اگه بخوام از شدت ترس نداشتنم از ارتفاع بگم؛ میگم ساعت ۶ صبح رفتم پشتبوم و نشستم لبهش و شروع کردم نسکافه خوردن
متنِسبز!
فک کن ساعت شیش صب داری میری سرکار؛ بعد ببینی یه دختره با هودی و شلوار خونگی نشسته لبهی پشتبوم داره
هنوز باورم نشده همچین غلطی کردم