لازمه برای کسایی که من رو نمیشناسن بگم که من فارغالتحصیل کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی هستم و حدود ۱۰ ساله که با مسائل مربوط به آموزش زبان درگیرم و در حال حاضر مدرس دانشگاه هستم.
@Gozar1404
خواجه ی انبیا گفت:"در امت من مردی است که به عدد موی گوسفندان ربیعه و مضر او را در قیامت شفاعت خواهد بود"صحابه گفتند:"این که باشد؟"فرمود که:"بنده ای از بندگان خدای"گفتند:"ما همه بندگان خدای تعالی ایم. نامش چیست؟"فرمود:"اویس"!
****
قبول!تو از من خیلی عاشق تری،خیلی پاک تر،با صفا تر.اصلا همه "خیلی ها" مال توست و فقط یکی سهم من:اویس!من از تو خیلی غریب ترم!
****
گفتند:"او کجا باشد؟". گفت:"به قَرَن" گفتند:"او تو را دیده است؟"گفت:"به دیده ظاهر نه."گفتند:"عجب!چنین عاشق تو به خدمت تو نشتافته؟"
****
در چیزی شبیه هستیم:فاصله. درد مشترک! از "قَرَن" تو تا او. از"قَر°ن"من تا او. فاصله! فرقی مگر میکند؟برای تو از جنس مکان.برای من از جنس زمان.راه دور بودخیلی.چندین بادیه.پر از عشق شده بودی.پر.گفتی:"بروم!شاید از دورها بشود او را ببینم!"
****
چون به مدینه رسید خواجه ی انبیا به سفری بیرون رفته بود.صحابه گفتند:"بمان". گفت:"مادرم مرا فرموده نیمی از روز بیشتر نمانم!"پس بسیار گریست و آنگاه بازگشت.
***
تو رسیدی،رفته بود سفر.من رسیدم،رفته بود سفر.تو ندیدیش.من ندیدمش. و ما فقط تا همین جا همسفر بودیم.
تو رسیدی،رویش نبود،بویش بود. او را نفس کشیدی.نفس کشیدی.من رسیدم.نه رویش بود نه بویش! نه هیچ چیز دیگری برای قناعت!
گفتم:"سهم من؟"
گفتند:"فقط قال رسول الله"!
****
اویس!من خیلی دورم.کسی از نسل غریب!نسل گریز پا!
کجاست زمزمه ی محبتی که مرا به "مکتب" باز آورد؟
کی می رسد آن جمعه که زمزمه ی محبتی...
اللهم إنا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبة ولینا..
بخش هایی از نوشتهی فاطمه شهیدی
کتاب "خدا خانه دارد"
#رحمت_للعالمین
@Gozar1404
۱
باری، امام حسن شروع کرد و جالب شروع کرد و افراد را ساخت؛ همان کسانی که در جبهه بندی میان امام مجتبی و معاویه تاب تحمّل نیاورده بودند و نتوانسته بودند یک جمعیت پُرشور قابل اطمینانی را برای امام حسن درست کنند، این قدر اینها فرق کردند که ده سال بعد، دوازده سال بعد، تک تک در مقابل معاویه بلند شدند.
بخشی از کتاب همرزمان حسین
#کریم_اهل_بیت
@Gozar1404
۲
حجر بن عدى و ياران حجر بن عدی، رُشید هَجری و عمرو بن الحَمَق را و زن عمرو بن الحمق را و بسیاری دیگر را که در کوه ها و بر سر قله ها و در غارها و در راه ها و در زندانها جنگیدند و به دست دژخیمان معاویه کشته شدند.
اینها همه فرآورده های کارخانه ی آدم سازی امام حسن هستند و نفر آخرشان کیست؟
میشناسید نفر آخر را؟
بخشی از کتاب همرزمان حسین
#کریم_اهل_بیت
@Gozar1404
۳
نفر آخر برادرش حسین بن علی است؛ یعنی قهرمان کربلا.
شیخ آل یاسین (رضوان الله علیه) يا سیّد شرف الدین در مقدمهی کتابش میگوید که: امام حسن (علیه السلام) مثل آن سرداری که سربازان خود را یکی یکی فرامیخواند و مسئولیت هرکدام را به آنها محوّل میکند. دانه دانه مسئولیتها را به زبان بی زبانی با زبان قرآن و با زبان تاریخ به یارانش حالی کرد و در آخر حسین بن علی را مورد اشاره قرار داد و گفت:
"لا یوم کیومک یا اباعبدالله"
"مسئولیت تو از همه سنگینتر است و کار بزرگ و کار آخر را تو باید انجام بدهی و حسین انجام داد."
بخشی از کتاب همرزمان حسین
#کریم_اهل_بیت
@Gozar1404
۴
اینجاست که به نظر شیخ آل یاسین و به نظر سید شرف الدین، قهرمان اول کربلا امام مجتبیست و قهرمان دوم امام حسین بن علی(ع) است.
او بود که صحنه کربلا را درست کرد.
بخشی از کتاب همرزمان حسین
#کریم_اهل_بیت
@Gozar1404