🔴 موضوع «آب» در نظر صهیونیستها، البته ۲۶ سال قبل
◾️ توجه کردن به این نکته ضروری است که سیاست توسعۀ اسرائیل فقط محدود به زمین نیست. این کشور کوچک خواهان تسخیر و کنترل کلیۀ منابع آبی در منطقه برای استفادۀ انحصاری یهودیان نیز هست. بر اساس مؤسسۀ انتشاراتی نیو اینترنشنالیستز مستقر در آکسفورد: «این کشور [یعنی اسرائیل] به دقت از ذخایر آبی خود حفاظت میکند [که] در برخوردهای [جنگهای] مداوم با سوریه، اردن و لبنان به آنها دست یافته است... [در کرانۀ غربی] جمعیت عرب کاملاً وابسته به آبهای زیرزمینی است و توزیع منابع بین اسرائیلیها و فلسطینیها اصلاً عادلانه نیست... فلسطینیهای کرانۀ غربی مجبور شدند کشاورزی را رها و به شهرها نقل مکان کنند... [بدین دلیل] به مهاجران اسرائیلی اجازۀ حفر چاههایی به عمق هشتصد متر داده شد و به فلسطینیها اجازه ندادند بیش از 120 متر چاه بزنند.
◾️در سال 1990م. مطابق ارقام خود مقامات اسرائیلی، فلسطینیهای کرانۀ غربی 119 مترمکعب آب به ازای هر نفر مصرف کردند، در حالی که اسرائیلیها 354 مترمکعب مصرف آب [سرانه] داشتند. سیستم تعرفۀ مصرف آب در اسرائیل و مناطق اشغالی همچنین تأثیرات متفاوتی بر فلسطینیها و اسرائیلیها داشته است. مطابق منابع اسرائیلی هزینۀ آب فلسطینیها دو برابر اسرائیلیهاست. البته این وضعیت در نوار غزه بحرانیتر است، به طوری که عدم تساوی در پرداخت هزینۀ آب هشداردهنده است؛ فلسطینیها بیست برابر بیشتر از مهاجران اسرائیلی، که از دولت هم یارانه دریافت میکنند، میپردازند.»
◾️تحلیل مجلۀ اکونومیست (27 ماه می سال 2000م. ص 24) نیز گزارش مؤسسۀ انتشاراتی نیواینترنشنالیستز را تأیید میکند و میگوید: «توزیع فعلی آب موجود به شدت غیرعادلانه است. استفادۀ فلسطین از آب به ازای هر نفر، در شهرها و مزارع، فقط سی درصد مصرف اسرائیلیهاست. مهاجرین اسرائیلی با شست و شو، با آبیاری مسرفانه، پنج یا شش برابر یک فلسطینیِ همسایۀ خود آب مصرف میکنند. وقتی موضوع آب آشامیدنی مطرح میشود، 37 درصد از ساکنین کرانههای غربی بدون لولهکشی آب هستند. و ساکنین غزه هم از آبی مینوشند که حتی برای مزارع هم مناسب نیست. لابی کشاورزی اسرائیل حریص و قدرتمند است. از دست دادن مرکبات و گلها غزهایها را مات و مبهوت میکند. اسرائیلیها ناظر بر مصرف کلیۀ آبهای سطحی نشأت گرفته از اردن و کلیۀ آبهای زیرزمینی نشأت گرفته از سفرههای آبخیز هستند که به کرانۀ غربی میرسند. روایت اسرائیل از مرزهای آتی این کشور با دولت فلسطین را تا حدودی عزم اسرائیل برای مرزبندی آینده، حفظ نظارت هر چه بیشتر تعیین میکند.»
◾️آیا این وضعیت منعکسکنندۀ عدالتی است که حامیان فرآیند جهانی شدن نوید آن را میدهند؟ آیا بازیگران اصلی جهانی و سازمانهای دیگری که مدافع حقوق بشر هستند، هیچگونه اعتراضی یا فشاری بر دولت یهود وارد میکنند تا سیاست غیرعادلانهاش را تغییر دهد؟ همانطور که قبلاً اشاره شد، بن گوریون به درستی اشاره کرد که: «اگر من رهبری عرب بودم، هرگز موافقتنامهای را با اسرائیل امضاء نمیکردم.»
📡🗞🗝💣⚙🪙💰⏱📽🎙
🔴 الجزیره به نقل از قالی باف: هیچ منعی در قوانین ایران در خصوص سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی در داخل ایران نیست. ☝️
🔴 از کشتار دستهجمعی رهبر انقلاب و سران و فرماندهان کشوری و لشکری و سربازان و اهالی این کشور چند «روز» سپری شده؟!
🔴پزشکیان هم متن تقاهم نامه را امضاء کرد
✍ #چریک_انقلابی
📌به کانال #چریک_انقلابی بپیوندید 👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2400125148C5d873bcda5
🔴 درسهای سومالی
سومالی کشوری با اقتصاد مبتنی بر دامداری، بر اساس تعامل بین دامداران ایلیاتی و کشاورزان خردهپا تا سالهای پایانی دهۀ 1970م. در تولید غذا خودکفا بود. اما چرا کشاورزی و سیستم تولید دام ایلیاتی از بین رفت؟! در حقیقت، دامداران عشیرهای پنجاه درصد جمعیت سومالی را تا سال 1983م. تشکیل میدادند و دامداری هشتاد درصد کل درآمد صادراتی کشور را تأمین میکرد.
علیرغم خشکسالیهای پی در پی، این کشور اسلامی تا اواخر دهۀ 1970م. در زمینۀ تولید غذا خودکفا باقی ماند. این وضعیت برای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی خیلی خوب نبود. در اوایل دهۀ 1980م. آنها تلاش کردند که در اقتصاد داخلی این کشور دخالت کنند؛ اقداماتی که منجر به بروز مجموعهای از بحرانها در کشاورزی سومالی شد. اصلاحات به اصطلاح اقتصادی برای تبدیل اقتصاد مبتنی بر دامداری به نوعی اقتصاد ایستا اعمال شد. بدینترتیب، یک برنامۀ تعدیل ساختاری کاملاً فشرده به منظور اعطای پول مورد نیاز برای بازپرداخت بدهی کشور به دولت تحمیل شد. در نتیجه کشور سومالی مجبور به وارد کردن غلّۀ غذای [غله برای غذای مردم] شد. از اواسط دهۀ 1970م. تا اواسط دهۀ 1980م. کمکهای غذایی پانزده برابر و با نرخی معادل 31 درصد در سال، افزایش یافت. فراوانی و ارزانی گندم و برنج و فروش آن در بازارهای داخلی، به همراه افزایش میزان واردات تجاری، موجب جابهجایی تولیدکنندگان محلی شد. به همین صورت تغییر عمده در الگوهای مصرفی مواد غذایی به ضرر محصولات سنتی، یعنی ذرت و ذرت خوشهای، در ژوئن سال 1981م. صندوق بینالمللی پول دولت سومالی را مجبور به پایین آوردن ارزش واحد پول خود کرد. این کاهش ارزش پول مجموعهای از کاهش ارزشها را به دنبال داشت و موجب افزایش شدید قیمت سوخت، کودهای شیمیایی و وسایل دامداری شد. این کاهش منجر به پایین آمدن قدرت خرید عموم مردم و همچنین سقوط زیربنای اقتصاد ملی شد، که بر اساس تولید محصولات کشاورزی و دام [دامی] بود.
هدف پنهانی این برنامه از بین بردن دامداران عشایری بود که در اقتصاد سنتی مبادله ای شرکت داشتند. برچیده شدن خدمات مربوط به دامپزشکی نیز به طور غیرمستقیم به منافع بازیگران اصلی جهانی یاری رساند که گواهی آن، این حقیقت است که در سال 1984م. واردات گوشت گاو از استرالیا و کشورهای اتحادیۀ اروپا جایگزین صادرات گاوهای سومالیایی به عربستان و کشورهای حوزۀ خلیج فارس شده بود. در این شرایط، کشورهای کمک کننده به سومالی کمک شان را افزایش دادند، نه به شکل واردات سرمایه و تجهیزات، بلکه به شکل کمک های غذایی. وابستگی شدید به کمک های غذایی موجب شد تا کشورهای کمک کننده بتوانند فرآیند کلی بودجه را کنترل کنند. حمایت صندوق بین المللی پول و بانک جهانی از اصلاحات اقتصادی موجب از هم پاشیده شدن برنامه های بهداشتی و آموزشی سومالی شد. هزینۀ خدمات بهداشتی در سال 1989م. در مقایسه با سال 1975م. به میزان 78 درصد افزایش یافته بود.
این وضعیت نشان میدهد که برنامۀ صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی بود که اقتصاد سومالی را وارد یک دور باطل کرد. از بین رفتن گلهها، دامداران عشایر را تا مرز گرسنگی تحت فشار قرار داد، که این موضوع نیز بر تولیدکنندگان غلات که محصولشان را میفروختند یا با دام معاوضه میکردند، تأثیر گذاشت. ساختار کلی اجتماعی اقتصاد شبانی از بین رفت. سقوط درآمدهای ارزی ناشی از کاهش صادرات دام و پولهای پرداختی شیخنشینهای خلیج فارس به کارگران سومالیایی، تعادل پرداختهای دولت و بودجۀ مالی دولتی را به هم زد و موجب سقوط برنامههای اقتصادی و اجتماعی دولت شد.