هدایت شده از استاد علی صفایی حائری
راه آنجا آغاز میشود که تو تمام میشوی!
🖊محمد، پسر اول من مىخواست به دنيا بيايد و اين تجربهى اول ما بود. نصف شب كه درد به سراغ مادرش آمد با داروهايى كه مىشناختم و با گل گاوزبان و تخم شويد كارسازى نمودم ولى درد زايمان بود و شتاب مىگرفت...
🖊هنوز ساعاتى تا اذان صبح مانده بود مادرم با چند نفر از بستگان به پذيرايى مادر محمد مشغول شدند و مرا از اطاق تبعيد كرد. من از دور فريادها و نالهها را مىشنيدم و زمان بر من كُند مىگذشت
حدود طلوع آفتاب، فريادها ونالهها زيادتر مىشد اما از ولادت، خبرى نبود.
🖊 مادرم را صدا زدم، من آشفته بودم ولى او سرخوش، پرسيدم آيا مشكلى هست؟ جواب داد، كارِ زايمان، طبيعى است، گفتم پس چه وقت فارغ مىشود؟ همه ناله كى كار تمام مىشود؟ خنديد و گفت: تا ناى ناليدن دارد و توان فرياد كشيدن دارد، نمىزايد. آنجا كه درد توانش را گرفت، آن وقت فارغ مىشود...
مدتى گذشت. از ناى افتاد. صداى گريهى محمد بلند شد.
🖊 واين حرف و اين درس را فهميدم كه تا ناى ناليدن دارى و تا آنجا كه توان دارى ولادتى نيست، راه آنجا آغاز مىشود كه تو به پايان مىرسى.
📖🛒 قیام
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
عکس گرفتهام
یک عکس خبری!
خودت هم خوب میدانی
روی زمین که خبری نیست.
خبرها همه در آسمان ست...
#دلنوشتههای_یک_جامانده
@Gozar1404
دیدی وقتی هدیه میدی بهترین تشکر وقتیه که طرف از هدیهت استفاده میکنه؟؟؟؟
تشکر از خدا هم استفاده درست از نعمتهاییه که بهت داده!
که شُکر به زیستن است! نه به زبان راندن!
#یادآوری
@Gozar1404
من از سرمایه عالم همین یک «قلب» را دارم
اگر چیزی دگر مانده است، آن را هم هدر گردان
#فاضل_نظری
به: حضرت حق
از: یک سیده فائزه
خدمت انور حضرت حق
سلام
اينجانب یک عدد سیده فائزهی شما، ساکن چهارمحال و بختیاری (که اینهمه لازم به ذکر نیست، خودتان از تمام آشکار و نهان بنده بیشتر از من واقفید.)
غرض از مزاحمت (که این هم باز دربارهی شما صدق نمیکند چرا که همیشه برای من وقت دارید و البته این مرا خیلی پررو میکند! که هر وقت بخواهم بیایم و هر وقت نخواهم...) اینکه آمدهام بگویم اینجانب از خود ناراضی بوده و خواهان یک تغییر نه، هزار تغییر اساسیِ رو به رشد بوده و صرفا حالا که قرار است تغییر اتفاق بیفتد، بدون درد و بلا باشد! میدانم هیچ تغییری بدون درد نیست، اما پارتی بازی بفرمایید و برای بنده تغییر بدون درد رقم بزنید!
لطفا گوشزد نفرمایین که تغییر رو به رشد، بدون درد اصلا ممکن نیست و اصلا معنا ندارد! لطفا نفرمایید تغییر رو به رشد بدون درد اصلا تغییر نیست!
بندهتان دلش نمیخواهد بشنود!!! که حتی شنیدنش و قبولش برای بنده سخت است!
خیلی هم سخت است.
باتشکر
بندهای با نشانِ اشرف مخلوقات، مخلوقِ لوس و سوگلیِ عالَم و البته جورکِش و دیوانه* عالَم، انسان.
.
*إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا
ایه ۷۲ سوره احزاب
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
#الهی_نامه ۱
@Gozar1404
من فکر میکنم روز شما فقط روز پرستار نیست،
روز دختر هم است، از بس که زینت پدر بودید
روز خواهر هم هست از بس خواهری کردن را بلد بودید
روز مادر هم هست، وقتی هم مادر بچههایتان بودید و هم مادر بردارهایتان
روز معلم هم هست، از بس که ما از شما یادگرفتیم آدم بودن را
روز عالم و دانشمند هم هست از بس که عالم بودید و "عقیله" خطابتان میکردند
روز خبرنگار هم هست از بس که خوب مخابره کردید عاشورا را
روز هنرمند هم هست، از بس خوب بلد بودید از غم، آنهم غم به آن بزرگی که فکر نمیکنم جهان مثلش را دیده باشد، زیبایی ها را بیرون بکشید و "ما رایت الا جمیلا" را یادمان بدهید
روز رزمنده هم هست، از بس که حتی بعد از رفتن برادرتان حسین در خیمهها و در راه ها و در کاخ یزید خوب جنگیدید
شما در یک روز نمیگنجید
هر روز، روز شماست بانو💚
✍️سیده فائزه موسوی
#حضرت_زینب💚
#روز_پرستار
@Gozar1404
گذر 🌱
به: حضرت حق از: یک سیده فائزه خدمت انور حضرت حق سلام اينجانب یک عدد سیده فائزهی شما، ساکن چهارمح
از: حضرت حق
به: سیده فائزه عزیزم
میدانم اهل شعری پس جوابت را ، از زبان بندهام جلالالدین محمد بلخی میدهم:
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شدی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
پ.ن: از آنجایی که آهنگِ سنتی هم دوست داری، در پیوست این نامه، آهنگ همین شعر را برایت میفرستم که بندهام علیرضا قربانی به آهنگی خوش آن را خوانده. گوش بده.
#الهی_نامه ۱
#جوابیه