هدایت شده از 🎧N̶o̶v̶a̶n̶🎧
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دو زار خواننده نیست خب اگه حامیم دو زار خواننده نیست تو ه دیگه هیچی نیستی.
بی ادب. همین که اینهمه فن داره تو اینو رو تو خوابم نمیدیدی
حسود. میخوام بگم. تو که خودت هیچی نیستی پشت بقیه هم حرف نزن
حامیم پر قدرت ادامه بده ما پشتتیم 🍓🍓🍓
تو هم بهتره حرف نزنید چون کسی بهت اهمیت نمیده مگه نه ؟؟؟؟؟
𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬
دو زار خواننده نیست خب اگه حامیم دو زار خواننده نیست تو ه دیگه هیچی نیستی. بی ادب. همین که اینهمه
حامیم دو زار خواننده نیست؟؟؟؟
قدرت فن های حامیم رو ندیدی؟؟
چطوری جرعت میکنی این حرف رو بزنی اخه😡
اکر حامیم دو زار خواننده نیست پس تو چی هستی؟؟
همه اش از حسودیتِ معلومه از قیافت
تو کجای دنیا رو گرفتی که حامیم بخواد با حرف تو پایان کار رو بزنه و دیگه ادامه نده؟؟
والا اندازه ی ۱۰۰۰ تومان هم نمیارزی تو
حامیم ما همه پشتت هستیم ؛ پر قدرت ادامه بده ✨
𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬
دو زار خواننده نیست خب اگه حامیم دو زار خواننده نیست تو ه دیگه هیچی نیستی. بی ادب. همین که اینهمه
داداش اگه تو بلدی بیا بخون
حامیم که اینهمه طرفدار داره و اینهمه سال ها تلاش کرده و انقدر معروف و محبوب شده تو چی شدی تویی که به هیچ جایی نرسیدی و فقط بلدی هیت بدی گوه خوری میکنی
https://eitaa.com/MAAMIM_1399/1360
داخل آپارات هم پیج داره کسا*ت
کلا با خودم 136نفر
___
خوب ایدیشو بده میخوام
بیا پیوی ناشناسو پاک کردم
@mohe1404
#پارت۲۵
اتفاق...
حامیم:خواهش
رفتم تو آسانسور که یهو بابای دریا هم اومد پیشم
بابای دریا:اگه میشه منم بیام باهاتون حرف دارم
حامیم:بله چرا که نه
رفتیم تو ماشین
ببخشید میشه بگین چیشده؟
اتفاقی افتاده؟
پدر دریا:نه اتفاقی نیوفته
فقط خواستم بگم دریا....
حامیم:دریا چی؟
پدر دریا:دریا خوب چطوری بگم
حامیم:زدم بغل همونطوری که دستام روی فرمون بود به بابای دریا نگاه کردم و گفتم
حامیم:جناب...میشه بگین؟دریا چی؟چیشده؟بگین خوب
پدر دریا:گالری دریا با عکسای شما پر شده
عکس هاتون رو هر شب قبل خواب نگاه میکنه
و این آخریا هم داشت خودشو برای اینکه بیاد کنسرت شما نزدیک بود دست به خود*شی بزنه
اون...اون واقعا عاش.ق شماس
بازمببخشید مزاحم شدم فقط خواستم اینو بگم
و بعد پیاده شدم
حامیم:..........
ادامه پارت بعدی...✨
#پارت۲۶
اتفاق...❤️🔥
حامیم:خوب ... بشینید لطفا حرفام تموم نشده
پدر دریا:نه دیگه زحمت میشه
حامیم:بشینید حرفا تموم شه بعد خودممیرسونمتون
پدر دریا:نشستم داخل ماشین
حامیم:خوب میشه بگین چند ماه یا سال منو میشناسه؟؟
پدر دریا:در جریان نیستم
گمونم ۶ سالگی
حامیم:الان چند سالشه؟
پدر دریا:۱۲
حامیم:ا..از ۶ سالگی ی...یعنی ۶ سال😳
پدر دریا:بله
حامیم:راستش توی کتابخونه دیدمش
یه لحظه فکر کردم خواهرمه
پدر دریا:فوت شدن ..؟
حامیم:خیر ؛ توی تصادف گم شد
یه گیره ی پروانه ای که طلا بود روی سرش گذاشته بود احتمالا بخواتر اون بوده...
پدر دریا:تا حامیم این حرفو زد یاد سال ۱۳۹۸ افتادم وقتی رفتیم بازار و ماشین زد به ماهسیما و فرداش رفتیم خاک سپاریش و یه دختر کوچولو با نشونی ای که حامیم گفت داشت و بغل پل نشسته بود و گریه میکرد
اون...اون دریا بود
حامیم:جناب...جناب
پدر دریا:بله؟؟
حامیم:رفتین تو فکر .. دیدینش؟؟با همونون نشونی ها
پدر دریا:عاا پسرم من دیگه میرم خونه
حامیم:برسونمتون
پدر دریا:ممنون ترجیح میدم قدم بزنم
حامیم:باشه
خدافظ
پدر دریا:خدافظ
at the home
پدر دریا:سلام
دریا و نصف خانواده:چیزی شده؟
پدر دریا:خانومی بیا کارت دارم
مادر دریا:چشم
رفتمتو اتاق
بله عزیزم؟
پدر دریا:سال ۱۳۹۸ رو یادته؟؟دریا رو از بغل پل تو راه ق.برستو.ن پیدا کردیم؟؟
مادر دریا:آ..آره چ..چطور مگه؟
پدر دریا:اون خواهر حامیمه
مادر دریا:از کجا معلوم؟؟
پدر دریا:خودش گفت یه دختر با یه گیره ی پروانه ای طلا گذاشته بود روی سرش
مادر دریا:بهش که ......
ادامه پارت بعدی...