«گفت عشق نه!
بیا تا همیشه دوست بمانیم.
دستش را رها کردم گفتم:
ببخشید ما به کسی که برایش روزی چَندبار
از درون فرو میریزیم دوست نمیگوییم...»
- فرید صارمی
قهوهٔ سبز؛
-گفته بودی که چه اندازه تو را میخواهم با چه معیار بگویم ، به تو از مقدارش (: –کافهٔشعر
غیرتم قانع نشد نامِ تورا عنوان کنم!
نیستی سرکارِ خانم نقطهچین ، آشفتهام :))
–کافهٔشعر
قهوهٔ سبز؛
غیرتم قانع نشد نامِ تورا عنوان کنم! نیستی سرکارِ خانم نقطهچین ، آشفتهام :)) –کافهٔشعر
-هر کسی خواست نباشد به سلامت اما،
تو بمان؛کندن جان از تن من راحت نیست.
–کافهٔشعر
قهوهٔ سبز؛
Tu es comme le soleil après le froid. تو شبیه آفتاب بعد از سرمایی! 🌱 –جرعهٔبیگانه
D'ici à la lune et de la lune à ici ; je t'aime ;)
از اینجا تا ماه و از ماه تا اینجا ؛ دوستت دارم ؛)🌱
–جرعهٔبیگانه