در مسیرش بودم ؛ اما همه چیز از دست رفته بود، از دست رفتنی زیبا!
فرصت بود نه تهدید ، درد داشت اما زخم ها را التیام میداد !
سوز ناک بود ، به سوز ناکی آن شعله امید که تازه از نو پا گرفته!
او مرا می کشاند ، هول میداد ، مهم نبود که چقدر بد و سخت این کار را میکرد مهم آن بود که مرا به حرکت وامیداشت!
دست رو شونه خودم میزارم، و با جمله نترس هیچکس اتفاقی براش نیفتاده خودمو دلداری میدم
امید ، انتقام، آرزو و چشمم را به موشکی میبندم که حین برگشتن از مسجد او را در آسمان دیدم
هدایت شده از رسانهمردمی | اینترپشمام
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصویر غم انگیز از جنایت امروز در مدرسه دبستان میناب
- @Inter_PaShmam |