اباعبدالله
بلاخره روز "برگشتن" رسید.
همان روزی که از اول سفر نگرانش بودم.
و من نمیدانم اگر فعل بازگشتن را برای رفتن به وطن به کار میبرند، آیا من دارم به وطن بازمیگردم یا از وطن؟
وطن احساس تعلق است و من شدیدا به شما تعلق خاطر دارم اباعبدالله
به جایی که شما هستین...
به همین حرمی که از فرط شلوغی نشد دل سیر ببینمش!
همین حرمی که وجب به وجبش روضه و گریهست
.
.
خواستم بگویم شما وطن منید آقا ...
#اربعین_۱۴۰۴
✍سیده فائزه موسوی
@Gozar1404
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
این ده ثانیه یه تیکه از سر وصدای توی شبستان حضرت زهرا توی حرم امیرالمؤمنینه. حدود ساعت ۵ و نیم بعد از ظهر.
عجیبه که خیلی ها توی این سر و صدا غرق خواب بودن.
نمیدونم شما هم تجربهش رو دارین یا نه اما من اولین شبی که بعد از سفر اربعین میخوابم، نصفه شب حتما از خواب میپرم
و تعجب میکنم که اینجایی که هستم خلوته و ساکت!
و بعد که متوجه میشم همه چی تموم شده گریهم میگیره.
عجیبه که سفر اربعین اصلا سفر راحتی نیست! اما اگه یکبار تجربهش کنید، دیگه دلتون نمیخواد حتی یک سال از دستش بدین!
#اربعین_۱۴۰۴
@Gozar1404
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شک نکن
این که در راه کسی که دوستش داری بگویی "من به هیچ دردی نمیخورم" حتما صدای شیطان است...
آدم اگر هیچ هم نداشته باشد
باز هم میتواند به درد بخورد، اگر بخواهد...
آدم اگر بخواهد به درد کسی که دوستش دارد بخورد، شده حتی با یک تکه کارتن هم به دردش میخورد
حتی با یک تکه کارتن ناچیز...
#اربعین_۱۴۰۴
@Gozar1404
لازمه برای کسایی که من رو نمیشناسن بگم که من فارغالتحصیل کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی هستم و حدود ۱۰ ساله که با مسائل مربوط به آموزش زبان درگیرم و در حال حاضر مدرس دانشگاه هستم.
@Gozar1404
خواجه ی انبیا گفت:"در امت من مردی است که به عدد موی گوسفندان ربیعه و مضر او را در قیامت شفاعت خواهد بود"صحابه گفتند:"این که باشد؟"فرمود که:"بنده ای از بندگان خدای"گفتند:"ما همه بندگان خدای تعالی ایم. نامش چیست؟"فرمود:"اویس"!
****
قبول!تو از من خیلی عاشق تری،خیلی پاک تر،با صفا تر.اصلا همه "خیلی ها" مال توست و فقط یکی سهم من:اویس!من از تو خیلی غریب ترم!
****
گفتند:"او کجا باشد؟". گفت:"به قَرَن" گفتند:"او تو را دیده است؟"گفت:"به دیده ظاهر نه."گفتند:"عجب!چنین عاشق تو به خدمت تو نشتافته؟"
****
در چیزی شبیه هستیم:فاصله. درد مشترک! از "قَرَن" تو تا او. از"قَر°ن"من تا او. فاصله! فرقی مگر میکند؟برای تو از جنس مکان.برای من از جنس زمان.راه دور بودخیلی.چندین بادیه.پر از عشق شده بودی.پر.گفتی:"بروم!شاید از دورها بشود او را ببینم!"
****
چون به مدینه رسید خواجه ی انبیا به سفری بیرون رفته بود.صحابه گفتند:"بمان". گفت:"مادرم مرا فرموده نیمی از روز بیشتر نمانم!"پس بسیار گریست و آنگاه بازگشت.
***
تو رسیدی،رفته بود سفر.من رسیدم،رفته بود سفر.تو ندیدیش.من ندیدمش. و ما فقط تا همین جا همسفر بودیم.
تو رسیدی،رویش نبود،بویش بود. او را نفس کشیدی.نفس کشیدی.من رسیدم.نه رویش بود نه بویش! نه هیچ چیز دیگری برای قناعت!
گفتم:"سهم من؟"
گفتند:"فقط قال رسول الله"!
****
اویس!من خیلی دورم.کسی از نسل غریب!نسل گریز پا!
کجاست زمزمه ی محبتی که مرا به "مکتب" باز آورد؟
کی می رسد آن جمعه که زمزمه ی محبتی...
اللهم إنا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبة ولینا..
بخش هایی از نوشتهی فاطمه شهیدی
کتاب "خدا خانه دارد"
#رحمت_للعالمین
@Gozar1404