دوپلکس فرانسوی از کلایو انگلیسی شکست خورده بود؛ اما جاه طلبیهای او هنوز به پایان نرسیده بود. دکن بزرگترین منطقه جنوبی هند که چهل میلیون نفر جمعیت داشت در آتش اختلافات داخلی میسوخت. حاکم دکن از دنیا رفته بود و بر سر جانشینی او جنگ در گرفته بود. دوپلکس فوراً وارد ماجرا شد و با یکی از مدعیان پیمان اتحاد بست و سربازان و توپخانه خود را در اختیار او گذاشت نیروهای متحد پیروز شدند. هم پیمان دوپلکس بر تخت حکومت دکن تکیه زده بود؛ اما برای ادامه حکومت به حمایت دوپلکس نیاز داشت. اکنون حکومت دکن تحت الحمایه و گوش به فرمان فرانسویها بود فرانسویها در جنگ کارناتا منطقه ای در جنوب شرقی هند نیز دخالت کردند و حاکم این منطقه را هم تحت حمایت خود درآوردند. اکنون وسعت مناطقی که تحت تسلط شرکت هند شرقی فرانسه بود دوبرابر مساحت کشور فرانسه بود با جمعیتی چند برابر جمعیت این کشور.
#داستانک
#سرگذشت_استعمار
✍️ نویسنده : مهدی میر کیایی
─━━━━━⊱🌼⊰━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
🔶🔸مردی که خدای باران را تحقیر کرد
رابرت کلایو پس از مدتی فرمان جدیدی را از انگلستان دریافت کرد. او باید به کارناتا حمله میکرد. این منطقه تحت حمایت فرانسویها بود اما کلایو در زمانی حمله اش را آغاز کرد که هیچ نیروی نظامی فرانسوی از کارناتا دفاع نمی کرد.
نیروهای کلایو مرکز کارناتا را در محاصره گرفتند، اما در همین زمان وضع هوا دگرگون شد رگبار بسیار شدیدی در گرفت. رگباری که میتوانست ذخیره باروت توپهای انگلیسی را مرطوب و نابود کند.
بومی ها تصور کردند که خدای باران بر مرد انگلیسی خشم گرفته و او این پیام را دریافت کرده و از همان راه باز خواهد گشت اما کلایو با آنکه باران را بداقبالی بزرگی میدانست از تصمیم خود منصرف نشد. بومی هایی که از قلعه دفاع میکردند هنگامی که متوجه شدند این مرد عصبانیت خدای باران را به هیچ گرفته و او را تحقیر کرده است از قدرت او دچار ترس شدند و پا به فرار گذاشتند شهر بدون آنکه حتی یک تیر شلیک شود به دست انگلیسی ها افتاد.
ادامه 👇🏻👇🏻👇🏻
#داستانک
#سرگذشت_استعمار
✍️ نویسنده : مهدی میرکیایی
─━━━━━⊱🌼⊰━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
فتح کارناتا به دست انگلیسیها فرانسوی ها و رئیس مغرورشان دوپلکس را به شدت عصبانی کرد. دوپلکس به سرعت دستور داد تا نیروهای تحت فرمانش شهر تریشی نوپولی را که در اختیار شرکت هند شرقی انگلیس بود تصرف کنند مدافعان انگلیسی سرسختانه از شهر دفاع میکردند محاصره شهر طولانی شد و سرانجام فرانسویها عقب نشینی کردند؛ اما دوپلکس نمیتوانست از اندیشه تصرف شهر صرف نظر کند به همین دلیل از پاریس تقاضای پول و سرباز کرد. پولی که دوپلکس برای درگیری های نظامی با انگلیسیها در هند خرج میکرد سهامداران شرکت هند شرقی فرانسه را عصبانی کرده بود آنها به اهمیت تلاشهای دوبلکس پی نبرده بودند و تأکید میکردند که ما تجارت میخواهیم نه کشورگشایی مدیران شرکت به دوپلکس پیام میدادند که ما چند مرکز و بندر تجاری میخواهیم نه کشوری پهناور
گروهی از نویسندگان فرانسوی هم با نارضایتی از کشمکشهای هندوستان این درگیریها را جنگ تجار نام گذاشته بودند و به دربار فشار می آوردند که از این رویارویی ها کنار بکشد
دربار انگلستان هم که حتی لحظه ای را در ارسال اسلحه و سرباز برای شرکت انگلیسی از دست نمیداد دائماً برای دربار فرانسه پیغام میفرستاد که رفتار و سیاستهای دوپلکس در هند بالاخره به جنگی کامل بین دو کشور منجر خواهد شد پادشاه فرانسه هم که خواهان صلح بود تذکر دربار انگلیس را جدی میگرفت. همه این حوادث باعث شد دربار فرانسه دوپلکس را از سمتش برکنار و به فرانسه احضار کند.
دوپلکس در فرانسه خواهان دریافت مبالغ هنگفتی شد که از شرکت هند شرقی فرانسه طلب داشت. اما رسیدن به این ارقام کلان به این آسانی ها نبود.
دوپلکس ده سال به دنبال مدیران کمپانی دوید اما دستش به جایی نرسید و سرانجام مردی که فاتح سرزمینی دوبرابر وسعت کشورش بود در فقر و تنگدستی درگذشت.
دربار فرانسه مردی به نام گودهو» را به جای دوپلکس به هندوستان فرستاد گودهو موافقت نامه ای را با انگلیسیها امضا کرد که در نهایت به نفع شرکت هند شرقی انگلستان تمام میشد.
پس از این انگلیسیها و مأمور برجسته آنها رابرت کلایو با خیال راحت تری به توسعه نفوذ خود در هند مشغول شدند؛ اما اختلافات و رقابتهای آنها با فرانسوی ها هنوز پایان نیافته بود؛ گویی جنگ بزرگی لازم بود تا سرانجام کار را به نفع یک طرف یکسره کند.
#داستانک
#سرگذشت_استعمار
✍️ نویسنده : مهدی میرکیایی
─━━━━━⊱🌼⊰━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
🔶🔸زورآزمایی در دوسوی جهان
انگلیسیها که در هند پنجه در پنجه فرانسوی ها انداخته بودند توانستند موقعیت بهتری را به دست آورند؛ اما نگرانیهای آنها در آمریکا روز به روز بیشتر می شد.
مناطقی که در دست فرانسویها بود بسیار وسیع تر از مهاجرنشینهای انگلیسی بودند از سویی مستعمرات فرانسوی تقریباً کوچ نشینهای انگلیسی را در حلقه گرفته بودند و هر ساعتی که اراده میکردند
میتوانستند ارتباط آنها را با جهان پیرامون قطع کنند. فرانسوی ها که اکتشافات خود را از شمالی ترین نقاط آمریکا آغاز کرده بودند و فرانسه نو را در کانادا بنیاد گذاشته بودند به تدریج به سوی جنوب و جنوب غرب پیش میرفتند فرانسویهایی که به دنبال یافتن سرزمینهای نو در آمریکا بودند بیشتر از سه گروه تشکیل میشدند شکارچی ها که معمولاً دنبال پوست خز بودند مبلغان مذهبی که تلاش میکردند سرخپوستها را به مسیحیت دعوت کنند و بازرگانانی که توتون چرم و طلای این مناطق آنها را جذب کرده بود.
اکنون پیشرفت فرانسویها انگلیسی ها را بسیار نگران کرده بود یکی از فرمانداران مهاجرنشینهای انگلیسی در آمریکا به حکومت انگلستان نوشت. اگر شما دشتی را که در غرب کوهستان آلهگانی واقع است تصرف نکنید فرانسویها تمام سیزده کوچ نشین را دچار خفقان خواهند کرد.
انگلیسی ها نقشه هایی از آمریکا تهیه کرده بودند که در آنها سرزمینهای متعلق به انگلستان و فرانسه مشخص شده بود انگلیسی هایی که این نقشه ها را میدیدند دچار وحشت و حسادت می شدند. دشتهای پهناوری در اختیار فرانسوی ها بود؛ در حالی که انگلیسی ها نوار باریکی را در ساحل اشغال کرده بودند. این نقشه ها دقیقاً برای برانگیختن همین احساسات و تحریک انگلیسیها علیه فرانسوی ها تهیه شده بودند.
#داستانک
#سرگذشت_استعمار
✍️ نویسنده : مهدی میرکیایی
─━━━━━⊱🌼⊰━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
🔶️🔸️جنگ هفت ساله
انگلیسیهابرای آغاز جنگ عجله داشتند. آنها بدون آنکه به فرانسویها اعلان جنگ بدهند گروهی ازکشتیهای این کشور رادر سواحل آمریکا درسال ۱۷۵۶ میلادی توقیف کردند و جنگی را آغاز کردند که به مدت هفت سال درآمریکا هندوستان و دریای مدیترانه و دریای مانش ادامه پیدا کرد.
جنگ روی دریا با برتری انگلیسیها پیش میرفت فرانسویها ۴۵ کشتی وانگلیسیها ۳۴۵ کشتی روی آب داشتند؛هرچند که در مرحله ای ازجنگ اسپانیا هم به پشتیبانی ازفرانسه با انگلیس درگیر شد. فرانسه نخست سه هزار سرباز را به فرماندهی سرداری به نام لالی» «تولاندال به هندوستان اعزام کرد.لالی که در جنگ فقط به خشونت معتقد بود هندیها را تحقیر میکرد و آنها را«سیاهان فرومایه میخواند هوش اندک سردار فرانسوی و رفتار زشت او با بومیها همۀ طوایفی را که در سالهای قبل دوپلکس با فرانسه متحد کرده بود به شورش علیه او واداشت.او که دژ انگلیسیها را در مدرس محاصره کرده بود درجنگ باهندیها و انگلیسیها تلفات سنگینی داد، از آنجا عقب نشست و با هفتصدسربازی که برایش باقیمانده بود در بندر «پوندیچری» پناه گرفت انگلیسیها پوندیچری را محاصره کردند. لالی پنج ماه در قلعه این شهرمقاومت کرد؛ اما هنگامی که از رسیدن نیروهای کمکی ازفرانسه ناامید شد، پرچم تسلیم را بالا برد.
شکست درپوندیچری به معنای شکست نهایی فرانسه از انگلستان در هند بود لالی در فرانسه به خیانت به شاه کشور و شرکت هندشرقی فرانسه متهم شد و به سوی چوبه دار رفت.
ادامه 👇👇👇
#داستانک
#سرگذشت_استعمار
─━━━━━⊱🌼⊰━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
در قاره آمریکا، انگلیسیها از سویی باید کوچ نشینهای فرانسوی را که در همسایگی مهاجرنشینهای انگلیسی بودند تصرف کنند و از طرفی سرزمین وسیع کانادا را آنها با گرد آوردن شصت هزار سرباز آماده رسیدن به اهداف خود بودند. اما نیروهای فرانسوی روی هم رفته ده هزاروسیصد نفر بودند.
فرانسویها با همین افراد باید از هزارو پانصد کیلومتر مرز و بیست قلعه محافظت میکردند.
محاصره دریایی انگلیسیها اجازه نمیداد که گوشت و گندم به کانادا برسد به همین علت قحطی و گرسنگی در میان فرانسویها آنها را به خوردن گوشت اسبهایشان مجبور کرده بود.
محاصره دریایی انگلیسیها اجازه نمیداد که گوشت و گندم به کانادا برسد به همین علت قحطی و گرسنگی در میان فرانسویها آنها را به خوردن گوشت اسبهایشان مجبور کرده بود.
سردار فرانسویها در کانادا مردی به نام «مون کالم بود که توانست با همین سربازان اندک به پیروزیهای چشمگیری در برابر انگلیسیها برسد. او در یکی از جنگهایشان با یک نیروی سه هزار نفری در برابر بیست و پنج هزار انگلیسی به پیروزی رسید. اما موفقیتهای مون کالم موقتی بود. انگلیسیها در جبهه های دیگر پی درپی به پیروزی دست مییافتند و بالاخره توانستند کانادا را از دست فرانسویها خارج کنند جنگ دریایی در مدیترانه و مانش هم با برتری انگلیسیها که کشتیهای بیشتری داشتند پایان یافت. پس از شکست های پی درپی فرانسویها در فوریه ۱۷۶۳ میلادی حاضر شدند معاهده صلحی را با انگلیسیها در پاریس امضا کنند. پادشاه فرانسه تمام کانادا و همهٔ مناطقی را که در ساحل غربی رودخانه میسیسیپی در اختیار داشت به انگلیسیها واگذار کرد.
فرانسه از تمام ادعاهایش در هندوستان هم صرف نظر کرد و تنها پنج شهر در دست فرانسه باقی ماند پوندیچری شاندرناگوار ،کاریکال یانائون و ماهه پیروزی انگلستان در جنگ هفت ساله آغاز ظهور انگلستان به عنوان یک قدرت جهانی بود. اکنون آنها میتوانستند از منابع و ثروت هند و آمریکا بیشترین بهره را ببرند و از این اندوخته برای ورود به سرزمینهای تازه تر و بهره برداری از منابعی باز هم غنی تر استفاده کنند.
#داستانک
#سرگذشت_استعمار
─━━━━━⊱🌼⊰━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
🔶️🔸️ شما باید توتون بکارید !
جمعیت مهاجران انگلیسی زبان روز به روز در آمریکا بیشتر میشد و اکنون نیازهای جدیدی را احساس میکردند.
هنگامی که نماینده ای از طرف دولت انگلیس راهی آمریکا شد، یکی از مهاجران که در قاره نوکشاورزی
میکرد از او خواست که در ویرجنییا دانشگاهی تأسیس شود چون در اینجا هم افراد باهوش و مستعد بسیارند.
نماینده دولت از درخواست این مرد به شدت خشمگین شد و فریاد کشید: افراد باهوش؟ در بین شما؟ این خیلی مسخره است. شما فقط باید توتون بکارید و
بس!»
دولت انگلیس مهاجران را برای برداشت هرچه بیشتر از منابع آمریکا به این کشور اعزام کرده بود و اجازه نمیداد آنها فعالیت دیگری جز کار مداوم کشاورزی و استخراج معادن داشته باشند.
هر کوچ نشین را حاکمی که شخص پادشاه انگلیس او را معین کرده بود اداره میکرد کوچ نشینها محصولات خود مانند توتون ،شکر چوب و قطران را فقط باید به انگلستان صادر میکردند. قیمت این محصولات را هم دولت انگلیس معین می.کرد آنها باید کالاهای خود را فقط با کشتیهای انگلیسی حمل میکردند و خریدهایشان را هم فقط باید از بازارهای انگلیس انجام میدادند.
ادامه👇👇👇
#داستانک
#سرگذشت_استعمار
─━━━━━⊱🌼⊰━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
آنها حق نداشتند هیچ کارخانه ای را در زمینهای خود تأسیس کنند؛ مخصوصاً کارخانه هایی شبیه کارخانه های پارچه بافی که در انگلستان وجود داشت. مهاجرنشینها کاملاً به انگلستان وابسته نگه داشته میشدند و کاری جز تولید مواد خام مورد نیاز انگلستان و مصرف محصولات انگلیسی نداشتند.
ویرجینیا قدیمیترین و ثروتمندترین مهاجرنشین انگلیسی در آمریکا بود سالی یک بار ناوگان عظیم انگلستان برای حمل توتون به ویرجینیا اعزام میشد کشتیها در مسیر رودخانههای بزرگ و عمیق حرکت میکردند و در کنار مزارع توتون لنگر میانداختند. کشتیها حامل هرنوع محصولی بودند که برای زندگی مهاجران لازم بود و خودشان اجازه نداشتند تولید کنند.
این رفتارهای انگلستان بالاخره مهاجرنشینهای انگلیسی را در آمریکا به تنگ آورد آنها با هم متحد شدند و جنگی را برای استقلال از انگلستان آغاز کردند؛ جنگی که در آن یک متحد پنهانی هم داشتند: فرانسه. کمک فرانسه به مخالفان انگلستان در آمریکا در آغاز پنهانی بود هنگامی که در سال ۱۷۷۶ میلادی نماینده ای از طرف آمریکاییها به فرانسه آمد، یکی از شخصیتهای دربار فرانسه به او نوشت: ما پنهانی یک میلیون لیور به شما میدهیم و سعی میکنیم به همین اندازه هم از اسپانیاییها برای شما بگیریم. شما با این مبلغ یک شرکت بازرگانی تأسیس میکنید و اسلحه، مهمات و هر چیزی را که در جنگ لازم دارید خریداری میکنید. پس از پیروزی یا پول را برمی گردانید و یا اجازه میدهید ما از زمینهایتان بهره برداری کنیم.
کمکهای فرانسویها به این مقدار محدود نشد. آنها در سالهای بعد مبالغ بسیار بیشتری را به آمریکاییها پرداخت کردند سپس افرادی را جهت جنگ در کنار آمریکاییها به آن سرزمین اعزام کردند. فرانسویها حتی پای اسپانیاییها را هم به این جنگ باز کردند و نیروی دریایی دو کشور در مقابل نیروی دریایی انگلستان در سواحل آمریکا صف آرایی کردند. کمکهای فرانسه به آمریکا برای به زانو درآوردن انگلستان به یک میلیارد لیور رسید و سرانجام آمریکایی ها استقلال خود را از انگلستان به دست آوردند با قرارداد صلحی که در سال ۱۷۸۳ بین انگلستان و آمریکا امضا شد فرانسویها احساس کردند انتقام جنگ هفت ساله را گرفته اند.
انگلستان آمریکا را از دست داده بود اما هنوز
بسیاری از نقاط جهان را در اختیار داشت. همچنین تجارتش را با آمریکاییها قطع کرد.
#داستانک
#سرگذشت_استعمار
─━━━━━⊱🌼⊰━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
🔶️🔸️جنگ گوش جنکینس
انگلیسیها چند سال پیش از آنکه فرانسویها را در جنگ هفت ساله از پا درآورند با اسپانیاییها وارد نبردی سرنوشت ساز شدند این نبرد به جنگ گوش جنکینس» مشهور شد.
«جنکینس»، ناخدایی انگلیسی بود که بین سواحل انگلستان آفریقا و آمریکا رفت و آمد میکرد. اسپانیایی هایی در یکی از سفرهای جنکینس به سواحل آمریکا به کشتی او ریختند و اجناس موجود در کشتی را غارت کردند. هنگامی که ناخدای انگلیسی تلاش کرد در برابر اسپانیاییها مقاومت ،کند ضربه شمشیر یکی از آنها یکی از گوشهای جنکینس را قطع کرد و روی کف عرشه انداخت جنکینس دست از مقاومت کشید گوشش را از روی عرشه برداشت و آن را در قوطی کوچکی گذاشت.
گوش جنگینس به مرور به جسم خشکیده بی شکلی تبدیل شد؛ اما او به هرکس که میرسید، مخصوصاً اگر فرد
با نفوذی در حکومت انگلستان ،بود در قوطی را باز میکرد و گوش خشکیده را به او نشان میداد و از ظلم اسپانیایی ها به دریانوردان انگلیسی شکایت میکرد گروهی از سیاستمداران انگلیسی که در پی جنگ با اسپانیایی ها بودند پای ناخدای گوش بریده را به پارلمان انگلیس باز کردند. جنکینس در پارلمان یک بار دیگر گوش خشکیده خود را از قوطی بیرون کشید و به نمایندگان نشان داد و بعد انتقام ظلم اسپانیایی ها را به لطف خدا و وجدان نمایندگان حواله کرد.
ادامه 👇👇👇
#داستانک
#سرگذشت_استعمار
✍️ نویسنده:مهدی میرکیایی
─━━━━━⊱🌼⊰━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
گوش بریده جنکینس جنجال بزرگی در پارلمان به پا کرد و سرانجام سیاستمداران جنگ طلب به هدف خود رسیدند و پارلمان به جنگ با اسپانیا رأی داد. انگلستان در سال ۱۷۳۹ میلادی وارد جنگ با اسپانیا شد؛ جنگی که انگلیسیها نام آن را «جنگ گوش جنکینس» گذاشتند.
انگلستان در این جنگ پیروز شد و توانست نقاطی کلیدی در راههای آبی جهان و همچنین سرزمینهای وسیعی در آمریکا را از چنگ اسپانیا بیرون بکشد. قراردادی که در پایان این جنگ امضا شد به معاهدهٔ اوترخت» مشهور شد انگلستان طبق این پیمان تنگه جبل الطارق را که اقیانوس اطلس را به دریای مدیترانه وصل میکند از اسپانیا .گرفت انگلیسیها با در اختیار داشتن جبل الطارق توانستند قدرت دریایی خود را بیش از پیش توسعه دهند. این تنگه هنوز هم در تصرف انگلستان است. انگلیسیها طبق همین پیمان خلیج هودسن را در آمریکا از اسپانیاییها گرفتند و اجازه پیدا کردند برده هایی را که در آفریقا به اسارت میگرفتند در آمریکای تحت تسلط اسپانیا بفروشند.
کم بودن نیروی کار در آمریکا باعث شده بود زمینداران و صاحبان معادن به شدت به برده ها نیاز داشته باشند و اسپانیاییها در حقیقت به انگلیسیها اجازه داده بودند تجارت بسیار پرسودی را در زمینهای تحت تصرف آنها به راه بیندازند انگلیسیها همچنین اجازه پیدا کردند هر سال یک کشتی تجاری به مستعمرات اسپانیا بفرستند. حکومت و تاجران انگلیسی توقع زیادی از این کشتی که فقط سالی یک بار در سواحل آمریکا لنگر میانداخت داشتند .کسانی که با این کشتی به آمریکا میرسیدند باید وضعیت ،معادن کشاورزی و تجارت این مناطق را خوب بررسی میکردند و این اطلاعات را به دربار و تجار انگلیسی منتقل میکردند؛ آنها در حقیقت جاسوسان انگلیس بودند.
از سویی این کشتی میتوانست دور از چشم اسپانیایی ها مقداری طلا از آمریکا خارج کرده و به انگلستان برساند جاسوسی و حمل و نقل طلا از چشم اسپانیایی ها دور میماند؛ اما انگلیسیها به این هم بسنده نکرده به قاچاق بعضی کالاها به داخل قاره جدید می پرداختند. قاچاق اجناس انگلیسی از چشم تاجران اسپانیایی دور نماند آنها مدعی بودند که با ورود غیرقانونی کالاهای انگلیسی دچار ضررهای هنگفتی شده اند حکومت اسپانیا مجبور شد از ورود کشتی انگلیسی به سواحل آمریکا جلوگیری کند. این بار تاجران انگلیسی به دولت خود شکایت کردند. انگلستان به اسپانیا اعلان جنگ داد و آتش جنگ دوباره بین دو کشور زبانه کشید. این بار هم انگلیسیها توانستند اسپانیا را شکست دهند و جای پای خود را در آمریکا باز هم محکم تر کنند.
#داستانک
#سرگذشت_استعمار
✍️ نویسنده: مهدی میرکیایی
─━━━━━⊱🌼⊰━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
🔶🔸لاک پشت پیر
تا همین چند سال پیش سالهای دهه ۱۹۶۰ میلادی لاک پشت پیری در قصر باکینگهام زندگی میکرد که ملکه انگلستان الیزابت دوم علاقه بسیاری به او داشت. ملکه هرچند وقت یک بار به دیدن این لاک پشت میرفت و به تماشای حرکت بسیار آهسته او روی چمن قصر مشغول میشد بیش از صدوهشتاد سال از عمر این لاک پشت میگذشت و زمانی به کاپیتان جیمز کوک کاشف انگلیسی تعلق داشت. جیمز کوک پسر یک دهقان فقیر انگلیسی بود که همیشه با هیجان داستانهایی را که از ماجراجویان و کاشفان انگلیسی در فتح سرزمینهای جدید نقل میشد دنبال میکرد او در دوازده سالگی شاگرد یک دکان خرازی شد اما همیشه به سفر و دریانوردی فکر میکرد تا آنکه چند سال بعد وارد نیروی دریایی انگلیس شد.
کوک در سال ۱۷۶۸ میلادی با گروهی از دریانوردان انگلیسی عازم دریاهای جنوب شد.
ادامه👇🏻👇🏻👇🏻
#داستانک
#سرگذشت_استعمار
✍️ نویسنده : مهدی میرکیایی
─━━━━━⊱🌼⊰━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
زلاندنو را کشف کرد و بعد به طرف استرالیا به راه افتاد.
استرالیا پیش از این به دست هلندی ها کشف شده بود؛ اما کوک سواحل شرقی این سرزمین وسیع را برای انگلستان فتح و تصرف کرد.
جیمز کوک در یکی از سفرهایش لاک پشت کوچکی را از ساحل گرفت و با خود به کشتی برد. این لاک پشت در تمام سفرهایی که کوک پس از این انجام داد با او بود. کوک جزایر هاوایی را هم کشف کرد و در یکی از این جزایر به دست بومیان کشته شد. ملوانان کوک لاک پشت او را برای ملکه انگلستان بردند. این لاک پشت در قصر باکینگهام ماندگار شد و پادشاهان و ملکه های بعدی انگلستان مراقبت از او را به عهده گرفتند.
تماشای این لاک پشت برای ملکه ها و پادشاهان انگلستان یادآور آخرین اکتشافات دریایی به زانو در آوردن حریفان و چیرگی بر اقیانوسها بود. انگلستان در پایان قرن هجدهم با پیروزی بر فرانسه و شکست اسپانیا در نخستین دور رقابتهای استعماری حریفان را به عقب رانده بود.
اما آنها همچنان در اندیشه پیشروی در هند و تسخیر سرزمینهایی بسیار وسیع و دست نخورده در آفریقا بودند؛ اندیشه ای که ذهن رقیبان اروپایی آنها را نیز مشغول کرده بود و دوران جدیدی را در تاریخ استعمار آغاز میکرد.
#داستانک
#سرگذشت_استعمار
✍️ نویسنده : مهدی میرکیایی
─━━━━━⊱🌼⊰━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯