❣#سلام_امام_زمانم❣
☀️صبحی نو سر زد و زندگی
به برکت نفس های زهرایی شما آغاز شد
و این نهایت امیدواری است
که در هوای یادتان، نفس می کشیم
و در عطر نرگس بارانِ نامتان،
دم می زنیم ...
شکر خدا که در پناه شماییم 🤲
🍃✋ السَّلامُ علیڪَ یا بقیَّةَ اللهِ
یا اباصالحَ المَهدي یا خلیفةَالرَّحمن و یا شریڪَ القران
ایُّها الاِمامَ الاِنسُ و الجّانّ سیِّدے و مَولاے الاَمان الامان
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج✨🕊
سلام دوستان صبحتون مهدوی🌺
✍ @Golchintajrobeh 🎬
( یار مهدیم ) برعکسش کنید چیمیشه؟
هرچی شد بهش عمل کنید 😌🎉🎊
✍ @Golchintajrobeh 🎬
نقل شده جناب شیخ محمد علی ترمذی در ابتدای جوانی با دو نفر از دوستان اهل علمشان قرار میگذارند که برای تحصیل علم به شهر دیگری روند ، شیخ برای گرفتن اجازه نزد مادر میرود اما ایشان رضایت نمیدهند.
شیخ از رفتن منصرف میشود ولی حسرت آموختن علم در قلبش باقی است تا اینکه روزی در قبرستان نشسته بود و به دوستانش فکر میکرد ...
ناگاه پیرمردی نورانی نزدش می آید و میپرسد چرا ناراحتی؟ شیخ شرح حال خود را میگوید. پیرمرد میگوید :
میخواهی من هر روز به تو درس دهم؟
شیخ استقبال میکند و دو سال از محضر ایشان استفاده میکند و متوجه میشود که این پیرمرد جناب خضر میباشد.
روزی جناب خضر به شیخ میگوید : حالا که رضایت مادر را بر میل خود ترجیح دادی تو را به جایی میبرم که برایت موجب سعادت است ...
با هم حرکت میکنند و بعد از چند لحظه به مکانی سرسبز میرسند که تختی در کنار چشمه ای واقع بود و حضرت صاحب الامر بر آن نشسته بودند ...
از شیخ محمد علی پرسیدند : چطور این مقام را بدست آوردی که حضرت خضر تو را درس داده و به زیارت آقا ولیعصر ارواحنافداه مشرف شدی؟
شیخ گفت : آنچه پیدا کردم در اثر دعای مادر و رضایت او بود.
منبع: کتاب شیفتگان حضرت مهدی (عج)
✍ @Golchintajrobeh 🎬
داستان عجیب وصیبت یک پدر.mp3
زمان:
حجم:
4.3M
حتما یه جوراب کهنه پام کنید ..!)
داستان عجیب یک وصــیت !! 😳
#تا_خدا_اینجاست_نگرانی_بیجاست
#همایش_حیات_بهشتی
#امیرحسین_دریایی
✍ @Golchintajrobeh 🎬
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥مصاحبه حامی کوروش کمپانی با خانمهای بیحجاب!
شما قانون حجاب رو رعایت نمیکنین، منم این قانون رو :)
حتما ببینید و منتشر کنید. 👌
✍ @Golchintajrobeh 🎬