متنِسبز!
*حالِ خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بد
چرا منی که قبلا با همه حرف میزدم و راحت میگفتم 'حالم بده' دیگه نمیتونم بگم؟
من همون شخصیت برونگرا و پرانرژی خودم رو میخوام
از اینی که الان هستم حالم بهم میخوره
متنِسبز!
من همون شخصیت برونگرا و پرانرژی خودم رو میخوام از اینی که الان هستم حالم بهم میخوره
نمیدونم؛ شاید یهو دیوونه شدم و رفتم وسط کوچه جیغ زدم
متنِسبز!
نمیدونم؛ شاید یهو دیوونه شدم و رفتم وسط کوچه جیغ زدم
مگه چقدر میتونم تحمل کنم و خفه شم؟
چقدر بخندم؟
چقدر بریزم توی خودم؟
الان یه بادکنکم که پره پره
هر لحظه ممکنه بترکم
احساس ناکافی بودن و بدرد نخور بودن و اضافه بودن و مزاحم بودن و اعصاب خرد کن بودن و بیرحم بودن دارم
هوای تهران جوریه که گلوت میسوزه؛ قفسه سینت درد میگیره؛ چشمات میسوزه؛ حالت تهوع میگیری؛ سرفه میکنی؛ ولی باید به راهت ادامه بدی👩🏻🦯🦦