نقد مطلقانگاری در صحت سند
گاهی روایتی سندی ظاهراً صحیح دارد و بر اساس مبانی مکتب حله «صحیح» ارزیابی میشود، اما در واقع سند دچار اختلالاتی است و اتصال واقعی ندارد. عالمان قدیم در برخی موارد به ضعف پارهای از روایات نقلشده از ثقات اشاره کردهاند، ولی غالباً تنها اشکالی در محتوا (ناهمسویی با کتاب و سنت یا شهرت) ذکر کردهاند و معمولاً از دلیل وقوع این خلل در سندی از ثقات بحث نکردهاند (برای چند نمونه از تهذیب، نگر: ملکیان، التحلیل الفهرستی، ص۲۲-۲۳). در دوران اخیر نیز در نمونههای اندکی که برخی عالمان به نقد تفصیلی اصالت برخی از روایات اصطلاحاً صحیح السند پرداختهاند، تنها به احتمالاتی مانند وقوع دس در سند بسنده کردهاند (برای نمونه، شوشتری، الأخبار الدخيلة، ج1، ص120؛ ج3، ص315).
از نمونه اشکالات در اسنادِ ظاهراً صحیح میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. ارسال خفی به سبب:
الف. رویکرد نقل مرسل از طبقات نزدیک
راویان متقدم همیشه در مقام یک محدث مدقق فعالیت نمیکردهاند که تنها اسناد متصل و همراه با سماع ارائه دهند؛ بلکه روایتگری برخی از آنان گاهی از سنخ مرسلنگاریهای آثار فقهی یا کلامی بود. به تعبیری چنانکه عالمانی مانند شیخ صدوق (م 381ق) و شیخ مفید (م 413ق) در آثارشان در موضوعات مختلف رویکردهای مختلفی از مسندنگاری و نقل مرسل داشتهاند، برخی راویان متقدمتر نیز همیشه در مقام نقل مسند نبودهاند. اما اگر ارسال در طبقات نزدیک به معصوم و از سوی صحابیان امامان (و پیش از شکلگیری اسناد معنعن) باشد، به اندازه طبقات متأخرتر آشکار نیست (درباره این رویکردهای گوناگون، نگر: «علل حدیث و اثر رویکرد تاریخی به منابع». برای نمونهای از این دست: سرباز، «واکاوی نقلهای هشام بن سالم از امام صادق (ع) با توجه به سبک دفاتر حدیثی او»).
ب. سقط واسطه ضعیف یا تعابیر ارسال
این امر میتواند به سبب اختصارگرایی باشد (مانند حذف تعابیر ارسال از اواخر برخی اسناد کتاب من لا یحضره الفقیه که بر خلاف نقصان اوایل اسناد، ارسالش جلی نیست. نگر: ملکیان، تأملات حول الکتب الأربعة، ص326-329)، یا به دلایل دیگر از جمله اختلالات نسخ، تدلیس و... (مانند مثال افتادگی نام ابوالخطاب: بصائر الدرجات، ص۵۱۵، ح۳۹. قس: تفسیر القمی، ج۲، ص۴۲۶).
۲. سقط واسطه متهم یا ناشناس به گمانه دسترسی به نسخه معتبر
برای نمونه، شیخ حر عاملی (م 1107ق) در اثبات الرجعة و الإثنی عشریة، اسناد جعلی میرلوحی در کفایة المهتدی و حدیقة الشیعة را که ظاهر صحیحی دارند و به برخی آثار اصحاب متقدم منسوب شدهاند، نقل کرده، و به اشتباه چون گمان کرده این روایات نسخه صحیحی از قدما دارد، همان سند صحیح قدمایی را آورده و از ذکر نام واسطه متهم (مؤلف حدیقة الشیعة و کفایة المهتدی) غفلت کرده است (نگر: عادلزاده، «نقش میرلوحی سبزواری در پیدایش مختصر اثبات الرجعة منسوب به فضل بن شاذان»، ص9-13).
۳. خلط و تسری اسناد
گاهی سند صحیح حاصل تسری و خلط است. نمونه: طوسی، تهذیب الأحکام، ج۸، ص۷۶، ح۱۷۳ از الکافی به سند صحیح: «... یَجوزُ طَلَاقُ الصَّبِیِّ إِذَا بَلَغَ عَشْرَ سِنِین». اما در الکافی، ج۶، ص۱۲۴، ح۴ این سند مرسل است و سند تهذیب مربوط به روایت پیشین آن است.
شکل پرتکراری از تسری نیز «معلق پنداشتن خبر مرسل» است. بدین صورت که گاهی گمان میشود که نقصان سند در خبری، به خاطر ارسال نیست، و بخش مکمل سند آن در روایات قبل مطرح شده است؛ در حالی که خبر واقعاً مرسل است. (نگر: اکبری و قندهاری، «نقش تسرّی اِسناد در انتسابهای اشتباه منابع متقدّم شیعی»، ص194-196)
۴. ادراج
برای نمونه: در الکافی، ج۱، ص۲۷۰، ح۲ در روایتی درباره علم امام و تحدیث، به سندی از امام سجاد (ع) که همه راویانش توثیق دارند، در میانه گزارش آمده: «فَقالَ لَهُ رَجُلٌ یُقالُ لَهُ عَبْدُ اللَّهِ بنُ زَیْدٍ...» و مطلب مرتبطی درباره تحدیث الهی گزارش میکند. سپس در آخر روایت آمده: «فَقالَ هِیَ الَّتِی هَلَکَ فیهَا أبو الخَطَّابِ فَلَمْ یَدْرِ مَا تَأوِیلُ المُحَدَّثِ وَ النَّبِیّ.»
شیخ محمدرضا جعفری (م 1431ق) در اینجا تذکر میدهد که در واقع فراز عبدالله بن زید برادر رضاعی امام سجاد (ع) سند جدیدی است. ایشان به خبر مشابهی را شاهد ترکیب دو خبر میگیرد که فراز عبدالله بن زید را ندارد (بصائر الدرجات، ص۳۲۰، ح۴). اشکال دیگری نیز در این خبر وجود دارد: هلاک ابوالخطاب در دوران امامت امام صادق (ع) بوده، ولی در اینجا از امام سجاد (ع) روایت شده که او هلاک شده است! جعفری با بحث از نمونه روایات مرتبط درباره مغیرة بن سعید (بصائر، ص۳۲۴، ح۱۳)، وجهی را در این خلط ذکر میکند (جعفری، تعلیقات کافی، ص۱۱۲).
برای نمونههای دیگر از ادراج در اخبار صحیح: طوسی، تهذيب الأحكام، ج10، ص264 خبر دیه سماعه؛ دلبری، «ادراج در متن حدیث- انواع، عوامل و پیامدهای آن»، ص49 صحیحۀ حلبی.
@Gholow
۵. تصحیف
مثلاً گاهی مؤلفان «عمّن رواه» را «عن زرارة» خواندهاند (برای نمونه: قصص الأنبیاء، ص۱۰۹. قس: الکافی، ج۸، ص۳۹۲، ح۵۸۹؛ علل الشرائع، ج۱، ص۳۵، ح۵).
۶. اختلالات فهرستی در سند ظاهراً صحیح
مانند دفتر منفرد منسوب به ابن عقده از علی بن فضال از پدرش که احتمالاً در اجازات آن خللی رخ داده است، و برخی مطالب نادرست نیز به این طریق به ظاهر صحیح گزارش شده است (نگر: نجاشی، الرجال، ص258).
تعلیق اسانید به اجازات، بدون وجود سماع متصل نیز اشکالات مرتبطی رقم میزند. یعنی اینکه اسناد ناقص را با اجازات متأخر متصل میکنند بدون اینکه سماعی در همۀ طبقات در کار باشد. این مورد در میان قدما خاصه تا نیمه قرن چهارم کمرنگتر است. در حالی که از قرن ششم به بعد، علما با ترکیب اسناد و اجازات، اسناد زیادی ارائه دادهاند و توجه نداشتهاند که این ترکیبها درست نیست.
۷. امکان بازبینی برخی توثیقات
همچنانکه قدما در برخی از جرح و تعدیلها اختلاف داشتهاند، در رویکرد قرینه محور تاریخی، ممکن است قرائن برای اعتماد به وثاقت یک راوی که تنها کس خاصی از گذشتگان او را توثیق کرده است، کافی نباشد، بلکه گاهی حتی قرائنی تازه در عدم وثاقت یافت شود. (برای نمونه نقد استاد مددی بر توثیق «احمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی» از سوی شیخ صدوق)
۸. دس و جعل اسناد صحیح در نسخ (بدون ذکر نام جاعل در اسناد)
این گونه از تولید اسناد اصطلاحاً صحیح، تفاوتی ماهوی با موارد پیشین دارد. نمونهای شاخص از این دست، اسناد صحیحی است که میرلوحی به عنوان اسنادی در آثار مؤلفان متقدم نخستین ارائه داده، ولی نام خود او هم در بیشتر این آثار مجعول ادعایی نیست (عادلزاده، «نقش میرلوحی سبزواری در پیدایش «مختصر اثبات الرجعة منسوب به فضل بن شاذان»؛ «میرلوحی سبزواری و جعل دو کتابِ انیس المؤمنین و کفایة البرایا»). از نمونههای کهن، شاید از محتملترین نمونهها، بسیاری از اسناد صحیح تفسیر منسوب به قمی باشد که مطالب منکر (مانند معاصی انبیا) را به بهترین اسناد نسبت میدهد، و با تخریج برخی از این متون منکر در دیگر منابع معلوم میشود این روایات در دیگر منابع اسناد ضعیفِ کاملاً متفاوتی دارند.
▪️این نکته را باید در نظر داشت که همۀ این مشکلات علل الحدیثی لزوماً شایع و پرمثال نیستند، و چنین نیست که کارکرد روش سنتی در تصحیح اسناد به صورت حداکثری با مشکل مواجه شود. از جهت تاریخی قابل توجه است که روش اعتبارسنجی مکتب حله از سدۀ هفتم مبتنی بر محوریت جرح و تعدیل رجالیان قدیم دربارۀ رجال اسناد در عصر خود گامی رو به جلو بود که به اعتبارسنجی انضباط نسبی بخشید. در حالی که برای استنادات و گزینشهای منابع حدیثی امامیه در قرن ششم و تا حدی پیش از آن، معیارهای اعتبارسنجی دقیق کمتر شناختهشده است.
با این همه این رویکرد سندگرای گواهیمحور کاستیهای مهمی دارد که مهمترین آن جای خالی بهرهوری از ابزارهای اجتهادی سندی، متنی و مضمونی در اصالتسنجی است. گذشته از این کمبود، در نگاه تاریخی واقعگرا به قضاوتهای این روش نیز نمیتوان نگاه تأییدی مطلق داشت. باید دقت کرد که برخی محورها مانند کشف روش روایتگری راویان و فحص از قرائن موردی اخبار ضروری است، و نمیتوان به تعبیر کلی صحت یا ضعف اصطلاحی سند اکتفا کرد.
گفتار مرتبط: محدودیتهای اعتبارسنجی راوی محور سنتی
@Gholow
قربانی زرین، احمد بن محمد بن خالد برقی در آیینه المحاسن لسان صدق- ش1، تابستان 1391ش.pdf
حجم:
369.9K
«احمد بن محمد بن خالد برقی در آیینه المحاسن»
قربانی زرین، لسان صدق، ش1، تابستان 1391ش
در اين تحقيق پس از کاوشي درباره شخصيت احمد بن محمد بن خالد برقي و پدر وي محمد بن خالد در کتب رجال و فهرست و همچنين بررسي اسناد بخش بر جاي مانده از کتاب المحاسن در مقايسه با اسناد الکافي نتيجه گرفته مي شود که برقي پسر از جمله ثقات و معتمدين در امر حديث بوده است و نقل زياد او از ضعفاء حداقل در بخش بر جاي مانده از المحاسن بازتاب چنداني ندارد. همچنين مجموعه کتب المحاسن در زمره منابع معتبر حديثي بوده و کاهش يا نقصان منقول در آن به کمي يا زيادي تعداد کتابهاي آن ارتباط دارد و نه تغيير در متن آنها. از ديگر سو مقايسه ميزان نقل برقي از مشايخ در دو کتاب المحاسن و الکافي مي تواند نشانه اي بر اصالت بخش بر جاي مانده از المحاسن تلقی گردد.
@Gholow
🌐 فهارس
پایگاه جامع نسخههای خطی
https://fahares.net/
جستوجو در فهرست نسخههای خطی و دسترسی به اطلاعات نسخ
@gholow
https://eitaa.com/amir_al_momenin_majales_hadis
مجالس حدیثی، حاوی جلسات حدیثی استاد سید محمدکاظم طباطبایی و استاد محمد کاظم رحمان ستایش
مواجهه اجتهادی با قرائن جرح و تعدیل، بخش۱ قرائن گواهیمحور.opus
زمان:
حجم:
13.2M
مواجهه اجتهادی با قرائن جرح و تعدیل
بخش۱: قرائن گواهیمحور
🎙عمیدرضا اکبری
01:02 مقایسه رویکردهای عملگرا و واقعگرا در اعتبارسنجی روایات
8:54 ضرورت واقعگرایی
13:51 ثمرات و لوازم رویکرد واقعگرا
ترجیح:
- فحص از جمیع جهات ضعف و قوت > اصول پیشینی
- قرائن خاص > قرائن عام
- قرائن موردی > تخصص قضاوتگر دربارۀ نمونههای کهن و معاصر> مصاحبت/صداقت/حسن مذهب و ظاهر/پرکاری قضاوتگر
- نقش ادامه سند راوی (شامل الگوها و طبقات و شاخصههای اسناد و متون) > نقش راویان از او در ارزیابی حال او
47:06 قرائن گواهیمحورتر در اعتبارسنجی
مقدمه: تشابه جرح و تعدیل در اجتهادی بودن ← اهمیت قرائن و تخصص (تحلیل متن، فحص و سوگیری)
- احادیث دربارۀ راویان (مزایا و چالشها)
- اقوال پیشینیان
- شهرت (ریشه انواع و طبقه)
- وجاهت، مباشرت، حسن/ سوء ظاهر عملی/ وکالت (حیطه و مدت)
- روایت ثقات/ شیخوخت.
@Gholow
مواجهه_اجتهادی_با_قرائن_جرح_و_تعدیل۱،_قرائن_تحلیلیتر،_اکبری.mp3
زمان:
حجم:
19.8M
مواجهه اجتهادی با قرائن جرح و تعدیل
بخش۲: قرائن تحلیلیتر
🎙عمیدرضا اکبری
03:04 بررسی مضمونی کلامی |عرضه و غلبۀ کارکرد سلبی
15:57 نقد تاریخی
18:48 نقد توأمان اسناد-متن و مرور مختصر مبنای آن
← 25:25 پاسخ به برخی ابهامات
← 31:18 انواع کارکرد تشابه و اختلاف الفاظ روایات مرتبط در اصالتسنجی
39:34 الگوهای اسناد و مقایسۀ اسناد و منابع راوی
47:27 ابزارهای روایتشناسی
52:57 ابزارهای تحلیل نقش راویان در نحوۀ انتقال(شفاهی یا مکتوب)
54:37 نقدهای سیاقی
59:33 ابزارهای نقد شکل و فرم روایات
1:01:56 نقد زبانی
1:05:20 وجه استناد به تضعیفات رجالیان در نگاه واقعگرا
@Gholow
غلوپژوهی | درایات
مواجهه اجتهادی با قرائن جرح و تعدیل بخش۱: قرائن گواهیمحور 🎙عمیدرضا اکبری 01:02 مقایسه رویکردهای عم
رویکردهای کلی به اعتبارسنجی
در دو سوی یک طیف
@Gholow