هدایت شده از 𝓪𝓲𝓼𝓽𝓰𝓪𝓮𝓱 𝓪𝓪𝓴𝓱𝓻 𝓪𝓪𝓿𝓪𝓻𝓰𝓲
ویلیام: دیروز که رفتم شهر پوستر های کنسرتش پر بود
ربانی: ول کنین این حرفا رو باید با هم حرف بزنیم...
خانم ربانی قضیه رو کامل برای ویولت و ویلیام و مانیا تعریف کرد...
ویولت: یعنی مانیا و ویلیامم میان دیگه؟
حامی: بله
ویلیام: یعنی خرج مادرمو کامل میدین؟
حامی: بله
مانیا: یعنی برای منم عروسک میخری؟
حامی: معلومه کوچولو
ویولت: برای منم میخری؟
حامی: چی
ویولت: عروسک
همه خندیدن
حامی: بله کوچولو😂
ویلیام و مانیا با کلی ذوق گفتن موافقیم ولی ویولت...
حامیم: ویولت خانم شما چی؟
ویولت: زحمت نمیشه براتون؟
حامیم: نه این چه حرفیه من خیلیم خوشحال میشم✨
شب رو همگی رفتن داخل همون خونه(هتل) و خوابیدن
حتی ویولت و ویلیام و مانیا!!!
صبح شد...
continue=> next part
هدایت شده از منجی🎗💛
ایستگاه آخر آوارگی!
اتمام سختی ها>>>>
رمانی از جنس عشق و نفرت\\\\
رمانی که توی اون هر اتفاقی ممکنه بیفته و قابل پیش بینی نیست
قسمت های از رمان:
_من مادرم مریضه
+همه ی خرجش با من
___________________________________
_تسلیت میگم
+چیو تسلیت میگی دکتر
__________________________________
_تا ابد و درد
+کنارت میمونم
خانوادمونhttps://eitaa.com/HAAMIMPASHMAK
هدایت شده از منجی🎗💛
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تیزر رمان ایستگاه آخر آوارگی
☁️🌈حامیم پشمک|پشمک فرفری🌈☁️
جمع فندوممون
https://eitaa.com/HAAMIMPASHMAK
پارت ها رو از اول+پارتای جدید براتون فرستادم بخونین و داخل ناشناس لطفا نظرتونو بگین. و خواهشا بگین پارتای بعد رو بزارم یا الکی تایپ نکنم. بنر و تیزر رو هم گذاشتم❤️❤️❤️❤️
ماچ بهتون
منجی🎗💛
https://eitaa.com/joinchat/3768190718C24b01f31b3
لینک گروه فندوم حامیم❤️
بفرمایین
منجی🎗💛
پارت ها رو از اول+پارتای جدید براتون فرستادم بخونین و داخل ناشناس لطفا نظرتونو بگین. و خواهشا بگین پ
یعنی یه نفرم رمانو نخونده؟؟!!