eitaa logo
دختر اسنپی💚👱‍♀️
6هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
4.9هزار ویدیو
1 فایل
﷽ 💚رمان آنلاین دختر اسنپی🦠 🌱روزانه ۱ الی ۲ پارت🐢 🌿🍀تبلیغات👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1974599839C99e2002074
مشاهده در ایتا
دانلود
°💖°🌸°💖°🌸° °🌸°💖°🌸° °💖°🌸° °🌸° باحرصی که از صحرا به دلم نشسته بود سعی کردم خودمو کنترل کنم وحرف بزنم اما انگار موفق نبودم! _درسته..واقعا خداروشکر ! اما من اگرجای صحرا بودم، اگه دلم پیش یکی دیگه بود، بازندگی کسی بازی نمیکردم! خندید.. پارچ آب رو برداشت و لیوان رو پر از آب کرد و سمتم گرفت... _یه کم آب بخور دخترم... این زود جوش آوردن نشون میده که چقدر عاشقی و من ازش لذت میبرم! اما نباید اینجوری باشی مادر! من که گفتم گذشته ها گذشته و قرار نیست تکرار بشه! لیوان آب رو ازش گرفتم و سرمو پایین انداختم وبا خجالت گفتم: _معذرت میخوام.. قصدم بی ادبی نبود.. _بخور قربونت برم.. بی ادبی نیست.. اینا حسادت زنونه اس... همه دارن.. منم داشتم! دیگه سکوت کردم وچیزی نگفتم... _اون رابطه همش ۴ماه بود.. عماد مغروره! هیچوقت به صحرا نگفته بود که دوستش داره و از حق نگذریم صحراهم هیچوقت به عماد امید نداده بود... دنیای خودش رو داشت وجز حس برادری هیچ حس دیگه ای به عماد نداشت و نخواهد داشت! دلت رو از صحرا صاف کن.. اون واسه خودش یه مهراد داره که دنیارو توی چشم های اون می بینه! عشقش به شوهرش اونقدر زیاد هست که نه تنها عماد.. بلکه هیچ مردی رو توی دنیا نمی بینه! مثل توکه عاشق عمادی.. اونم عاشق شوهرشه! اینارو گفتم که دلت صاف باشه و اگه جایی باهم روبه رو شدین مثل یه خانوم فهمیده و عاقل رفتار کنی! چون بالاخره عماد وصحرا دخترعمه وپسردایی هستن! مثل خواهر وبردار هستن و هیچ احساسی جز این به هم ندارن! من دراین باره بهت قول میدم و تضمین میکنم! دلم میخواست بگم اگه عاشق شوهرشه پس چرا ازش جدا شده اما روم نشد! نباید خودمو درگیر گذشته ی عماد میکردم.. حق با عزیز بود.. گذشته اسمش باخودشه و قرار نبود تکرار بشه! مهم اینه که عماد الان منو میخواد و به زودی ازدواج میکنیم! 🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍀@tabasome_mehr🍀 🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃‌ °🌸° °💖°🌸° °🌸°💖°🌸° °💖°🌸°💖°🌸°