایه‌ای برای حکم به صدور برخی از اخبار ضعیف مطرح شده، ولی ابزار و حدود کارکرد آن مستند نشده و فراوان به صورت بی‌انضباط برای تصحیح اخبار غریب مجعول به کار رفته است (نگر: «نقدی بر ادعای علوّ مضمون برخی روایات»). @Gholow
نقد مطلق‌انگاری در صحت سند   گاهی روایتی سندی ظاهراً صحیح دارد و بر اساس مبانی مکتب حله «صحیح» ارزیابی می‌شود، اما در واقع سند دچار اختلالاتی است و اتصال واقعی ندارد. عالمان قدیم در برخی موارد به ضعف پاره‌ای از روایات نقل‌شده از ثقات اشاره کرده‌اند، ولی غالباً تنها اشکالی در محتوا (ناهمسویی با کتاب و سنت یا شهرت) ذکر کرده‌اند و معمولاً از دلیل وقوع این خلل در سندی از ثقات بحث نکرده‌اند (برای چند نمونه از تهذیب، نگر: ملکیان، التحلیل الفهرستی، ص۲۲-۲۳). در دوران اخیر نیز در نمونه‌های اندکی که برخی عالمان به نقد تفصیلی اصالت برخی از روایات اصطلاحاً صحیح السند پرداخته‌اند، تنها به احتمالاتی مانند وقوع دس در سند بسنده کرده‌اند (برای نمونه، شوشتری، الأخبار الدخيلة، ج‏1، ص120؛ ج3، ص315).   از نمونه اشکالات در اسنادِ ظاهراً صحیح می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:   ۱. ارسال خفی به سبب:   الف. رویکرد نقل مرسل از طبقات نزدیک راویان متقدم همیشه در مقام یک محدث مدقق فعالیت نمی‌کرده‌اند که تنها اسناد متصل و همراه با سماع ارائه دهند؛ بلکه روایت‌گری برخی از آنان گاهی از سنخ مرسل‌نگاری‌های آثار فقهی یا کلامی بود. به تعبیری چنانکه عالمانی مانند شیخ صدوق (م 381ق) و شیخ مفید (م 413ق) در آثارشان در موضوعات مختلف رویکردهای مختلفی از مسندنگاری و نقل مرسل داشته‌اند، برخی راویان متقدم‌تر نیز همیشه در مقام نقل مسند نبوده‌اند. اما اگر ارسال در طبقات نزدیک به معصوم و از سوی صحابیان امامان (و پیش از شکل‌گیری اسناد معنعن) باشد، به اندازه طبقات متأخرتر آشکار نیست (درباره این رویکردهای گوناگون، نگر: «علل حدیث و اثر رویکرد تاریخی به منابع». برای نمونه‌ای از این دست: سرباز، «واکاوی نقل‌های هشام بن سالم از امام صادق (ع) با توجه به سبک دفاتر حدیثی او»).   ب. سقط واسطه ضعیف یا تعابیر ارسال این امر می‌تواند به سبب اختصارگرایی باشد (مانند حذف تعابیر ارسال از اواخر برخی اسناد کتاب من لا یحضره الفقیه که بر خلاف نقصان اوایل اسناد، ارسالش جلی نیست. نگر: ملکیان، تأملات حول الکتب الأربعة، ص326-329)، یا به دلایل دیگر از جمله اختلالات نسخ، تدلیس و... (مانند مثال افتادگی نام ابوالخطاب: بصائر الدرجات، ص۵۱۵، ح۳۹. قس: تفسیر القمی، ج۲، ص۴۲۶).   ۲. سقط واسطه متهم یا ناشناس به گمانه دسترسی به نسخه معتبر برای نمونه، شیخ حر عاملی (م 1107ق) در اثبات الرجعة و الإثنی عشریة، اسناد جعلی میرلوحی در کفایة المهتدی و حدیقة الشیعة را که ظاهر صحیحی دارند و به برخی آثار اصحاب متقدم منسوب شده‌اند، نقل کرده، و به اشتباه چون گمان کرده این روایات نسخه صحیحی از قدما دارد، همان سند صحیح قدمایی را آورده و از ذکر نام واسطه متهم (مؤلف حدیقة الشیعة و کفایة المهتدی) غفلت کرده است (نگر: عادل‌زاده، «نقش میرلوحی سبزواری در پیدایش مختصر اثبات الرجعة منسوب به فضل بن شاذان»، ص9-13).   ۳. خلط و تسری اسناد گاهی سند صحیح حاصل تسری و خلط است. نمونه: طوسی، تهذیب الأحکام، ج۸، ص۷۶، ح۱۷۳ از الکافی به سند صحیح: «... یَجوزُ طَلَاقُ الصَّبِیِّ إِذَا بَلَغَ عَشْرَ سِنِین». اما در الکافی، ج۶، ص۱۲۴، ح۴ این سند مرسل است و سند تهذیب مربوط به روایت پیشین آن است. شکل پرتکراری از تسری نیز «معلق پنداشتن خبر مرسل» است. بدین صورت که گاهی گمان می‌شود که نقصان سند در خبری، به خاطر ارسال نیست، و بخش مکمل سند آن در روایات قبل مطرح شده است؛ در حالی که خبر واقعاً مرسل است. (نگر: اکبری و قندهاری، «نقش تسرّی اِسناد در انتساب‌های اشتباه منابع متقدّم شیعی»، ص194-196)   ۴. ادراج برای نمونه: در الکافی، ج۱، ص۲۷۰، ح۲ در روایتی درباره علم امام و تحدیث، به سندی از امام سجاد (ع) که همه راویانش توثیق دارند، در میانه گزارش آمده: «فَقالَ لَهُ رَجُلٌ یُقالُ لَهُ عَبْدُ اللَّهِ بنُ زَیْدٍ...» و مطلب مرتبطی درباره تحدیث الهی گزارش می‌کند. سپس در آخر روایت آمده: «فَقالَ هِیَ الَّتِی هَلَکَ فیهَا أبو الخَطَّابِ فَلَمْ یَدْرِ مَا تَأوِیلُ المُحَدَّثِ وَ النَّبِیّ.» شیخ محمدرضا جعفری (م 1431ق) در اینجا تذکر می‌دهد که در واقع فراز عبدالله بن زید برادر رضاعی امام سجاد (ع) سند جدیدی است. ایشان به خبر مشابهی را شاهد ترکیب دو خبر می‌گیرد که فراز عبدالله بن زید را ندارد (بصائر الدرجات، ص۳۲۰، ح۴). اشکال دیگری نیز در این خبر وجود دارد: هلاک ابوالخطاب در دوران امامت امام صادق (ع) بوده، ولی در اینجا از امام سجاد (ع) روایت شده که او هلاک شده است! جعفری با بحث از نمونه روایات مرتبط درباره مغیرة بن سعید (بصائر، ص۳۲۴، ح۱۳)، وجهی را در این خلط ذکر می‌کند (جعفری، تعلیقات کافی، ص۱۱۲). برای نمونه‌های دیگر از ادراج در اخبار صحیح: طوسی، تهذيب الأحكام، ج‏10، ص264 خبر دیه سماعه؛ دلبری، «ادراج در متن حدیث- انواع، عوامل و پیامدهای آن»، ص49 صحیحۀ حلبی. @Gholow
۵. تصحیف مثلاً گاهی مؤلفان «عمّن رواه» را «عن زرارة» خوانده‌اند (برای نمونه: قصص الأنبیاء، ص۱۰۹. قس: الکافی، ج۸، ص۳۹۲، ح۵۸۹؛ علل الشرائع، ج۱، ص۳۵، ح۵).   ۶. اختلالات فهرستی در سند ظاهراً صحیح مانند دفتر منفرد منسوب به ابن عقده از علی بن فضال از پدرش که احتمالاً در اجازات آن خللی رخ داده است، و برخی مطالب نادرست نیز به این طریق به ظاهر صحیح گزارش شده است (نگر: نجاشی، الرجال، ص258). تعلیق اسانید به اجازات، بدون وجود سماع متصل نیز اشکالات مرتبطی رقم می‌زند. یعنی اینکه اسناد ناقص را با اجازات متأخر متصل می‌کنند بدون اینکه سماعی در همۀ طبقات در کار باشد. این مورد در میان قدما خاصه تا نیمه قرن چهارم کم‌رنگ‌تر است. در حالی که از قرن ششم به بعد، علما با ترکیب اسناد و اجازات، اسناد زیادی ارائه داده‌اند و توجه نداشته‌اند که این ترکیب‌ها درست نیست.   ۷. امکان بازبینی برخی توثیقات هم‌چنانکه قدما در برخی از جرح و تعدیل‌ها اختلاف داشته‌اند، در رویکرد قرینه محور تاریخی، ممکن است قرائن برای اعتماد به وثاقت یک راوی که تنها کس خاصی از گذشتگان او را توثیق کرده است، کافی نباشد، بلکه گاهی حتی قرائنی تازه در عدم وثاقت یافت شود. (برای نمونه نقد استاد مددی بر توثیق «احمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی» از سوی شیخ صدوق)   ۸. دس و جعل اسناد صحیح در نسخ (بدون ذکر نام جاعل در اسناد) این گونه از تولید اسناد اصطلاحاً صحیح، تفاوتی ماهوی با موارد پیشین دارد. نمونه‌ای شاخص از این دست، اسناد صحیحی است که میرلوحی به عنوان اسنادی در آثار مؤلفان متقدم نخستین ارائه داده، ولی نام خود او هم در بیشتر این آثار مجعول ادعایی نیست (عادلزاده، «نقش میرلوحی سبزواری در پیدایش «مختصر اثبات الرجعة منسوب به فضل بن شاذان»؛ «میرلوحی سبزواری و جعل دو کتابِ انیس المؤمنین و کفایة البرایا»). از نمونه‌های کهن، شاید از محتمل‌ترین نمونه‌ها، بسیاری از اسناد صحیح تفسیر منسوب به قمی باشد که مطالب منکر (مانند معاصی انبیا) را به بهترین اسناد نسبت می‌دهد، و با تخریج برخی از این متون منکر در دیگر منابع معلوم می‌شود این روایات در دیگر منابع اسناد ضعیفِ کاملاً متفاوتی دارند.   ▪️این نکته را باید در نظر داشت که همۀ این مشکلات علل الحدیثی لزوماً شایع و پرمثال نیستند، و چنین نیست که کارکرد روش سنتی در تصحیح اسناد به صورت حداکثری با مشکل مواجه شود. از جهت تاریخی قابل توجه است که روش اعتبارسنجی مکتب حله از سدۀ هفتم مبتنی بر محوریت جرح و تعدیل رجالیان قدیم دربارۀ رجال اسناد در عصر خود گامی رو به جلو بود که به اعتبارسنجی انضباط نسبی بخشید. در حالی که برای استنادات و گزینش‌های منابع حدیثی امامیه در قرن ششم و تا حدی پیش از آن، معیارهای اعتبارسنجی دقیق کم‌تر شناخته‌شده است. با این همه این رویکرد سندگرای گواهی‌محور کاستی‌های مهمی دارد که مهم‌ترین آن جای خالی بهره‌وری از ابزارهای اجتهادی سندی، متنی و مضمونی در اصالت‌سنجی است. گذشته از این کمبود، در نگاه تاریخی واقع‌گرا به قضاوت‌های این روش نیز نمی‌توان نگاه تأییدی مطلق داشت. باید دقت کرد که برخی محورها مانند کشف روش روایت‌گری راویان و فحص از قرائن موردی اخبار ضروری است، و نمی‌توان به تعبیر کلی صحت یا ضعف اصطلاحی سند اکتفا کرد. گفتار مرتبط: محدودیت‌های اعتبارسنجی راوی محور سنتی @Gholow
قربانی زرین، احمد بن محمد بن خالد برقی در آیینه المحاسن لسان صدق- ش1، تابستان 1391ش.pdf
حجم: 369.9K
«احمد بن محمد بن خالد برقی در آیینه المحاسن» قربانی زرین، لسان صدق، ش1، تابستان 1391ش در اين تحقيق پس از کاوشي درباره شخصيت احمد بن محمد بن خالد برقي و پدر وي محمد بن خالد در کتب رجال و فهرست و همچنين بررسي اسناد بخش بر جاي مانده از کتاب المحاسن در مقايسه با اسناد الکافي نتيجه گرفته مي شود که برقي پسر از جمله ثقات و معتمدين در امر حديث بوده است و نقل زياد او از ضعفاء حداقل در بخش بر جاي مانده از المحاسن بازتاب چنداني ندارد. همچنين مجموعه کتب المحاسن در زمره منابع معتبر حديثي بوده و کاهش يا نقصان منقول در آن به کمي يا زيادي تعداد کتابهاي آن ارتباط دارد و نه تغيير در متن آنها. از ديگر سو مقايسه ميزان نقل برقي از مشايخ در دو کتاب المحاسن و الکافي مي تواند نشانه اي بر اصالت بخش بر جاي مانده از المحاسن تلقی گردد. @Gholow
🌐 فهارس پایگاه جامع نسخه‌های خطی https://fahares.net/ جست‌وجو در فهرست نسخه‌های خطی و دسترسی به اطلاعات نسخ @gholow
https://eitaa.com/amir_al_momenin_majales_hadis مجالس حدیثی، حاوی جلسات حدیثی استاد سید محمدکاظم طباطبایی و استاد محمد کاظم رحمان ستایش
مواجهه اجتهادی با قرائن جرح و تعدیل، بخش۱ قرائن گواهی‌محور.opus
زمان: حجم: 13.2M
مواجهه اجتهادی با قرائن جرح و تعدیل بخش۱: قرائن گواهی‌محور 🎙عمیدرضا اکبری 01:02 مقایسه رویکردهای عملگرا و واقع‌گرا در اعتبارسنجی روایات 8:54 ضرورت واقع‌گرایی 13:51 ثمرات و لوازم رویکرد واقع‌گرا ترجیح: - فحص از جمیع جهات ضعف و قوت > اصول پیشینی - قرائن خاص > قرائن عام - قرائن موردی > تخصص قضاوت‌گر دربارۀ نمونه‌های کهن و معاصر> مصاحبت/صداقت/حسن مذهب و ظاهر/پرکاری قضاوت‌گر - نقش ادامه سند راوی (شامل الگوها و طبقات و شاخصه‌های اسناد و متون) > نقش راویان از او در ارزیابی حال او 47:06 قرائن گواهی‌محورتر در اعتبارسنجی مقدمه: تشابه جرح و تعدیل در اجتهادی بودن ← اهمیت قرائن و تخصص (تحلیل متن، فحص و سوگیری) - احادیث دربارۀ راویان (مزایا و چالش‌ها) - اقوال پیشینیان - شهرت (ریشه انواع و طبقه) - وجاهت، مباشرت، حسن/ سوء ظاهر عملی/ وکالت (حیطه و مدت) - روایت ثقات/ شیخوخت. @Gholow
مواجهه_اجتهادی_با_قرائن_جرح_و_تعدیل۱،_قرائن_تحلیلی‌تر،_اکبری.mp3
زمان: حجم: 19.8M
مواجهه اجتهادی با قرائن جرح و تعدیل بخش۲: قرائن تحلیلی‌تر 🎙عمیدرضا اکبری 03:04 بررسی مضمونی کلامی |عرضه و غلبۀ کارکرد سلبی 15:57 نقد تاریخی 18:48 نقد توأمان اسناد-متن و مرور مختصر مبنای آن ← 25:25 پاسخ به برخی ابهامات ← 31:18 انواع کارکرد تشابه و اختلاف الفاظ روایات مرتبط در اصالت‌سنجی 39:34 الگوهای اسناد و مقایسۀ اسناد و منابع راوی 47:27 ابزارهای روایت‌شناسی 52:57 ابزارهای تحلیل نقش راویان در نحوۀ انتقال(شفاهی یا مکتوب) 54:37 نقدهای سیاقی 59:33 ابزارهای نقد شکل و فرم روایات 1:01:56 نقد زبانی 1:05:20 وجه استناد به تضعیفات رجالیان در نگاه واقع‌گرا @Gholow