برگهی خط خطی شدهی دفترش را کند و سرش را در بالشش فرو کرد. حق داشت؛ برای اینهمه غم خیلی جوان بود.
هفتهی پیش دومین تار موی سفیدش را پیدا کردم. برای یک خواهر سخت است لِه شدن خواهرش را زیر فشار زندگی ببیند.
کلمات دیگر آرامَش نمیکرد؛ بغلش کردم. من اولین قدم هایش را، اولین روز مدرسه رفتنش را، روزهای سخت نوجوانیاش را و حالا سفید شدن موهایش را دیدم.
زندگیمان درست شبیه دریاست، متلاطم و ترسناک.
_اِلآی وصالی
#متن_سبز
متنِسبز!
برگهی خط خطی شدهی دفترش را کند و سرش را در بالشش فرو کرد. حق داشت؛ برای اینهمه غم خیلی جوان بود. ه
با نوشتن ' برای اینهمه غم خیلی جوان بود ' دل خودمم شکست💔